دهه شصتی ها

تصاویر و خاطرات نوستالوژیک دهه شصتی / شما هم خاطرات خودتون رو برامون تعریف کنید...

دهه شصتی ها

تصاویر و خاطرات نوستالوژیک دهه شصتی / شما هم خاطرات خودتون رو برامون تعریف کنید...

نوستالژی (Nostalgia)، خاطره‌انگیز یا یادمانه یا دریغ نگاشت را می‌توان به طور خلاصه یک احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا، اشخاص و موقعیت‌های گذشته، تعریف کرد. معنی دیگر نوستالژی دلتنگی شدید برای زادگاه‌است. واژه‌نامه انگلیسی آکسفورد، نوستالژی را شکلی از دلتنگی که ناشی از دوری طولانی از زادگاه‌است، تعریف کرده‌است.
(برگرفته از دانشنامه آزاد ویکی پدیا)

آخرین نظرات
  • ۲۷ آبان ۹۶، ۲۳:۳۶ - علی
    سلام

تاثیرات چوب و فلک بر روی دانش آموزان

شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ۰۵:۱۴ ب.ظ


سلام. سلام گرم من، مدیر وبلاگ وزین دهه شصتی ها رو پذیرا باشید. تشکر می کنم از تو؛ از تو بازدیدکننده عزیز که به این وبلاگ لطف داری و بعد از مشاهده مطالبش، نظر قشنگت رو برام یادداشت می کنی. خسته نباشی می گم تو که بازدید کننده پر و پا قرص وبلاگی و هر روز به وبلاگ سر میزنی و مثل یه مدیر نظرات مخاطب های دیگر رو می خونی و بهشون با دقت پاسخ میدی.

وبلاگ دهه شصتی ها اوایل سال 93 ساخته شد و تا امروز یعنی آبانماه سال 94 حدود 600 مطلب بهش پست شده و الحمدلله نظر شما دهه شصتی ها رو به خودش جلب کرده. اما از میان این 600 مطلب بعضی از مطالب با اقبال بیشتری روبرو شدند. مثلا مطلب خطکش خوردن! و مطلب چوب و فلک. نمی دونم؛ شاید علتش خاطره تلخی هست که به مرور زمان طعم شیرین به خودش گرفته و مخاطب رو با خودش به همون سالهای مدرسه می بره. خیلی از شما گفته بودین که ساعت ها مشغول تورق وبلاگ بودین و اشک می ریختین.

مطلب چوب و فلک پذیرای دانش آموزان و معلمین و اساتیدی بود که از تجربیات خودشون برامون گفتند. برامون خاطرات تلخ و شیرین خودشون رو نوشتند و ما رو بردند به اون دوران.

امروز در این مطلب قصد دارم پایان نامه دکترای یکی از بازدیدکنندگان عزیزمون رو براتون پست کنم. ایشون قول دادن که پایان نامه خودشون رو در اختیار ما بگذارند تا در معرض دید شما قرار بگیره.

بنده مطمئنم مطالب مفیدی در این پایان نامه وجود داره که مخصوصا برای معلمین گرامی ما قابل استفاده خواهد بود. هم معلم هایی که چوب و فلک رو مفید می پندارند و هم اون دسته از معلمانی که به نظرشون چوب و فلک بی فایده هست.

این شما و این هم پایان نامه دوست خوبم جناب آقای هاشم قاسم زاده - دانشجو کارشناسی ارشد علوم تربیتی

 

به نام خدا

هاشم قاسم زاده-دانشجو کارشناسی ارشد علوم تربیتی

دانشگاه اصفهان-دانشکده علوم انسانی

موضوع پایان نامه: تاثیرات چوب و فلک بر روی دانش آموزان دوره ی ابتدایی و متوسطه اول(راهنمایی)

شماره پایان نامه: 532

 

 

مقدمه: چوب و فلک ،نوعی تنبیه بدنی است که در این عصر،هنوز هم وجود دارد. در دوران قدیم، در مدرسه و خانه و قبل تر از آن در مکتب خانه ها بر روی کودکان و نوجوانان استفاده می شد. این تنبیه بیشتر بر روی پسربچه ها مورد استفاده قرار می گرفت. این تنبیه هنوز هم در مدارس کشور های افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، ترکیه، لبنان، مصر، بحرین و عربستان مورد استفاده قرار می گیرد البته به غیر از عربستان و بحرین، این تنبیه در مدارس ممنوع است. در عربستان و بحرین، فلک بستن پسر ها در صورتی که منجر به خونریزی از پا و آسیب جسمی شدید نشود، مجاز است. شیوه ی انجام این تنبیه به این صورت است که کودک را به روی زمین می خوابانند، کفش و جوراب او را در می آورند و پاهای فرد را بالا می آورند و روی چوبی می گذارند که به آن فلک می گویند. سپس طناب را به دور مچ پاهای کودک می بندند. با پیچاندن چوب فلک، طناب به دور مچ پاها بسته می شود به طوری که دیگر توانایی تکان دادن و خارج کردن پا از فلک را ندارند. در این حالت، دو نفر چوب فلک را تا حدی بالا می‌آورند تا کف پا به سمت بالا باشد. سپس معلم، ناظم یا هر فرد دیگری، با وسیله ای، ترجیحا ترکه‌ی انار به کف پاهای کودک می زند. تعداد ضربات گاهی اوقات از قبل تعیین می شد. اما گاهی اوقات فقط ترکه زده می شد بدون شمارش ضربات. به گفته‌ی کسانی که این تنبیه را تجربه کرده‌اند، این تنبیه بسیار دردناک و غیر قابل تحمل بوده است. پس از پایان تنبیه، گاهی اوقات پاهای دانش آموز را از فلک باز نمی کردند تا بقیه عبرت بگیرند. اکنون این تنبیه در ایران ممنوع و غیر قابل انجام است.(طبق قانون مصوبه مجلس شورای اسلامی، هر گونه تنبیه بدنی در مدارس ممنوع است).

 

بخش اول: آمار استفاده از چوب و فلک در 10 مدرسه (5 تا ابتدایی و 5 تا متوسطه اول)در شهر های اصفهان و کاشان.

توجه: نام این مدارس به دلیل عدم اجازه مدیران این مدرسه ذکر نمی شود.

طبق تحقیقات انجام شده، چوب و فلک در مدارس دخترانه وجود ندارد یا حداقل در مدارس این دو شهر وجود ندارد. 7 مدرسه از 10 مدرسه ای که در آن ها چوب و فلک وجود داشته، مدرسه ی غیر دولتی بودند. هم چنین چوب و فلک در مدارس متوسطه اول بیشتر و شدید تر بوده است. میانگین تعداد ضربات فلک در مدارس ابتدایی، 20 ضربه و در متوسطه اول، 30ضربه است. هم چنین در مدارس راهنمایی، معلمان علاقه‌ی بیشتری به استفاده از کمربند و شیلنگ برای فلک کردن دارند. در مدارس راهنمایی، سخت گیری بسیار بیشتری اعمال می شد. لازم به ذکر است چوب و فلک با اجازه‌ی اولیای دانش آموزان انجام می شده است. در اول سال، در فرم ثبت نام، ذکر شده است که در این مدرسه، دانش آموزان برای اشتباهاتشان چوب و فلک می شوند و اولیا هم رضایت داده اند. حتی وسایل چوب و فلک هم ذکر شده است. در 9 عدد از این مدارس، فقط از چوب و فلک استفاده می شد و در یکی از مدارس، از کف دستی زدن هم استفاده می شد. به گفته ی دانش آموزان این مدارس، بیش ترین دلیل فلک شدن بچه ها در دوره ی ابتدایی، مشق ننوشتن و صحبت بدون اجازه در کلاس درس بوده است. در دوره ی راهنمایی، بی انضباطی، دیر رسیدن به مدرسه و درس نخواندن از دلایل اصلی فلک شدن بچه ها بود. 68 درصد دانش آموزان گفتند که در حین فلک شدن، تحقیر نیز می شدند با الفاظی چون: تنبل، بی شعور، نفهم، کودن و... . در نظر سنجی که از دانش آموزان انجام شد، مشخص شد که 83 درصد دانش آموزان هر مدرسه به طور میانگین، حداقل یک بار چوب و فلک شده‌اند. معلمان نیز گفتند که هر روز به طور متوسط 3 دانش آموز را چوب و فلک می کنند. در 78 درصد موارد، چوب و فلک موجب قرمزی شدید کف پا یا همان ورم کردن می شد. در 12 درصد موارد موجب کبودی و در 10 درصد موارد موجب خونریزی کم کف پاهای دانش آموز می شده است. ترکه ی انار از وسایل محبوب معلم ها برای زدن به کف پاهای دانش آموزان است. معلمان اعلام کردنددر 76 درصد موارد، دانش آموزان هنگام فلک شدن گریه می کنند. 10 درصد موارد، فقط التماس می کنند و گریه نمی کنند و 14 درصد فقط آه و ناله می کنند. 82 درصد معلمان می گویند گریه و التماس دانش آموزان هنگام فلک شدن، تاثیر در کاهش یا افزایش ضربات یا شدت ضرباتی که بر کف پاهای دانش آموزان می‌زنند ندارد. 18 درصد گفتند گریه موجب کاهش شدت ضرباتشان می شود. طبق نظر سنجی، 100 درصد معلمانی که از فلک استفاده می کنند، از این روش رضایت داشته و معتقد هستند که برای دانش آموزان پسر بسیار مفید است. 58 درصد معلم هایی که فلک می کنند، در دوران کودکی خود در مدرسه چوب و فلک می شدند. در این مدارس، 91درصد معلم های مرد از چوب و فلک استفاده می کنند. این آمار در بین خانم معلم ها 80 درصد است. خانم معلم ها تمایل بیشتری دارند که وقت زیادی را صرف فلک کردن کنند (میانگین 23 دقیقه). اما آقا معلم ها تمایل دارند چوب و فلک را زودتر تمام کنند (میانگین14 دقیقه). معلم‌های خانم بیشتر از خط کش چوبی استفاده می کنند اما آقایان بیشتر از شیلنگ و ترکه. کمربند نیز تنها توسط آقایان برای زدن کف پاهای کودکان استفاده می شده است. در یک نظر سنجی از دانش آموزان خواستیم به وسایل چوب و فلک از 20 (بیشترین درد) تا 1 (کم‌ترین درد) نمره بدهند. کمربند نمره ی 20، شیلنگ نمره ی 19، ترکه ی انار نمره ی 16، خط کش فلزی نمره ی 15 و خط کش چوبی نمره ی 11 گرفت. به گفته ی معلم ها،همه ی بچه ها موقع فلک شدن با کمربند به گریه می افتند. 86 درصد بچه ها موقع فلک شدن پاهای خودشون رو تکان می دهند. این تکان دادن شامل خم کردن انگشتای پا و بردن کف پاها پشت یک دیگر است. 93 درصد بچه های دوره‌ی ابتدایی و 80 درصد دانش آموزان راهنمایی، گفتند که معلمان خود را می بخشند، اما گفتند که هیچوقت فلک شدن هاشون رو نمی بخشند. عده ای هم گفتند که هیچوقت معلم هایی که فلکشان می کردند رو نمی بخشند. بچه ها گفتند که ترجیح می دهند با کمربند در یک اتاق که فقط معلم هست فلک بشوند اما سر صف با خط کش چوبی فلک نشوند چون حس تحقیر زیادی دارد.

 

بخش دوم:

آسیب‌های جسمی فلک

توجه: این بخش با کمک دانشجویان رشته پزشکی و عصب شناسی اصفهان تهیه شده است.

  1. چوب و فلک موجب آسیب جسمی به بافت کف پا می شود.
  2. چوب و فلک می تونه روی بیضه ها و آلت تناسلی پسربچه ها اثر بگذارد. به گفته ی متخصص‌ها، چوب و فلک شرایط جسمی و روحی سختی را برای بچه ها به وجود می‌آورد. در نتیجه برای مقابله برای شرایط سخت، بدن هورمون تستسترون ترشح می کند. این هورمون برای قوی کردن بدن پسر ترشح میشود، اما در عین حال، باعث رشد زود رس بیضه و آلت تناسلی می‌شود و بلوغ زود رس بوجود میاورد. بلوغ زودرس باعث می‌شود که دانش آموز زود تر به بلوغ جنسی برسد. در حالی که هنوز به بلوغ عقلی کافی نرسیده. وقتی که به اندازه ی کافی بچگی نکرده باشد و به بلوغ برسد اصلا خوب نیست. اعصابی از کف پا به بیضه ها کشیده شده. آقایانی که کلاس ورزش های رزمی رفتند، می دانند که اگر بیضه هاشون پیچ بخورد، باید کف پاهاشون رو به زمین بکوبند. این یعنی بیضه با کف پا در ارتباط هست. این ارتباط از 8 تا 16 سالگی که عمدتا سن فلک شدن پسر هاست، بیشتر می‌باشد.
  3. تاثیر منفی روی قلب و تنفس: در هنگام چوب و فلک، پاها به سمت بالا قرار گرفته است؛ در نتیجه، خون کمی به کف پاها می رسد. علاوه بر آن، طناب به دور مچ پاهای دانش آموز بسته شده و موجب نرسیدن خون به کف پا می شود. از طرف دیگر، برخورد ضربات ترکه موجب آسیب به سلول‌های پوست کف {پا} می شود. سلول‌ها برای ترمیم خود، از خود هیستامین ترشح می کنند که موجب گشادی مویرگ‌های کف پا می شود. اما به دلیل بالا بودن پاها و بسته بودن پا به فلک، امکان خون رسانی به کف پا وجود ندارد؛ در نتیجه،قلب برای رساندن خون به کف پا، بیشتر و بیشتر کار می کند. در این حالت، امکان دارد سه حالت پیش بیاید: 1-قلب موفق به خون رسانی به کف پا می شود. اما این اتفاق هم چندان خوب نیست. چون در این حالت است که کف پاهای دانش آموز به اصطلاح ورم کرده یا باد می کند. 2-قلب موفق به خون رسانی به کف پا نمی شود. در نتیجه خون به کف پا نرسیده و کف پا کبود می شود. این عمل هنگام فلک کردن با کمربند بیشتر اتفاق می افتد. 3-این حالت، بدترین حالت ممکن است که بیشتر برای دانش آموزان ابتدایی پیش می آید. در این حالت، قلب موفق به خون رسانی به کف پا نشده اما به تلاش خود ادامه می دهد. این اتفاق موجب افزایش تعداد تنفس، افزایش ضربان قلب، عرق کردن و افزایش فشار خون می شود. در مواردی که معلم، ضربات را شدید تر بزند، افزایش فشار خون پاها و بر هم ریختن توازن خون در بدن، موجب بیهوشی موقت دانش آموز می‌شود. معلمان نیز اعتراف کردند که چندین دانش آموز هنگام فلک شدن از حال رفتند و مدتی پس از باز کردن پاها از فلک، به هوش آمدند.
  4. چوب و فلک حتی برای معلمان نیز مضر است. تحقیقات نشان می دهد که معلمانی که زیاد فلک می کنند، در طولانی مدت، دچار آرتروز شدید کتف و دست و گردن، از همان دستی که ضربات فلک را می زنند می شوند. این موضوع کاملا ثابت شده است. به گفته ی متخصصان، هر بار که دست برای زدن ترکه به کف پای دانش آموز بالا آورده می شود، نزدیک به 10 درصد سلول های کتف و 6 درصد سلول های ساعد دست فرسوده می شوند و به مرور زمان قدرت ترمیم خود را نیز از دست می‌دهند.
  5. چوب و فلک موجب کاهش قد می شود (این موضوع در مورد چوب و فلک با شلنگ و کمربند صدق می کند). طبق تحقیقات انجام شده،چوب و فلک با کمربند و شلنگ موجب آسیب به سلول های بنیادی موجود در کف پا می شود و از افزایش قد در سنین کودکی و نوجوانی جلو گیری می کند؛ به خصوص این که نوجوانان که در سن رشد هستند، فلک شدن کف پاهایشان آسیب بیشتری به توازن قد پا و دست دانش آموز می رساند.
  6. شوره و ریزش مو: در تحقیق انجام شده بین 50 دانش آموز پسر دوره ی متوسطه اول، چوب و فلک شدن دانش آموزان به دلیل فشار روحی و استرسی که به او وارد می کند، موجب ریزش مو آسیب به پیاز مو می شود. این اتفاق بیش تر در نوجوانانی دیده شده است که در جلوی هم سن و سال‌هایشان و یا سر صف چوب و فلک شده اند.
  7. افزایش احتمال اختلالات جنسی: طبق تحقیقات، دانش آموزان پسری که توسط جنس مخالف خود (خانم معلم) چوب و فلک می شوند، تمایل بیشتری به هم جنس گرایی دارند. زیرا این دسته از دانش آموزان از جنس مخالف خود، تنها خشونت و درد و رنج دیده اند. بنابراین به هم جنس خود که مهربان تر است علاقه مند شده و از جنس مخالف بیزار می‌شوند. هم چنین احتمال ابتلای دانش آموزان مفلوک به سادیسم (دیگر آزاری) و مازوخیسم (خود آزاری) زیاد است. درصد بالایی از پسرانی که توسط خانم معلم خود فلک می شوند، در سن نوجوانی و جوانی، تمایل دارند که یک خانم، آن ها را شدیدا فلک کند. یا این که تمایل دارند انتقام گرفته و جنس مخالف خود را فلک کنند. احتمال «عقده ای شدن» و استفاده این دانش آموز ها از فلک بر روی بچه های دیگر زیاد است. 57 درصد دانش آموزان مفلوک گفته‌اند که اگر در آینده معلم شوند، شاگردان خود را فلک خواهند کرد.
  8. کف پا قسمتی از بدن است که عمدتا پوشیده هست و در حالت معمولی، یک دانش آموز در مدرسه هیچ وقت کف پاهای دوست خود را نمی بیند.اما در زمان فلک کردن، این عضو از بدن در مقابل همه‌ی شاگردان قرار گرفته و همه کف پاهای برهنه‌ی هم کلاسی های خود را می بینند. این کار موجب مبتلا شدن دانش آموز مفلوک به بیماری «نمایش دادن اندام بدن خود» در آینده می شود.
  9. طبق تحقیقات،بعضی افراد با دیدن کف پاهای برهنه ی پسربچه‌ها، لذت جنسی می برند. عامل این اختلال جنسی هنوز مشخص نیست و تحقیقات ادامه دارد اما احتمال این که این بیماری با چوب و فلک مرتبط باشد زیاد است.
  10. به دلیل بالا بودن پاها هنگام فلک، احتمال آسیب به نخاع دانش آموز زیاد است. طبق تحقیقات، اعصاب سمپاتیک که به نخاع مربوط است، بر اثر چوب و فلک های شدید دچار آسیب می شود. حتی بی‌اختیاری در ادرار نیز در تعدادی دانش آموز پسر 10 و 11 ساله که بسیار فلک می شدند مشاهده گردید.
  11. اعصاب کف پا، به ویژه در کودکان و نوجوانان، بسیار حساس هستند. چوب و فلک موجب از بین رفتن اعصاب مربوط به درد در کف پا می شود. در نتیجه کف پا، تا حدودی بی حس می شود اگر بچه روی میخ هم پا بگذارد، به دلیل این که زیاد فلک می شده، دردی را حس نمی کند و متوجه خونریزی از کف پای خود نمی شود.
  12. اعصاب کف پا هم چنین با چشم و کلیه نیز در ارتباط است. در اسناد قاجار آمده که گاهی اوقات، مجرمان به دلیل فلک شدن با شلاق، دچار ضعیفی چشم می شدند. آزادگان سرافراز اسلام نیز که در عراق، در جنگ تحمیلی اسیر بودند و توسط رژیم بعث فلک می شدند، دچار سنگ کلیه و نارسایی های کلیوی شدند.

(منبع: تحقیقات جمعی از دانشجویان رشته پزشکی و عصب شناسی دانشگاه اصفهان. به سرپرستی دکتر مجتبی علی زاده، متخصص رشته پا پزشکی، دکتر حسن احمد پور، پزشک اطفال)

 

3-در این قسمت ،با یکی از دانش آموزان که در مدرسه ی غیر دولتی درس می خواند و چندین بار توسط معلم،ناظم و مدیر فلک شده است،مصاحبه ای داشتیم.این پسر که نخواست نامش فاش بشود،یک پسربچه 12 ساله است.

سلام. اول از هر چیز، میشه بهمون بگی چند بار فلک شدی؟

#سلام. آره من فکر کنم 7 بار فلک شدم تا الآن.

"خب،چند بارش سر صف بوده؟ کجا فلکت کردن؟ کی فلکت کرد؟

#بیشتر چوب و فلک هام سر کلاس آقای حسنی بوده. چون خیلی سخت گیره. فقط یه بار سر صف فلک شدم. اونم به خاطر نمره زیر ده. چوب و فلک سر صف توسط آقای مدیر انجام میشه. یه بار هم به خاطر دیر اومدن تو اتاق ناظم فلک شدم. 20 ضربه با ترکه انار.

"این طور که معلومه تو مدرسه شما بیشتر بچه ها رو فلک می کنن! درسته؟

#آره! تنبیه اصلی تو مدرسه ما چوب و فلکه. بد تر از همه چیز اینه که پدرا و مادرامون هیچ اعتراضی به این موضوع ندارن! اصلا این خودشون بودن که تنبیه چوب فلک رو به مدیر مدرسه پیشنهاد دادن.

"این که خیلی بده! یعنی تو خونه هم فلک میشی؟!

#زیاد نه! فقط پارسال به خاطر دیر اومدن به خونه بابام فلکم کرد.

"نظر خودت راجع به این تنبیه چیه؟ قبولش داری؟

#نه! اصلا! خیلی تنبیه بدی هست. انقدر درد داره که نگو. من فقط واسه این که فلک نشم درس می خونم. گاهی اوقات دوستات رو جلو چشمت فلک می کنن. خیلی بده. یه بار بهترین دوستم رو جلو چشمام به فلک بستن. خیلی دلم براش سوخت و ناراحت شدم چون کاری از دستم بر نمیومد. به هم دیگه قول داده بودیم که نذاریم کسی بلایی سرمون بیاره اما اون رو جلوی من فلک کردن و من هیچ کاری نتونستم انجام بدم.

"(در اینجا لیست آسیب های چوب و فلک رو بهش نشون دادم) تا حالا از این مشکلات واست پیش اومده؟

#(با دقت به لیست نگاه می کنه) آره یه جورایی! موقع فلک شدن، کمرم درد می گیره. بعد از فلک شدن، وقتی پاها رو باز می کنن، چشمم یه لحظه سیاهی میره. موقع فلک شدن نفس نفس می زنم. سادیسم و مازوخیسم رو نمی دونم چیه! ولی احتمالا دارم!!

"وقتی نمی دونی چیه پس از کجا می دونی داری؟؟!

#(با خنده) وقتی شیطونی می کنم بابا و مامانم بهم میگن مگه سادیسم داری بچه !!!  ^-^

"آها! خب، به نظرت وقتی بزرگ شدی، اگه معلم شدی، شاگردات رو فلک می کنی؟

#نه! اصلا! آخه دلم نمیاد. بچه هام رو هم فلک نمی کنم. نه فلک و نه هیچ تنبیه دیگه ای.

"آفرین پسر خوب ! حالا یه سوال دیگه! معلم هایی که فلکت می کنن رو می بخشی؟

#(چند لحظه فکر می کنه) بیشترشون رو آره! ولی خانم اسدی رو که چند بار من و بهترین دوستم رو با بهونه های الکی شدید فلک کرد رو نه. ولی شاید بعدا ببخشم!

"خب،ممنون که باهامون هم صحبت شدی! کاری، باری، امری، حرفی نداری؟!

#نه! فقط از پدر و مادرا می خوام بیشتر به فکر ما بچه ها باشن و نذارن که تو مدرسه ما رو کتک بزنن. همین. فکر نکنم خواسته زیادی باشه!

"البته همه پدر و مادرا بچه هاشون رو دوست دارن!

# آره خب! ولی یه عده کم تر، یه عده بیشتر .

"خب، امیدوارم تو زندگیت موفق بشی! درسات رو بخون و شیطونی هم نکن تا دیگه فلک نشی! باشه؟!

#(با خنده) باشه!! ^-^   

 

در این بخش آسیب های روحی و روانی چوب و فلک بر روی دانش آموزان رو بررسی می کنیم.

  1. تحقیر شدن: طبق تحقیقات انجام شده، چیزی که دانش آموزان را از فلک متنفر می کند، علاوه بر درد و سوزش بسیار، تحقیر شدن جلوی هم سن و سال هایشان است. تعداد قابل توجهی از معلمان گفتند وقتی که در حال فلک کردن کف پاهای دانش آموزشان هستند، از تحقیر و بعضا" توهین بعد از زدن هر ضربه استفاده می‌کنند. یکی از خانم معلم‌ها که معلم سال چهارم ابتدایی پسرانه است، روش خاصی برای تحقیر کردن بچه ها داشت؛ او درباره ی طرز تنبیه و فلک کردن شاگردانش این طور می گوید: "وقتی قراره دانش آموزی فلک بشه، بعد از پابرهنه شدن و بستن پا به فلک، با خودکار روی کف پای چپش می نویسم «پسر» و روی کف پای راستش می نویسم «تنبل» یا «پسر بد». وقتی کف پاهاشون کنار هم دیگه جفت میشن، عبارت پسر تنبل یا پسر بد قابل خوندن هست و کف پاهای اون دانش آموز هم به سمت بقیه بچه ها هست تا عبرت بگیرن. بعد با خط کش چوبی، اونقدر به کف پاهاشون می زنم که حسابی قرمز و متورم بشه. این تنبیه هر روز من سر کلاس هست و در این کار موفق هستم و از فلک راضی هستم. موقع فلک کردن هم اگه دانش آموز درس نخونده باشه، بعد از هر ضربه بهش میگم احمق، خنگ، و اگه مشق ننوشته باشه میگم تنبل، و اگه بی نظمی کرده باشه، علاوه بر این که به جای خط کش، با ترکه فلکش می کنم، بهش میگم بیشعور، حیوان، بی‌تربیت... دانش آموزام من رو می شناسن. اصلا از گریه و زاری و التماس قبل از فلک و موقع فلک شدن خوشم نمیاد. اگه کسی رو بخوام فلک کنم و اون پسر کفش و جوراباش رو زود در نیاره، 20 ضربه بیشتر فلک میشه. واسه همین بیشتر بچه ها سریع واسه فلک شدن آماده میشن. موقع فلک شدن هم باید پاهاشون ثابت و بی حرکت باشه. در غیر این صورت شدید تر فلک میشن. التماس کردن موقع فلک شدن هم ممنوعه... به نظر من چوب و فلک تنبیه خیلی خوبی واسه پسر ها هست !"... این معلم به شدت موافق فلک بوده و می گوید روزی 5 دانش آموز را سر کلاس فلک می‌کند. او می گوید برای فلک بستن تمامی شاگردانش از اولیای آن ها اجازه داشته است. تحقیر شدن بچه، به خصوص پسرها موجب سرافکندگی، ناراحتی زیاد و افسردگی موقت، ناراحتی اعصاب و به خصوص شکسته شدن غرور می شود. این موضوع را تمامی کسانی که فلک می‌شدند، قبول کرده اند که فلک شدن با کمربند، 60 ضربه، با شدت زیاد توسط ناظم در دفتر مدرسه که هیچ کسی به جز ناظم اون جا نیست، خیلی راحت تر از فلک شدن با خط کش چوبی فقط 20 ضربه سر صف مدرسه، جلوی چشم همه‌ی بچه ها هست. چون تحقیری که چوب و فلک به وجود میاره، تنبیهات دیگه ندارند.
  2. سلب اراده: در چوب و فلک، پاهای دانش آموز را با طنابی انقدر محکم به فلک می بندند که دانش آموز کم تر اختیاری روی پاهای خود ندارد. در این زمینه، از تجربیات خودم از فلک شدن استفاده کردم. یادمه هر بار که فلکم می کردند، اول تا حدود 10 ضربه پاهایم را به شدت تکان می دادم تا بلکه از درد فلک کم بشود اما بعد از 10 ضربه و وقتی می دیدم که تکان دادن پا بی فایده هست و فقط ناظم یا معلم رو  عصبانی می کند، نا امید شده، پاهای خود را در اختیار فلک گذاشته و به گریه و التماس می‌افتادم. این اتفاق پس از این که بار ها و بارها در دوران ابتدایی و راهنمایی برایم تکرار شد، موجب شد که در نوجوانی و جوانی، در گرفتن تصمیم های مهم و اراده داشتن در مقابل مشکلات زندگی، به جای امیدواری، هم چون پسری که پاهایش را به فلک بسته اند، پس از چند روز دست و پنجه نرم کردن با مشکلات، نا امید بشوم و مانند چوب و فلک مدرسه، خود را به دست مشکلات بسپارم و از تلاش کردن غافل بشوم. البته می دانم که این اتفاق بیش تر واسه من افتاده و دوستان دهه شصتی که فلک می شدند، اراده خود را از دست ندادند اما دوستانی را می شناسم که هنگام رویارویی با مشکلات، یاد چوب و فلک افتاده و تسلیم فلک یا همون مشکلات زندگی می شوند.
  3. شرطی شدن دانش آموز: یکی از آسیب های روحی و تربیتی مهم که بد بودن چوب و فلک را ثابت می‌کند، شرطی شدن دانش آموز است. به این صورت که وقتی دانش آموز را به خاطر اشتباهاتش چندین بار فلک می کنیم، این موضوع به او تلقین می شود که باید درس بخونم تا فلک نشوم. پس دانش آموز شروع به درس خواندن می کند اما اگر چوب و فلک را برداریم، چون دانش آموز به فلک شدن به خاطر خطاهایش عادت کرده، با خود می گوید: اگر درس نخونم، فلک نمیشم. اگر درس بخونم هم فلک نمیشم. پس چرا از وقت بازی خودم رو درس خوندن بذارم، وقتی در هر دو صورت فلک نمیشم؟!پس دست از درس خواندن می کشد. ما هم از معلمان یک کلاس پسرانه ششم ابتدایی که بارها فلک شده بودند و به فلک عادت کرده بودند، خواستیم که تا دو هفته از هیچ تنبیه بدنی از جمله فلک استفاده نکنند. بعد از دو هفته، میانگین نمرات دانش آموزان به زیر 10 رسید. در حالی که تا دو هفته قبل، میانگین نمرات 16 داشتند. کاملا مشخص بود که آن دانش آموزان فقط برای این درس می خواندند که فلک نشوند. بعد از این که دوباره فلک شدند، نمراتشان به میانگین 16 برگشت. اما نباید از یاد ببریم که «هدف از تحصیل چیست؟! آیا هدف از تحصیل، فرار از فلک شدن توسط معلم هست یا کسب علم؟! هدف از نظم و به موقع آمدن به مدرسه چطور؟! فلک نشدن یا با نظم شدن ؟!» پس اگه دانش آموزی از ترس فلک شدن بیست گرفت، ارزشش کم تر از اون کسی هست که 12 گرفته اما با علاقه و بدون زور و اجبار درس خونده. تا آخر عمر که نمیشه بچه رو فلک کرد. نهایتش تا آخر دبیرستان فلک بشه. آیا وقتی دانشگاه رفت هم باید فلک بشه؟!
  4. ناراحتی اعصاب و ایجاد خاطرات تلخ: به گفته ی خود دانش آموزان، تنها یک چیز بدتر از فلک شدن سر صف هست و اون هم دیدن صحنه ی فلک شدن بهترین دوستت هست. هیچ چیز مثل شنیدن صدای گریه‌ی بهترین دوستت که داره فلک میشه و از دستت هم کاری بر نمیاد عذاب آور نیست که نیست... (زنده باد رفاقت دوران کودکی و نوجوانی !).

 

عده ای از دوستان سوال پرسیده بودن که چرا دانش آموز ها موقع فلک شدن انگشتای پاهاشون رو خم می کنن. ما در تحقیقاتمون پاسخ این سوال رو پیدا کردیم. به دو دلیل بچه ها موقع فلک شدن انگشتای پاهاشون رو خم می کنن:

  1. به دلیل این که از شدت درد،اعصاب کف پا تحریک میشن و انعکاس نخاعی به وجود میاد که دست خود بچه نیست.
  2. به این دلیل که با خم کردن انگشتای پا، پوست کف پا ضخیم تر و کلفت تر میشه و درد ضربات فلک رو به طور موقتی کاهش میده. یه دلیل فرعی دیگه هم اینه که تنها قسمت از کف پای دانش‌آموز که به چوب بسته نمیشه و تا حدودی آزاد هست، انگشتای پا هستن و پسربچه هایی که فلک میشن انگشتای پاهاشون رو از درد تکون میدن تا شاید از شدت سوزش پاها کم بشه.

معلم هایی که فلک می‌کنن گفتن بیشتر از 90 درصد پسربچه ها موقع فلک شدن انگشتای پاهاشون رو تکون میدن و یا خم می‌کنن.

 

شما هم می توانید عکس ها، خاطرات، و دیگر موارد نوستالژیک خودتون رو برای ما ارسال کنید تا به اسم خودتون در وبلاگ به ثبت برسه. لطفا مطالب خودتون رو به ایمیل من ارسال کنید.

ایمیل دهه شصتی ها: 1360s.blog.ir@gmail.com

  • غلامعلی حسینی بهجانی

دهه شصتی ها

مدرسه

نظرات (۱۴۴)

کلا تنبیه بدنی روش غلط و غیر انسانی هستش
واقعا درسته اگه آدم برای کسب علم درس بخونه خیلی بهتره تا ترس از تنبیه  البته تا امسال ک پیش دانشگاهی ام برای نمره ومعدل خوب گرفتن و آرامش روانی بعد از موفقیت بود اما الان به فکر دانشگاه خوب و رشته ی مورد علاقه ام پس بر م که درس بخونم !
تنبیه خیلی سخت و وحشتناکی بود ولی در این حد هم که تو این مقاله نوشته نبود.
این پایان نامه در هیچ جا ثبت نشده !
سلام به دوستان
شهریور ماه بود و داشتیم آماده میشدیم برای مدرسه و کلاس سوم. خانم میم دبیری بود که سال سومی بودش که تو مدرسه ما بود و دوسال قبل هم کلاس سومو داشت.یه روز مادرم رفته بود مدرسه و گفته بودن امسال هم همین خانم معلممونه. از سالای قبل شنیده بودیم که خیلی سختگیره و هر کی درس نخونه سر کلاس تنبیه میشه.حتی اگر شاگرد زرنگ باشی و فقط یه بار درس نخونی در سال همون یه بار رو هم نمیگذره و تنبیه میکنه. میدونستیم سال جدی و ترسناکیه.......!!!! 
خلاصه اول مهر شد و رفتیم و بعد صبحگاه و حرفای روز اولی مدیر و ناظم رفتیم سر کلاس و منتظر معلم. بین همه بچه ها صحبت این بود که امسال چیکار کنیم و بدبخت شدیم و کاش این معلممون نبود و ازین حرفا..... بعد چند دقیقه معلم اومد و همه گفتیم برپا.دم در کلاس وایستاده بودن یه نگاه کردن که همه برپا باشن. بعدش اومدن سمت میز و صندلی معلم و گفت بفرمایید. خواست یکی یکی معرفی کنیم و بگیم تابستون چیکار کردیم و ما هم این کار رو انجام دادیم و نوبت حرفهای ایشون شد. معمولا جلسه اول معروفه به جلسه آشنایی و منتظر بودیم ببینیم خانوم میم چی میگه. گچ رو برداشت و اسم درسا رو روی تخته نوشتو شرو کرد یکی یکی درباره درسها و شیوه تدریس و تمرین و امتحان هر درس توضیح دادن.یککی دوتا درس مونده بود که زنگ خورد. زنگ بعدی توضیح درسها رو ادامه داد و بعدش شرو کرد به مرتب کردن جای ما به ترتیب قد تا رسیدیم به زنگ آخر. یه سری حرفایی که یادمه اینجور بود که :
سر کلاس من اگر کسی میخواد تنبلی کنه و درس نخونه سر کلاس نیاد.چون کسی بیاد و درس بلد نباشه من میدونم و اون.فردا جلسه اولیا هست و همین اول سال به اولیاتونم میگم که من شاگرد تنبل نمیخوام و اگر کسی کارایی که میخوامو انجام نده و درس و تکلیفاشو درست انجام نده تنبیه میشه.....
بعد گفت من تنبیهام قانون داره. توی امتحانای کتبی هر نیم نمره کمتر از 15 یه خکش میرنم کفدستتون. توی پرسشای شفاهیم به ازای هر سوالی که کامل جواب ندید یا یکی یا دوتا یا 3تا یا 4 تا خطکش نوش جان میکنید.....این حرفا رو که میزد کلاس در سکوتی مطلق فرو رفته بود......خلاصه اگر روزی درس نخوندید خودتون نیاید تو کلاس.....روز اول تموم شد و رفتیم و فرداشم یه زنگ زودتر تعطیل شدیم چون زنگ آخر جلسه بود و تو جلسه مخ اولیا رم زده بود تا جواز تنبیهو بگیره!!!!!! تا 7-8 - 10 روز همه چی آروم پیش رفت و یه روز زنگ اول فارسی داشتیم و شرو کرد مشقا رو دیدن.چند نفر ننوشته بودند که گوششونو گرفت و از نیکت اورد بیرون و گفت برید پا تخته 2تا دست و یه پاتونو بگیرید بالا....بعضیا هم که بدخط بودن خودکار گذاشت لای انشتا و چند ثانیه فشار میداددد.مشقا رو که دید رفت از جا میزیش یه خطکش چوبی برداشت و رو کرد به کسایی که بیرون بودن و گفت بهتون گفته بودم تنبلی نباید بکنید.... رفت و شرو کرد نفری 4-5 تا خطکش زدن .... از همون روزم تنبیهای پرسش و کتبی رسما شرو شد دیگه.......

حالا اگر دوست دارید از دو سه بار تنبیهایی که خودم شدم بگم
من یک بار دخترمو که ده شده بود کتک زدم یعنی گفتم سارا کفشاتو دربیار بعد خوا بوندمش کمربندو برداشتم 1 اییییییی 2 مامان نزنید خلاصه 220 تا زدم البته باباشم 999 ضربه اسپنکش کرد
پاسخ:
حالا روندش میکردی تا باور کنیم
من کلا با تنبیه بدنی مخالفم ولی بعید میدونم چوب و فلک همچین تاثیراتی داشته باشه.
من خودم رکوردار فلک شدن تو مدرسه هستم ولی با وجود درد شدیدی که داشت و چند روز لنگیدن هیچ کدوم از این مشکلات برام رخ نداده
اوه چه مقاله مفصلی
یعنی همچین تاثیراتی داشته؟
اتفاقا تو مدرسه ما میگفتن چون ترکه به کف پا میخوره پس ضرری نداره
برای همین هم بیشر فلک میکردن
اصلا فکرشون نمیکردم که هنوز هم تو مدارس از این تنبیهات وجود داشته باشه. شاید این پایان نامه باعث آگاهی بیشتری بشه و بتونه جلوی این روشهارو بگیره
اون احمقهایی که میگن با تنبیه بدنی بچه موافقن بیان این پایان نامه رو بخونن تا ببینن تنبیه بدنی چه بلایی سر بچه ها میاره
سلام . لطفا یک پست بذارید فقط راجع به خاطرات فلک شدن در مدرسه . خواهش می کنم این کار رو انجام بدید . نزدیک عید هم هست   و ما وقت زیادی دارید واسه خاطره گفتن . یک عکس هم از چوب و فلک در اون پست بذارید و از بازدیدکنندگان بخواید که خاطرات فلک شدن یا فلک کردنشون رو تعریف کنن . ممنون از شما ..
پاسخ:
سلام دوست عزیز
با عرض معذرت تعداد پست های فلک زیادی زیاده. بنابراین دیگه مطلبی در مورد فلک و فلک شدن نمی گذاریم.

باتشکر
سلام .    مطلب جالبی بود . بازم از چوب و فلک مطلب های جداگانه و مخصوص بذارید . شک نکنید مطلب  پر طرفداری میشه . با تشکر ..
سلام . پایان نامه خیلی خوبی بود . ممنون از مدیر وبلاگ که این تحقیق رو انجام دادن .
پاسخ:
سلام
این "تحقیق" مال من نیست.

با تشکر
برادرم من هم تو مدرسه فلک شده فکر کنم برای همینه که یکم شوت میزنه
هر چی بود گذشت. خوشبختانه اون فلک شدنها روی من تاثیر بدی نداشته. امیدوارم همکلاسی ها و دوستان زمان مدرسه هم مشکلی براشون پیش نیومده باشه
خوشبختانه دیگه از این روش ها استفاده نمیشه
لطفا این عکسو بزارین تا همه بفهمن که کف پا چقدر عضو مهمیه
http://s3.img7.ir/7E2XV.jpg
پاسخ:
عجب
هر وقت فلک میشدیم از شدت درد جیغ و داد میکردیم بعدشم راه رفتن با اون پاها عذاب بود.
معمولا تا چند روز نمیتونستیم راحت راه بریم. یکم لنگ میزدیم
ولی تاثیرات همیشه موقتی بود
تاثیرات بدی داشت چوب و فلک ولی نه در این حد. به نظر یکم زیادی بزرگش کردین.
واقعا یه همچین تاثیراتی داره؟
منم چند بار فلک شدم ولی خوشبختانه از این اتفاقا برام نیفتاده
پاسخ:
تا الآن اکثر بازدید کنندگان گفتن که آنچنان تأثیری در آنها نداشته
یکی از تاثیراتشم درس خون شدنمون بود. البته من این روشو اصلا تایید نمی کنم. حودم طعمشو چشیدم و اصلا دوست ندارم دیگه بچه ای فلک بشه.
خیلی تنبیه سختی بود. ما پسرای دهه شصتی خیلی دوران بدی داشتیم.
پاسخ:
سلام. واقعا برام سواله که هدفتون از اینکه با تغییر اسم، خاطره!! می نویسید چی می تونه باشه.
ثمین، مهناز، ساره، مهتاب، فریبا، رها، شبنم، نارین، محیا، منا، ثریا، سپیده، سحر، الهه و...
اینا همش عقده گشایی جنسی است.
چوب و فلک تنبیه خیلی خشن و وحشتناکی بود. دیگه هرگز نباید ازش استفاده بشه. در واقع دیگه هرگز نباید از تنبیه بدنی تو مدارس استفاده بشه.
به نام خدا
از آقای سمسار باشی بخاطر رسواسازیشون تشکر میکنم در فضای مجازی چهره واقعی اشخاص مشخص نیست وما با چهره های قلابی ودروغی و داستان های قلابی و دروغی روبرو هستیم رسول خدا در مورد ملکوت دروغ و دروغگویی میفرمایند: هرکس دروغ بگوید بوی گندی از دهانش متصاعد میگردد که 70 هزار ملائکه خدا اورا لعنت میکنند. چه بسیار از آنچه نوشته شده از داستان و خاطره گرفته تا پایان نامه ثبت نشده در هیچ جا دروغ و کذب باشد.
...نویسنده این پایان نامه در مورد وجود چوب و فلک در مدارس کاشان و اطراف دروغ می گوید. داستان او در مورد خانم معلم سادیست نیز به طرز مسخره ای دروغین است. بحث اینجاست که برای چی این دروغ ها را سر هم کرده است. علاوه بر این چرا باید در این پایان نامه از جزییات فلک کردن با نوعی لذت حرف بزند؟ این پایان نامه نوشته همان حامد اکبری است که در صفحه پیش کامنت داده بود و اگر خوب دقت کنید هدفش رواج کودک آزاری است. تعجب می کنم چرا بعضی اصرار دارند این چرندیات خوب است. من با خاطرات واقعی مشکل ندارم. بحث من این است که یکسری افراد بیمار خیلی واضح از احساسات کاربران این وبلاگ سو استفاده می کنند.
چقدر خنده دار. کاملا مشخص است شما (علی رضا) هموون نویسنده این مطالب چرند هستید که با چند تا اسم کامنت های مختلف می گذارید. اولا) چوب و فلک و تنبیهات بدنی در کشور ممنوع شده و نیازی به این پایان نامه نیست تا خطرات آن مشخص شود و کسی نیست که آن را تایید کند. دوما) این پایان نامه اصلا پایان نامه نیست. در این پایان نامه آنجا که از خانم معلم صحبت می کند و جزییات فلک کردن را شرح می دهد کاملا مشخص است که ساختگی است. هیچ معلمی به این اندازه سادیست و کثیف نیست. اگر هم باشدخود را لو نمی دهد. سوما) هاشم قاسم زاده همان حامد اکبری است که در صفحه پیش کامنت گذاشته بود. سبک نوشته یک نوع است.  چهارما) هاشم قاسم زاده در همین صفحه کمی بالاتر از سایت falakkhatere.com صحبت کرده بود و گفته بود از اعضای این سایت است. این سایت را ببینید www.falakkhatere.blogsky.com این سایت متعلق به همین افراد کودک آزار است و در وبلاگ های دیگر نیز دقیقا همینجوری کامنت میگذارند. پنجما) آل احمد یک داستان نویس است. اما نویسنده این پایان نامه دروغین به دروغ
  • علی رضا (یک دانش آموز)
  • جناب آقای سمسار. تا حالا داستان گلدسته ها و فلک از جلال آل احمد رو خوندید؟!این داستان از کتاب پنج داستان مرحوم جلال آل احمد هست.سال هاست که در درس ادبیات سال سوم دبیرستان تدریس میشه و تو کنکور هم ازش سوال میاد.این طور که شما فکر می کنید،مرحوم جلال آل احمد هم به فکر ترویج کودک آزاری بوده ! نه ؟! چند خط از این داستان که در کتاب سوم دبیرستان تدریس میشه : مگه لال شدین؟!گفتم مناره چند تا پله داشت؟! یکهو به صرافت افتادم و گفتم:همش ده دوازده تا!مدیر عصبانی شد و گفت :که ده دوازده تا!هان؟پنجاه تا بزن کف پاهاشون تا دیگه دروغ نگن! کف پام سوخت.اما شلاق نبود.کمربند بود که فراش از کمر خودش باز کرده بود و می برد بالا و میاوارد پایین.گاهی می گرفت به چوب فلک.گاهی می گرفت به مچ پامان اما بیشتر می خورد به کف پا و زد.هی زد و آی زد! .....راجع به هر چیزی میشه از نگاه شهوت نگاه کرد.مهم طرز نگاه کردنه.شما باید نیمه ی پر لیوان رو ببینید.  ببخشید اگه بی ادبی کردم.شرمنده.
  • علی رضا (یک دانش آموز)
  • سلام.ممنون که این مطلب رو دوباره بارگزاری کردید.من از طرف همه ی دانش آموزها ازتون تشکر می کنم.مدیر ما تو مدرسه همش تهدید به فلک می کرد.البته هیچ وقت انجام نداد.ما این سایت و این مطلب رو بهشون معرفی کردیم و ایشون هم کاملا تغییر کردن و مهربون شدن.من از مدیر وبلاگ برای انتشار این مطلب قدر دانی می کنم و اعلام می کنم که همیشه برای شما و نویسنده این مطلب دعا می کنم. کاری ندارم هدف این مطلب چی بوده.هر چی باشه،به نفع ما دانش آموزها شد. 
    از آقای سمسار هم خواهش دارم که طرز فکرشون رو درست کنن.همه انسان ها به فکر شهوت و این جور چیزا نیستن.انقدر به مردم مشکوک نباشید.من جای فرزند شما هستم و جسارت نمی کنم.ولی اینو بدونید که این مطلب باعث آرامش خاطر ما دانش آموزها شد و شما اشتباه فکر می کنید.از کی تا حالا مخالفت با تنبیه بدنی شده ترویج کودک آزاری؟! آدم خنده اش می گیره
    با تشکر ویژه از مدیر محترم وبلاگ که به فکر ما بچه ها هستن...
    پاسخ:
    سلام آقا علیرضا
    خیلی ممنون که نظر خوبت رو برام نوشتی
    ان شاء الله موفق باشی
    یاعلی
    چون فردی که این چرندیات را نوشته یعنی هاشم قاسم زاده همان جناب حامد اکبری است که داستان های ساختگی از خودش نوشته. سبک داستان ها کاملا مشابه است. هم پایان نامه هم داستان های حامد اکبری و بسیاری دیگر از این افراد. اگر دقت کرده باشید هاشم قاسم زاده از یک وبلاگ اسم میبره. falakkhatere.com این وبلاگ متعلق به همین افراد بیماره. ما قصد داریم این افراد بیمار و کثیف رو از اینترنت پاک کنیم. هاشم قاسم زاده و سایر دوستان همراه با ایشان را به جرم ساختن داستان های سادیستی با هدف ترویج کودک آزاری و مخدوش کردن چهره معلمین به پلیس جرایم اینترنتی گزارش خواهیم کرد.
    پاسخ:
    سلام. 
    جناب سمسار عزیز با تمام احترامی که به شما و دیگر منتقدین دارم باید بگم که من به شخصه برداشت شما رو نسبت به خاطرات بازدید کنندگان و همچنین این پایان نامه ندارم. هرچند ممکنه از اونها به هر نحوی سوء استفاده بشه. بنابراین این مطلب دوباره در وبلاگ بارگزاری میشه. به این دلیل که هدف این مطلب اصلا ترویج کودک آزاری نیست بلکه دقیقاً هدف آن جلوگیری از آن است.
    ممکنه اصلاً هیچ پایان نامه ای با این اسم وجود نداشته باشه و هیچ شخصی به نام هاشم قاسم زاده وجود نداشته باشه اما دلایل شما رو برای حذف این مطلب ناکافی می دانم.
    این مطلب تا زمانی که پلیس فتا دستور حذف آنرا نداده در این وبلاگ باقی خواهد ماند.
    نمی فهمم چطور میشه مطلبی رو که علیه تنبیه بدنی نوشته شده را به مسائل جنسی ربط داد. اگر مطلب در تایید استفاده از تنبیه بدنی و خشونت علیه بچه ها بود میشد همچین نتیجه ای گرفت ولی این مطلب چه راست چه دروغ کاملا علیه روشهای خشن و مخصوصا فلک کردن هستش.
    شما خودت یا خیلی ساده ای و چیری از این جماعت (foot fetishist) نمیدونی  و یا خود همون آدمی هستی که اون مطالب دروغ آمیز رو نوشته بود. دوستان نوشتن داستان های سکسی یا شهوانی در دنیا خیلی متداول است. بحث اینجاست که مطلب مورد بحث شما یعنی همین فلک کردن هم جزو زیر مجموعه های همین گرایش های جنسی است. افراد (foot fetishist) در دنیا خیلی زیاد هستند  و هم کلی فیلم و مطالب از خودشون درست می کنند. متاسفانه در ایران بچه باز ها یا افرادی که به پسر بچه ها گرایش دارند زیاد هستند. این افراد وبلاگ خوب و سالم شما را خراب کرده بودند دوستان. در آخر باید بگویم انتشار مطالب جنسی با موضوع بچه ها در بسیاری کشور ها جرم است. این پایان نامه ساختگی هم محصول تخیلات جنسی همین دسته از افراد است.با تشکر. بهتر است کمی اطلاعات خود را بالا ببریم.
    پاسخ:
    با تشکر از شما...
    مطلب خوبی بود چرا حذفش کردین؟
    بنظر من کسایی که با این مطلب مخالفن و اینقدر کامنت علیه این مطلب گذاشتن همونهایی هستن که با این روش ها موافقن و نمی خوان مردم با آثار و مضررات این روشهای تربیتی غلط آشنا بشن.
    سلام میکنم خدمت شما دوستان گرامی
    وقت همگی به خیر و شادی
    راستش قبلا" اومدم و کامنتهای جدید رو هم خوندم ، ناراحت شدم که چراو به چه علت بعضی افراد در فضای مجازی هم با خودشون رو راست نیستند !!!!!!!!!!!!!!!!! اینجا جایی هستش که بچه های دهه شصت خاطراتشون رو واسه همدیگه تعریف میکنن ، همین ... متأسف شدم ولی به هر حال میگذریم و همچنان بر عقاید خودمون هستیم  " چوب و فلک و سایر تنبیهات جسمی واسه بچه ها دردناکن ، انشاالله که معلمین گرامی واسه تنبیه، از روشهای دیگه ای استفاده کنن "
    ضمنا" خاطرات همه ی شما دوستان گرامی رو هم خواندم ،ممنوووون ، دوستانی که صادقانه خاطراتتون رو تعریف کردین واسمون بسیار لطف  فرمودین ، تبریک واسه صداقتی که داشتین ، مرسی ، واستون در تمام مراحل زندگی آرزوی موفقیت و شادکامی دارم
    چرا این مطلب حذف شده. بزارین این مطلبو همه بخونن تا دیگه کسی از این روشها برای تربیت بچه ها اصتفاده نکنه.
    پاسخ:
    سلام.
    متأسفانه ایرادهایی بر این «پایان نامه» وارد هست که هنوز نویسنده آن پاسخی در ردّ آن نداده اند. بنابراین تا زمانی که ابهام های مربوطه برطرف نشده باشد، این مطلب از دسترس خارج خواهد بود.

    باتشکر از شما
    سلام.من پدرم ناظم مدرسه راهنمایی پسرانه بود.برام تعریف می کنه که روزی حداقل 10 یا 11 تا پسر رو تو مدرسه چوب و فلک می کرده.اگه تمایل داشته باشید،خاطرات فلک بستن های بابام رو تعریف می کنم.
    راستی!ممنون به خاطر وبلاگ قشنگتون.
    واقعی یا غیر واقعی مطلب جالبی بود. بعضی حرفاش درست بود ولی بعضی ها هم نه. مخصوصا قضیه آسیبهای جسمی و روحی که کاملا غلط بود چون اگر درست بود خیلی از ما باید دچارش میشدیم. غیر از این مورد مطلب بدی نبود. بلکه باعث میشد که دیگه کسی از این روشها استفاده نکنه.
    سلام.کجای این مطلب ترویج کودک آزاری بود؟!این مطلب باعث شد من فلک کردن و کتک زدن دانش آموزام رو متوقف کنم.کلی واسه شما و فردی که مطلب رو نوشت دعا کردم.به نظر من به جای حذف مطلب ،ویرایش کنید. قسمت هایی که راجع وجود فلک در مدارس هست رو حذف کنید،اثرات منفی رو باقی بذارید لطفا ...
    ممنون که اهمیت می دید.
    درسته که این پایان نامه واقعی نیست ولی بر خلاف نظر آقا سمسار این مقاله کودک آزاری رو ترویج نمیکنه. بلکه برعکس داره میگه اینکارها درست نیست و نباید بچه هارو فلک کرد. فکر نمیکنم کسی بعد از خوندن این مقاله دیگه با تنبیه بدنی بچه ها مخصوصا با این روش خاص موافق باشه
  • مهران نور بخش
  • السلام علیکم ...
    هیچ وقت برای توبه دیر نیست...
    من این فرد رو می شناسم.دوستمه.
    چند روز پیش تصادف کرد و الان تو کما هست
    روحش در عذابه
    این مطلب رو حذف کنید...
    تو رو خدا حلالش کنید
    30 ساله هم نیست
    19 سالشه
    به خدا توبه کرده
    به بزرگی خودتون،به آبروی حضرت زهرا ببخشید.
    این فرد بیماره.درسته.خودم درمانش می کنم.به جان خودم
    به خدا دارم گریه می کنم.تو رو خدا ببخشیدش.این آدم هیچی واسه از دست دادن نداره...
    اگه امام حسین (ع) رو دوست دارید ببخشید.غلط کرد.اشتباه کرد.نذارید روحش در عذاب بمونه.
    این مطلب رو حذف کنید،چون حقیقت نداشته ... اگه ببخشیدش،تا آخر عمر دعاتون می کنم
    ممنون
    یا علی.
    پاسخ:
    علیکم السلام و رحمة الله
    ان شاء الله خدا شفای کامل عنایت کنه....
    اگر نویسنده به هدف لذت جنسی آنها را نوشته باشه در آن صورت جرم بشمار میاد. ترویج کودک آزاری. 
    اما بازم جالب بود. مگه خاطرات ساختگی و یا داستان در مورد این چیزا چه مشکلی میتونه بوجود بیاره.
    آقاس سمسار به نظر منم این پایان نامه واقعیت نداره. یکی اینکه بعید میدونم هنوز هم تو مدارس فلک باشه و اینکه مسئله آسیب های جسمی و روحی خیلی خیلی دور از واقعیته
    جالب اینجاست که این آدم در وبلاگ خودش اسم وبلاگ دهه شصت را نوشته و به دوستانش توصیه کرده به وبلاگ دهه شصت یعنی همین وبلاگ بیان. مطالب پایان نامه آقای هاشم زاده خیلی شبیه داستان های "محسن/حامد اکبری" هستش. بخصوص آنجا که در رابطه با نحوه فلک کرن توضیح میده و از جزییات این تنبیه صحبت میکنه خیلی شبیه به داستان های این فرد بیمار میشه. فقط همگی هشیار باشید این افرادی که در این وبلاگ خاطرات مشابه تعریف می کنند که تو مدرسه فلک شدند و جزییات رو هم شرح می دهند و از این کار لذت هم می برند اکثر این کامنت های خاطراتی و مشابه متعلق به همین آدم بیمار هستش. این آدم سادیست جنسی داره و همچنین به پسر بچه ها گرایش های انحرافی جنسی داره و مطالب این آدم میتونه تو دادگاه براش درد سر ساز بشه. من از شما خواهش می کنم حواستون نسبت به این مطالب بیشتر جمع باشه. این فرد بیمار در وبلاگ خودش سو استفاده جنسی و کودک آزاری رو با این نوشته ها ترویج می کنه.
    آقای هاشم قاسم زاده خیلی ببخشید ولی باید بگم پایان نامه شما اصلا پایان نامه نیست و به چرندیاتی که نوشتید پایان نامه نمی گن. اطمینان دارم کسی به این اسم در دانشگاه اصفهان وجود نداره. همگی خوانندگان محترم آگاه باشید که افرادی وجود دارند که به "پا" گرایش جنسی دارند. نوعی انحراف جنسی. و افرادی هستند که نسبت به بچه ها چنین گرایشی از خود شون نشون می دهند. (به ویژه به پسر بچه ها). در اینترنت وبلاگ ها سایت های این افراد خیلی زیاده. یکی از این اشخاص بیمار یک وبلاگ شخصی داره و داستان های زیادی از خودش در رابطه با فلک کردن و چرندیاتی از این قبیل میسازه. اسم این شخص "محسن" است و به نام محسن اکبری یا "حامد اکبری" در وبلاگ ها خیلی کامنت در این رابطه می ذاره. البته از اسامی دیگر هم استفاده می کند. ولی همه داستان هایش شبیه هم هستند. 

    یک روز قرار بود برای درس ریاضی کاغذ شطرنجی ببریم و من فراموش کردم و معلم عزیزم هر کسی رو که فراموش کرده بود رو فلک کرد. اولین باری بود که فلک میشدم کف پام خیلی میسوخت. وسط کلاس صدا زدند وقتی رفتم دیدم بابا کاغذ شطرنجی رو که کنار سفره صبحانه جا گذاشتم رو اورده. به محض اینکه چشمم به بابا افتاد بغضم ترکید گفتم به خاطر این برگه فلک شدم. اشک توی چشمای بابا حلقه زد ولی خندید و گفت چوب معلم گله هر کی نخوره خله و ظهر با دوچرخه اومد دنبالم .

     نظرتون چیه صبا خانم ؟؟

    سلام صبا خانم . دوست دارم نظرتون رو راجع به این خاطره بدونم. ممنون .. 

    داشتیم برای امتحانای ثلث اول آماده میشدیم ولی آقای محمودی خیلی بهمون مشق میداد و ملاحظه هم نمیکرد که امتحان داریم و نمیتونیم زیاد مشق بنویسیم.یه روز که امتحان ریاضی داشتیم دوستم علی اومد و گفت: سیامک، جون مادرت به دادم برس. من مشق ننوشتم. تو مشقتو بده من، منم هرچی بخوای بهت تقلب ریاضی می‌رسونم تازه بهت پول هم میدم. اولش خشکم زد و قبول نکردم ولی وقتی علی گفت واسه 30 ضربه ترکه‌ای که من به جاش میخورم حاضره 3000 تومن بهم بده (این مبلغ در سال 68 خیلی زیاد بود) و تقلب هم میرسونه طمع برم داشت و قبول کردم. همونجا 3000 تومنو گرفتم و دفترمو دادم. زنگ اول امتحان داشتیم. خداییش علی زیر قولش نزد و دو تا سوال 2 نمره‌ای بهم رسوند. منم که ریاضیم زیاد خوب نبود همون دو تا سوالم برام غنیمت بود (که باعث شد نمره ریاضیم 16 بشه). زنگ بعد ورزش داشتیم. ولی من نگران کتک زنگ دیگه بودم. راستش یه کم پشیمون شده بودم ولی فایده نداشت. چون هم پول گرفته بودم هم تقلب. زنگ خورد و رفتیم سر کلاس و آقا معلم اومد. اول درس داد بعد گفت مشقا روی میز. یکی یکی سر میزا اومد و کم کم داشت نزدیک ما میشد که علی فورا دفترمو باز کرد و قبل از اینکه چشم آقای محمودی به جلد دفتر بیوفته و اسممو ببینه مشقو نشون داد. آقا معلم هم که روزای امتحان کلا استرسش زیاد بود و دقتش کم، انقدر تند تند مشقارو می‌دید که اصلا دقت نکرد و مشقشو - یعنی مشقمو - خط زد. (البته ناگفته نماند خط من و علی شبیه بود) همینطور ادامه داد تا رسید به میز ما. بهم گفت: مشقت کو؟ گفتم: آقا اجازه، دفترمونو جا گذاشتیم! گفت: جا گذاشتیم و مرض، پاشو برو وایسا گوشه کلاس. ترسیده بودم ولی رفتم. آقا معلم همه مشقارو که دید اومد طرف من و با داد گفت: کفش و جورابتو درآر. بعد هم فلکو آورد و دو تا از بچه ها رو صدا کرد تا کمکش کنن. خوابیدم زمین و پامو بستن به فلک و آقای محمودی ترکه شو برداشت و اومد بالا سرم. بعد در حالیکه با دست ترکه رو می مالید گفت: امروز همه مشق نوشتن به جز تو، خجالت نمیکشی تنبل؟ 30 ضربه میخوری تا یادت بمونه مشق ننوشتن چه دردی داره. بعد ترکه رو برد بالا و محکم زد کف پام. دادم رفت هوا: آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآییییییییییییییی . . . و انگشتامو جمع کردم. یکی از بچه‌ها شمرد: یک. دوباره ترکه رفت بالا: آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ . . . دو آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی . . . . سه . . . همینطور ترکه می‌خوردم و اشک می‌ریختم و لحظه به لحظه سوزش پاهام بدتر میشد تا اینکه ضربه سی‌ام هم تموم شد و من در حالیکه تو دلم به خودم و علی فحش میدادم گریه کنان بلند شدم. به کمک دوستم رفتم سرجام نشستم. کف پام شده بود عین لبو. زنگ تفریح علی اومد و کمک کرد منو برد دستشویی و با آب پاهامو ماساژ داد تا از سوزش بیوفته بعد هم کلی زبون ریخت و خرم کرد و منت اون 3000 تومنو گذاشت و بعد هم دفترمو پس داد. موقع رفتن به خونه دردم آروم شده بود. هزارتا نقشه برای 3000 تومن کشیدم. خیلی خوشحال بودم

     

    ولی کاش به همینجا ختم میشد. فردای اون روز دوباره موقع مشق دیدن آقا معلم که انگار شک کرده باشه ورق زد و رفت صفحه قبل. گفتم که دستخط مون شبیه بود. ولی وقتی دید مشق دیروز تو دفترم هست رفت سر میز علی و دفترشو گرفت و دید از مشق دیروز خبری نیست. جفتمون داشتیم از ترس می‌مردیم. آقای محمودی با دفتر علی کوبید تو سرمون و داد زد بیچارتون میکنم. این چه غلطی بود؟ یالا گمشید برید دفتر تا تکلیفتون اونجا مشخص بشه. بعد هم همینطور که به ما سیلی و پس گردنی می‌زد برد دفتر. ما گریه می‌کردیم و بیرون وایساده بودیم که آقا ناظم اومد بیرون و با شلنگش 7-6 تا رو کت و کولمون زد و گفت: خاک بر سر دزدتون. پوستتونو می‌کنم. بعد هم رفت و زنگ زد و همه مدرسه رو آورد تو حیاط و به ما گفت: کفش و جوراب صاحب مردتونو دربیارید. گریه کنان پابرهنه شدیم. آذرماه بود و هوا سرد. پاهامون هی یخ‌تر میشد. وقتی شد یه گلوله یخ ناظم اومد و گوشمونو گرفت و برد سر صف. داشتیم از خجالت می‌مردیم. آقای مدیر بعد از کلی بد و بیراه به ما علت فلک شدنمونو توضیح داد و نفری 60 ضربه با شلنگ برامون تعیین کرد. از اونجایی که طاقت انتظار نداشتم اول رفتم و فراش و یکی از بچه ها پامو بستن به فلک. اولین شلنگو که خوردم و آتیش که گرفتم تازه یاد کتک دیروز افتادم که درد کتک امروزو بدتر می‌کرد. فراش شمرد یک. و ناظم ادامه داد. چون هوا سرد بود و پام یخ کرده بود درد شلنگها بیشتر شده بود. داشتم می‌مردم. شلنگ می‌رفت بالا و با صدای toooooooop میخورد به کف پام. وقتی که دیگه داشتم می‌مردم شصتمین ضربه هم شد و تنبیهم تموم شد پامو باز کردن و علی خوابید و ناظم شروع کرد. پام جوری باد کرده بود که حتی فوتش هم نمیتونستم بکنم. وقتی به علی که داشت فلک میشد نگاه میکردم خدا رو شکر کردم که کتک من تموم شده. ولی هنوز جلوی چشم بچه‌ها بودم و همه داشتن پای آش و لاشمو نگاه می‌کردن که بالاخره تنبیه علی هم تموم شد و پاشو آزاد کردن. زنگ که خورد بچه‌ها رفتن و ما هنوز نشسته بودیم و گریه می‌کردیم. کتک خوردن سر صف خیلی سخت و خجالت آوره. احساس حقارت می‌کردم. کنار علی نشسته بودم ولی هیچی به هم نمی‌گفتیم. فقط گریه می‌کردیم. فراش اومد و مارو به نوبت کمک کرد تا بریم سر کلاس. تا موقع رفتن پابرهنه بودیم.حدود 10 روز طول کشید تا پامون خوب بشه . . . . بالاخره اون روزا گذشت. اما چیزی که از یادم نمیره سه ماه ولخرجی و خوش گذروندن با اون پول بود که به بهای سنگینی گیرم اومده بود. حلال هم بود. پول کتکمو گرفتم.

     

    این خاطره فلک شدن من در روز دوم مهر ماهه که خیلی سخت بود و هرگز یادم نمیره.چون اون روز فقط من فلک شدم.

     

    سی سال پیش که من تازه به کلاس پنجم رفته بودم،یک آقا معلم خیلی سختگیر داشتیم که همه ازش حساب می بردند.علتش هم این بود که ایشان نسبت به تنبیه بچه ها خیلی جدی عمل می کرد و کمترین بی انضباطی را هم نادیده نمی گرفت.به همین دلیل آقای کیایی را برای کلاس پنجمی ها گذاشته بودند که هم شیوه تدریس خیلی خوبی داشت هم تنبیهات سخت و البته به جایی می کرد.در ضمن تنبیه هم بچه ها را نصیحت می کرد یا اصلا حرفی نمی زد و هرگز توهین و تحقیری هم در کارش نبود.همیشه بیشترین کتکها رو می زد ولی با خونسردی می زد.به خاطر همین همه دوستش داشتن یا اگر هم نداشتن کسی ازش نفرت نداشت و مهمتر اینکه فقط سر کلاس فلک می کرد و از فلک شدن سر صف خبری نبود.

     

    اولین روزی که اومد سر کلاس هم مهرش به دل همه مون نشست هم ترسش.اومد و از سختی امتحان نهایی گفت و از لزوم تلاش ما.بعد هم رفت سر اصلی ترین حرفش یعنی تنبیه.گفت:من تا حالا به کسی سیلی و پس گردنی نزدم اما با تنبیه مسخره ای مثل کف دستی زدن اونم با خط کش چوبی که اصلا دردی نداره مخالفم.تنبیهات من فقط چوب و فلکه و بسته به نوع اشتباه،با یکی از این وسایل تنبیه میشه: ترکه،کابل،شلنگ.حداقل تنبیه هم 30 ضربه و حداکثرش 100 ضربه س که از همین فردا اجرا میشه.بعد هم شروع کرد به حاضر و غایب کردن.بعد هم یه کم ریاضی درس داد و کلی تمرین داد.زنگ بعد علوم درس داد و چند تا پرسش گفت وزنگ بعدش فارسی و مشق و ساعت آخر هم ورزش کردیم.وقتی رفتیم خونه چون از آقای کیایی ترسیده بودم تمام تکلیفامو انجام دادم که تا ساعت 11 شب طول کشید.فردا با خیال راحت رفتم مدرسه.طبق معمول زنگ اول ریاضی داشتیم.همه بچه ها هم مثل من از ترس شون تکالیفشونو انجام داده بودن.اون ساعت به خیر گذشت.زنگ بعد که فارسی داشتیم همین که پای آقای کیایی رسید به کلاس گفت مشقا روی میز.با خونسردی دستمو بردم تو کیفم ولی هرچی گشتم نبود.دوباره تمام وسایلمو ریختم بیرون و کیفمو گشتم ولی متاسفانه دفتر مشقمو جا گذاشته بودم.از ترس خیس عرق شده بودم .آقای کیایی رسید سر میز ما و گفت مشقت؟گفتم آقا ما نوشتیم ولی دفترمونو نیاوردیم.اخم کرد و گفت برو بیرون وایسا.رفتم پای تابلو وایسادم.وقتی آقای کیایی مشق همه رو دید اومد طرف من و رو به همه گفت:تنبیه مشق ننوشتن با شلنگه،تنبیه درس شفاهی بلد نبودن با ترکه س،تنبیه نمره امتحان هم با کابله.بعد به من گفت کفش و جورابتو دربیار و خودش هم رفت و موکت آورد و گفت بخواب.با گریه گفتم:آقا بخدا ما مشق نوشته بودیم ولی نیاوردیم باور کنید.گفت قسم نخور باور می کنم ولی نباید یادت بره.چاره ای نبود.خوابیدم رو موکت و دو تا بچه ها اومدن و پای منو گذاشتن تو فلک و انقدر پیچوندنش تا به دور پام محکم شد.آقای کیایی شلنگ برداشت و اومد طرف من و شلنگو گذاشت رو کف پام و گفت دفتر نیاوردن با ننوشتن مشق هیچ فرقی نداره بنابراین حداکثر تنبیه رو باید تحمل کنی که 100 ضربه س.اینو گفت و شلنگو برد بالا و ششششتتتتتتتتترررررررررق زد به کف پام.چنان درد گرفت که تا مغز استخوونامم آتیش شد.داد زدم:آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی. صدای همکلاسیم بلند شد:یک.دوباره زد و بازم زد و من هی می گفتم:آقا غلط کردم... دیگه تکرار نمیشه...سووووووووختم...خیلی درد داره...ولی آقای کیایی بدون توجه به من تند و محکم به کف پام شلنگ می زد.به شدت گریه می کردم و جونم داشت در میومد از شدت درد و سوزشی که بعد هر ضربه بیشتر و بیشتر می شد.خلاصه آقای کیایی هی زد و من هی خوردم تا اینکه 100 ضربه تنبیه من تموم شد.به دستور اقامعلم پامو از تو فلک در آوردن و زیر بغلمو گرفتن و منو که نمیتونستم راه برم نشوندن سر جام.زانوهامو چسبونده بودم به میز تا کف پام به زمین نخوره.بچه ها بساط فلکو جمع کردن.آقای کیایی هم یه 5 دقیقه معطل کرد تا من یه کم حالم بهتر بشه.بعد شروع کرد به درس دادن.زنگ تفریح بچه ها جمع شدن دور من و با دیدن پاهام هی وای وای و نچ نچ کردن و کلی هم ترسیدن.پاهام تا دو روز ورم داشت و اون روز که کاملا لنگ می زدم.یه هفته طول کشید تا پاهام خوب بشه.

     

    اون سال من به طور متوسط هفته ای یه بار به دست آقای کیایی فلک شدم.البته بارها هم سر صف همه مونو تشویق کرد ولی خب کتک هم زیاد خوردم ازش.نتیجه اون کتکها و سختگیریها معدل نوزده و نیم من در امتحانات نهایی کلاس پنجم بود که به بهای خیلی دردناکی به دست اورده بودم.من از کلاس پنجمم تقریبا هر روز خاطره فلک دیدن دارم و خودمم که هر هفته یا بعضی وقتها 10 روز یه بار فلک می شدم.البته بیشتر در حد 30 تا 50 ضربه.ولی اولین فلک شدن کلاس پنجم که روز دوم مدرسه و 100 ضربه بود هرگز از یادم نمیره.

    راهنمایی و دبستان مفصل فلک شدم. فلک میبستن و بعدش با ترکه یا شیلنگ تا میخوردم کف پام میزدن.
    سلام میکنم خدمت همه دوستان
    وااااااااااااااااااااای این همه تایپ کرده بودم :( کامنتم نیومده چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا :( :( ،
    چرا این روزا سایت مشکل داره ؟؟؟  به خدا دوستان جواب تک تکتون رو داده بودم ، متآسفانه امکان کپی پیست کامنت هم نیست :( :(

    نمیدونم دیگه چی بگم :) حالا اگه دوباره بتونم یه کم زمان به دست بیارم میامو دوباره پاسخها رو تایپشون میکنم :)
    راستی آقای قاسم زاده عذرخواهی میکنم تو کامنت قبلی فامیلیتون رو اشتباه تایپ کرده بودم .
    فعلا" با اجازه ...
    من هیچ وقت از فلک شدن جلو دوستام و همکلاسیهام خجالت نکشیدم.
    یه خوبی که فلک داره اینه که موقع فلک رو زمین دراز کشیدیم و کف پاهامون به سمط بچه های کلاسه و کسی صورت مارو نمیبینه و ما هم صورت اونارو. در واقع با بچه ها چشم تو چشم نمیشیم.
    شاید تنها تحقیری که چوب و فلک به همراه داره همون گریه و التماسها و غلط کردم های خودمونه.
    پسرای دهه شصتی اکثرا توسط چوب و فلک تنبیه میشدن. خیلی از پسرا از این تنبیه خاطره دارن. خود منم چند بار به شدت فلک شدم. قدیمها که از زمان ما هم بدتر بود و بچه هارو بیشتر فلک میکردن. با چیزایی که شما نوشتین پس اکثر کسایی که تو دهه شصت و قبل از اون مدرسه رفتن باید کلکسیون بیماری باشن. ولی نه تنها من خودم که هیچ مشکلی ندارم بلکه تو هیچ پسر همسن خودم هم همچین چیزایی رو ندیدم.
    سلام میکنم خدمت تک تک دوستان گرامی
    وققتون به خیر و شادی

    سلام آقا قادر ،راستش پاسخ به سؤالتون یه کوچولو سخته :) ، نمیدونم تو تلوزیون دیدم یا از صحبتهایی که در موردش شنیدم تصورش کردم ، آخه گاهی وقتا تصوراتم درباره بعضی مسایل انقده قوی میشه که فکر میکنم حتی تو واقعیتم دیده باشم ، در مورد چوبو فلک مطمینم که خداروشکر اصلا" تو واقعیت ندیدم چون اگه میدیدم همراه با اون شخص اشک میریختم و تو ذهنم حک میشد ، آره در مورد تنبیهاتی که آقا معلمها انجام میدادن بچه ها صحبت میکردنو ماهم گوش میدادیمو نظرمونو میگفتیمو ناراحتم میشدیم ...
    سلام سارا خانم . شرمنده خب این دیگه چطور دلسوزی محسوب میشه !؟ چطور دلتون میاد اینکاررو بکنین !!!!!؟؟؟ به نظر من هیچکس نباید از تنبیهات بدنی استفاده کنه ، علاوه بر اون آسیبهایی که ممکنه به بچه های تنبیه شده برسه تو روحیات شخص تنبیه کننده هم تأثیرات بدی میگداره ، فکرشو بکنین مهربونی، لطافت و رقت قلب ( به خصوص واسه خانمها) از ویژگیهایی هستن که با اینکار روز به روز کمرنگترو کمرنگتر میشن :( خداروشکر امروزه با یه کوچولو سرچیات اینترنتی یا کتابخانه ای میتونین روشهای تشویقی و تنبیهی رو که به بچه ها آسیب جسمی یا حتی روانی نرسونه رو پیدا کنین ، ان شاالله در روش تنبیهتون تجدید نظر بفرمایین ...
    سلام آقای هاشم زاده ، ممنونم ، به لطف شما ، راستش ابتدا که فرمودین پایان نامتون در رابطه با این موضوعه، موضوع پایان نامه تون واسم جالب بود ، با خودم گفتم چه موضوع جالبی رو انتخاب کردینا ، روشهای تنبیهی جزء موضوعات علوم تربیتی هستن ، اما از آسیبهای جسمی و روانیی که ممکن بوده این روش بر جا بگذاره اطلاع نداشتم :( ان شاالله که هیچکدوم از بچه هایی که به این روش تنبیه شدن دچار چنین آسیبهایی نشده باشن ... با نظر مدیر وبلاگ هم در مورد پایان نامه جنابعالی موافقم ، ممنون و سپاسگزاریم که نتایج پایان نامتون رو واسمون گذلشتین ، به امید موفقیتهای روز افزون شما ، در مورد تصاویر هم در ادامه خدمتتون نظرم رو عرض میکنم ...
     فعلا" با اجازه ، باید برم ، ان شاالله دوباره میامو پاسخ بقیه کامنتها رو میدم خدمتتون . موفق باشین

    من ک تا دلتون بخواد فلک شدم و فلک شدن رو از نزدیک دیدم.تو خونه ما کلا مثل نقل و نبات بود!!!! ایکاش ک فلک نمیشدم. الان دچار مشکلات روحی شدم ! چه راست و چه دروغ خدایی فلک نکنید و جلوی این کار کثیف رو بگیرین . اینقدر با آب و تاب ازش حرف نزنین.  فلک خیلی اثرات مخربش بیشتر از فایده هاش هست.نمونه بارز و عینی این بحث خوده من!!!
    من شرطی شدنو قبول دارم چون خودم وقتی راهنمایی بودم و فلک میشدم درسم خوب بود ولی وقتی رفتم دبیرستان و دیگه تنبیه نشدم درسم خیلی افت کرد.
    پاسخ:
    منم اینو قبول دارم که وقتی رفتم دبیرستان درسم افت کرد. اما فکر می‌کردم علتش این بوده که به محیط عادت نداریم و نوع سختگیری ها متفاوت بود و از همه مهم‌تر توی دوران بحرانی بلوغ بودیم.
    سلام.انقدر از دست معلم برادرم عصبانی شدم که به جای برادرم نوشتم پسرم !! ببخشید . تصحیح می کنم . معلم برادرم دوباره فلکش کرده.ایا خوبه که مثل خودش فلکش کنیم ؟؟
  • علی ارامی
  • اسلام صبا خانم.من یک پدر 40 ساله هستم و شغلم کشاورزی هست.یه پسر 13 ساله دارم که خیلی دوستش دارم با همه ی شیطنت هاش.چندهفته  پیش یه نمره زیر 10 از درس ریاضی گرفت.من خیلی عصبانی شدم و تو زیر زمین خونه مون پاهای برهنه اش رو به فلک بستم و تا جایی که می تونستم با ترکه به کف پاهاش زدم و وقتی که دیدم دیگه نمی تونه فلک شدن رو تحمل کنه و ممکنه از کف پاهاش خون بیاد پاهاش رو باز کردم و فلک رو تموم کردم.متاسفانه یا خوشبختانه این چوب و فلک خیلی روی پسرم تاثیر مثبت داشت و بعد از اون فلک نمراتش به بالای 18 رسید.به نظرم به خاطر چوب و فلکه که درسش خوب شده چون بهش گفتم اگه درس نخونه با چوب و فلک پاهاش رو تنبیه می کنم.نمی دونم با این که اثر مثبت داشته  کارم درست بوده یا نه.به نظر شما باید از پسرم عذر خواهی کنم که فلکش کردم یا این که به این تنبیه ادامه بدم؟ممنون.دوست دارم نظر مریم خانم رو هم بدونم.

    سلام به همه . خواستم بگم که این پایان نامه کاملا اصولی و صحیح بوده چون من و بیش تر دوستام که فلک می شدیم دچار بیش تر این مشکلات شدیم ..ممنون از مدیر وبلاگ.

    پاسخ:
    سلام
    ممنون از اینکه نظرتون رو نوشتید
  • حامد اکبری
  • ا            سلام صبا خانم ! یه خبر خوب دارم ! خوشبختانه تونستم چند تا از اون پسر هایی رو که با شدت و نامردی فلکشون می کردم رو پیدا کنم و ازشون عذر خواهی کنم.خوشبختانه منو بخشیدن و من الان خیلی خوشحالم.ولی واقعا نامردی فلکشون می کردما !! عجب ادمی بودم!! یه بار وقتی داشتم یه پسره رو فلک می کردم اون دانش اموزی که سر فلک رو بالا نگه داشته بود  فلک از دستش افتاد.من بعد از این که فلک کردن اون پسر تموم شد اون کسی که سر فلک رو درست نگه نداشته بود رو هم 30 ضره با ترکه فلک کردم ! ای روزگار .... ولی دمشون گرم که منو بخشیدن !  
  • احمد جاویدی
  • سلام به همه دوستان.من معلم  ریاضی دوره ی راهنمایی یا همون متوسطه اول  مدارس پسرانه هستم و تو کرمان درس میدم.چوب و فلک اونجوری که شما فکر می کنید نیست .تنبیه خوبیه واسه پسرها.من هر روز شاگردام رو فلک می کنم و محکم هم به کف پاهاشون می زنم.من از رو دلسوزی فلکشون می کنم نه واسه لذت.به همین خاطر گاهی اوقات از این که کف پاهاشون قرمز و زخمی میشن ناراحت میشم اما خب کسی رو بی دلیل فلک نمی کنم.به نظرم صبا خانم و مریم خانم نظرات خوبی دارن و خوب پاسخ میدن.واسه همین من تعداد ضربات چوب و فلک هام رو اعلام می کنم تا نظراتشون رو در این مورد بدونم.البته این رو هم بگم که کاملا اولیا از کارم راضی هستن و اجازه ی این کار رو دادن..واسه نمره ی زیر 15  بیست ضربه با ترکه فلک می کنم.واسه زیر 10  شصت ضربه با کمربند سر صف.واسه بی ادبی 70 ضربه با شلاق مخصوص فلک.واسه بلند بودن ناخن ها 20 ضربه با شلنگ.واسه بی اجازه حرف زدن 15 ضربه با خط کش اهنی فلکشون می کنم.واسه دیر اومدن هم ناظم 20 ضربه فلکشون می کنه با ترکه.خلاصه این که هر رور بساط چوب و فلک داریم.به نظرم پسربچه ها باید به روش چوب و فلک تنبیه بشن چون تنبیه خوبی واسه پسراست.لطفا نظراتتوون روبگید.ممنون.                                                                                       
    سلااااااام میکنم خدمت تک تک دوستان گرامی ، وقتتون به خیر و شادی
    همه ی نظرات رو خوندم ولی متأسفانه الآن فرصت پاسخگویی ندارم ، شرمنده ، ان شاالله سر فرصت میامو یکی یکی پاسخ میدم خدمتتون :)
    کاش واسه هر کامنت، گزینه ی پاسخ هم وجود داشت تا زیر همون کامنت میشد پاسخ دوستان رو داد ، اینطوری سرعت پاسخگویی به کامنتها بیشتر میشد :)

    بچه ها موفق و مؤید باشین ، فعلا" با اجازه :)
    پاسخ:
    سلام.
    واقعا کاش همچی امکانی برای بازدیدکنندگان هم وجود داشت. (اینکه بتونن پاسخ هر کامنت رو جداگانه بدهند)

    با تشکر از شما
    چوب و فلک آسیب روحی برای کسی فلک میشه نداره ولی اون دو نفری که فلکو نگه میدارن خیلی آسیب میبینن.
    صدای گریه و التماس دوستشونو میشنون و میبینن که تلاش میکنه تا پاهاشو از تو فلک دربیاره ولی اونا مجبورن فلکو محکم تر نگه دارن تا دوستشون نتونه پاهاشو از تو فلک آزاد کنه. این کار خیلی به روحی بچه ها آسیب میزنه.
    من خودم وقتی مدرسه میرفتم چند بار فلک شدم طوری که هر بار تا چند روز نمیتونستم راحت راه برم ولی بعدش همچی فراموشم میشد ولی هنوزه که هنوز اون سه باری که معلم مجبورم کرد یه طرف فلکو نگه دارم تا همکلاسیم فلک بشه یادم مونده و عذابم میده. هنوز صدای گریه و فریاد دوستم تو گوشامو.
  • حامد اکبری
  • سلام صبا خانم.ما همچنان منتظر شما و نظراتتون هستیم.متشکرم.
    سلام صبا خانم.خوبید؟ امیدوارم همه چی خوب پیش بره.من دوست دارم نظر شما رو راجع به تک تک عکس هایی که تو این پست قرار داده شده بدونم.می دونید،عکس های جالبی هستن میشه راجع به هر کدوم کلی حرف زد.شما هم به جزئیات توجه دارید و هم کلیات.واسه همین کنجکاو هستم نظرتون رو راجع به عکس ها به ترتیب از بالا به پایین بدونم.من آدم کنجکاوی هستم و دوست دارم نظر بقیه رو راجع به موضوعات مختلف بدونم.خیلی خیلی ممنون که وقت گذاشتید.موفق باشید.
    سلام به همه و صبا خانم.من از صبا خانم یک سوال دارم.زمان ما،گاهی اوقات بعد از این که واسه تنبیه پاهامون رو به فلک می بستن،ترکه یا شیلنگ رو می دادن دست مبصر یا یکی از درس خون های کلاس و بعد می گفتن هر چه قدر دوست داری بزن به کف پاهاش.دیگه به لطف و کرم اون دانش آموز بر می گشت که آروم بزنه یا محکم و شدید.کم بزنه یا زیاد.بعضیا واقعا زیاد می زدن و معلم هم چیزی بهشو ن نمی گفت.نظر شما راجع به این شیوه از تنبیه کردن پسربچه ها چیه؟! خوبه یا بد؟چرا؟چه بدی هایی داره؟خیلی ممنون..
    شما که توسط سطل آشغال تنبیه شدین نظرتون درمورد این روش تنبیه چیه؟ آیا تنبیه شدن با سطل آشغال به غرور و روحیه بچه آسیب نمیزنه؟
    من تنبیه چوب و فلک رو به همچین تنبیهی ترجیه میدم چون با فلک غرور آدم خورد نمیشه ولی نگه داشتن سطل آشغال آدمو جلو دوستاش کوچیک میکنه؟ نظر شما چیه؟
    پاسخ:
    درسته! این تنبیه خیلی بده. یادمه برای درس ریاضی بود که همچی تنبیهی شدم. الان همه درسام خوبه الا ریاضی
    در مورد تاثیرات روانی چوب و فلک باید بگم که فلک بستن و ترکه زدن به کف پا خیلی بهتر از ترکه زدن به باسن هستش. من تو مدرسه هم سر کلاس و هم سر صف فلک شدم ولی حتی فکرشم نمیتونم بکنم که اگه به جای فلک جلو دوستام به باسنم میزدن چطور میتونستم تحمل کنم و از خجالت آب نشم.
    یا تنبیهاتی مثل نگه داشتن سطل آشعال بالای سر که واقعا غرور دانش آموزو خورد میکنه و به شخصه حاضر بودم هر روز فلک بشم ولی یه بار هم مجمبور نشم اینکارو انجام بدم.
    به نظر من اگر چوب و فلک بدون تحقیر و توحین باشه میتونه تنبیه مناسبی برای پسربچه های شیطون و درس نخون باشه.
    پاسخ:
    من یه بار کلاس سوم ابتدایی تنبیه سطل آشغال شدم :|
  • هاشم قاسم زاده
  • سلام دوباره.لطفا این نظر رو در ادامه ی پایان نامه قرار بدید.عده ای از دوستان سوال پرسیده بودن که چرا دانش آموز ها موقع فلک شدن انگشتای پاهاشون رو خم می کنن.ما در تحقیقاتمون پاسخ این سوال رو پیدا کردیم.به دو دلیل بچه ها موقع فلک شدن انگشتای پاهاشون رو خم می کنن : 1-به دلیل این که از شدت درد،اعصاب کف پا تحریک میشن و انعکاس نخاعی به وجود میاد که دست خود بچه نیست.2-به این دلیل که با خم کردن انگشتای پا،پوست کف پا ضخیم تر و کلفت تر میشه و درد ضربات فلک رو به طور موقتی کاهش میده.یه دلیل فرعی دیگه هم اینه که تنها قسمت از کف پای دانش آموز که به چوب بسته نمیشه و تا حدودی آزاد هست،انگشتای پا هستن و پسربچه هایی که فلک میشن انگشتای پاهاشون رو از درد تکون میدن تا شاید از شدت سوزش پاها کم بشه .معلم هایی که فلک می کنن گفتن    بیشتر از 90 درصد پسربچه ها موقع فلک شدن انگشتای پاهاشون رو تکون میدن و یا خم می کنن.
    سلام صبا خانم.من قبلا تو پست چوب و فلک نظر گذاشته بودم که معلم پسرم فلکش می کنه و ما ازش شکایت کردیم.یادتونه؟ خب ،من به شرط این که دیگه فلک نکنه آزادش کردم اما دیروز بازم پسرم رو به شدت فلک کرد...به نظرتون بازم ببخشم؟ چه کنم؟این معلم حقش نیست که یک بار مثل شاگرداش فلک بشه تا دردش رو بفهمه؟؟  ممنون که وقت می ذارید.
    پاسخ:
    سلام
    این دفعه پیگیری کنید تا حقش رو کف دستش بگذارند. اصلا هم کوتاه نیائید.

    موفق باشید
    سلام.یه چیزی بگم ؟!
    این وبلاگ بهترین وبلاگ دنیا و این مطلبش بهترین مطلبی بود که تا حالا خوندم...! یه در خواست ! میشه از چوب و فلک مطالب بیشتری بذارین؟! متشکر !
    پاسخ:
    سلام
    شما لطف دارید.
    چشم...
    چوب و فلک از رو جوراب که فایده نداره.باید تو اون عکسه جورابای پسره رو هم در می آواردن و حسابی فلکش می کردن..!
  • هاشم قاسم زاده
  • سلام مدیر وبلاگ.دوست دارم نظر شما رو هم راجع به پایان نامه ام بدونم.کدوم قسمتش واسه شما جالب تر و جدید تر بود و کدوم قسمت رو بیشتر دوست داشتید؟ مرسی.
    پاسخ:
    سلام و عرض ادب
    من اون بخشی که با دانش آموزان مفلوک مصاحبه ترتیب داده بودید رو بیشتر دوست داشتم و برام خیلی جالب بود. به نظرم کاری که شما انجام دادید در نوع خودش کم نظیر هست چون دیگه این نوع تنبیه تقریبا دیگه انجام نمیشه و با اینکه جامعه آماری کمی داشتین، پایان نامه خوبی از آب در اومده. اما نظر شخصی خودم در مورد بعضی از نتیجه گیری ها از برخی قسمت های پایان نامه اینه که «اغراق شده». من اثرات منفی تنبیه بدنی رو منکر نیستم اما شاید در این سطح کمی اغراق شده باشه. اما به هرحال تنبیه جلوی دوستان و مثلا سر صف صبحگاه مدرسه به نظر اثرات منفی خورد کننده ای داره که توی پایان نامه هم بخوبی به اون اشاره شده بود و دقیقا همین بخش از تنبیه هم هست که درد اون بعد از سال ها از تن کسانی که به این روش تنبیه شده اند بیرون نرفته و اکثر افرادی که در مورد مطلب چوب و فلک نظرشون رو برامون نوشته بودن، همین بخش از تنبیه براشون نستالژی شده بود.

    منم به نوبه خودم از زحمات شما کمال تشکر رو دارم و بسیار از شما متشکرم که به این وبلاگ اعتماد کردید و نتایج زحمات خودتون رو در اختیار ما قرار دادید.

    موفق باشید
    حق نگهدارتان
  • حامد اکبری
  • سلام صبا خانم.حسابی سرتون شلوغه ها! امیدوارم بیشتر به وبلاگ سر بزنین.یک سوال ازتون دارم.نظر شما راجع به عکس هایی که تو این پست گذاشتن و توش نشون میده که خانم معلم با کمک دختر ها داره چند تا پسربچه رو فلک می کنه چیه؟چه نکات قابل توجهی از نظر خودتون تو این عکس ها وجود داره؟ و دوم این که فلک شدن پسرها توسط خانم ها به نظر شما ضرر های بیشتری از لحاظ جسمی و روحی داره یا کم تر ؟ موفق باشید.
  • هاشم قاسم زاده
  • سلام صبا خانم.خوبید؟! امیدوارم موفق باشید.دوست دارم نظرتون رو راجع به پایان نامه ام بدونم.نظرتون رو راجع به هر قسمت مثل آسیب جسمی یا آمار فلک و اینا بگید.و هم چنین لطفا بفرمایید کدوم قسمتو  کدوم مطلب واستون جالب بوده.و این که آیا حدس زده بودید که چوب و فلک این آسیب های جسمی رو داره؟ واقعا ممنون.
    سلام صبا خانم.من معلم پنج ابتدایی هستم.پسرونه درس میدم.من شاگردام رو خیلی شدید فلک می کنم چون پسر هستن و شیطونن.البته از اولیاشون اجازه گرفتم.من از روی دلسوزی فلکشون می کنم.چون دوست دارم با نظم و درس خون بشن.چوب و فلک بهترین تنبیه واسه پسرهاست و واقعا اثرات مفیدی داشته.به نظر شما من که از روی دلسوزی شاگردام رو فلک می کنم کارم اشتباهه؟چرا؟البته همون قدر که فلک می کنم تشویقشون هم می کنم.
    سلام صبا خانم.یک سوال.شما وقتی بچه بودید راجع به چوب و فلک چیزی شنیده بودید؟هیچ پسری رو دیده بودید که فلک شده باشه؟؟ممنون.
    سلام.منم از اون معلم هایی هستم که شاگردام رو خیلی شدید فلک می کنم.پسرونه درس میدم؛پنجم دبستان.حتی امروز هم سه تا از پسرها رو با شدت زیاد فلک کردم.اما خدا خواست که با این وبلاگ مفید آشنا بشم.تصمیم گرفتم دیگه فلک نکنم اما خب به این کار عادت کردم و پسرا هم واقعا شیطونن.از همه دوستان می خوام که برام دعا کنن تا فلک کردن رو کنار بذارم.ممنون.
    متاسفانه پدر مادرهامون هیچ مشکلی با اینکه مارو تو مدرسه فلک میکردن نداشتن.
    تازه مسئولین مدرسه رو تشویق میکردن تا بیشتر مارو تنبیه کنن.
    سلام.من معلم سال ششم ابتدایی هستم.تا دیروز شاگردام رو به شدت فلک می کردم اما حالا با خوندن این مطلب تصمیم گرفتم که دیگه بچه ها رو فلک نکنم.واقعا متشکرم.
    پاسخ:
    سلام
    احسنت به شما
    دبستان کفدستی خرودمو راهنمایی هم همش فلک میشدم. دبیرستان هم همیشه استرس کنکور داشتیم. به ایم میگن یه سیستم آموزشی عالی
    آقا جواد تو این تصاویر دخترا پسرارو فلک نمیکنن بلکه خانم معلم داره فلکشون میکنه. اینا تصاویر یه مدرسه تو سوریه هستش که هم پسرارو فلک میکنن و هم دخترارو. حالا تو این عکس ها فقط صحنه فلک پسرا هستش.
    اینکه دخترارو فلک نمیکنن فقط تو ایرانه. وگرنه تو ترکیه سوریه و بقیه کشورایی که مدرسه هاشون فلک دارن ، دخترها هم فلک میشن.
    سلام . تشکر مخصوص از مدیر وبلاگ و اقای هاشم قاسم زاده به خاطر این مطلب فوق العاده خوب .
    دم همتون گرم که این مطلب رو گذاشتین. واقعا عالی و مفید هست.
    سلام به مدیر وبلاگ ..این وبلاگ بهترین وبلاگ دنیا و این مطلب که گذاشتین بهترین پست دنیا هست ! خیلی دمتون گرم !
    درسته اقا مهران . حالا نظرتون راجع به این تصاویر که توشون پسرا رو دارن توسط دختر ها فلک می کنن چیه ؟؟
  • حسام اکبر زاده
  • سلام . من یکی از معلم های مدرسه ی غیرانتفاعی ابتدایی تو کرمان هستم.متاسفانه اینجا چوب و فلک وجود داره.من شاگردام رو فلک نمی کنم اما همکارام خیلی فلک می کنن. بد تر این که خود اولیا ازمون می خوان که پسراشون رو فلک کنیم .
    آقا جواد چوب و فلک فقط برای پسرا بود. دخترا هم تنبیه میشدن ولی فلک همیشه مخصوص پسرا بود.
    سلام . معلم دینی ما هم خیلی فلکمون می کرد . شدید ترکه می زد و تا از درد حسابی گریه نمی کردیم فلک رو تموم نمی کرد نامرد .
  • ارتمیس خانم
  • خیلی عکساش باحالن !!! دمتون گرم !!  پسر های دهه شصت خیلی فلک می شدن !! ولی هنوز هم وجود داره تو شهر ما واسه پسر بچه ها .ملارد استان تهران.
    سلام . تبعیض رو می بینید؟؟  تو این تصاویر هم فقط دارن پسرها رو فلک می کنن . حتی دختر ها هم پسر ها رو دارن فلک می کنن . بیچاره پسر ها !!
  • حامد اکبری
  • سلام به همه.به نظر من این پایان نامه کاملا درست هست . منم که 15 سال پسر ها رو فلک می کردم متاسفانه شاهد این اسیب ها بودم که به بچه ها می رسیدن.خیلی از معلم هایی که بچه ها رو فلک می کردن هم الان ارتروز دست و کتف گرفتن ..
    سلام مدیر وبلاگ!ما یه اقا معلمی داشتیم که سال پنجم ابتدایی به جز چوب و فلک چیز ذیگه ای ازشون ندیدیم!واقعا هم شدید فلک می کرد.مدرسه ی ما تو روستا بود و کلاسمون مختلط بود ولی ایشون فقط پسر ها رو فلک می کردن و حتی از دخترا می خواستن که ما پسر ها رو فلک کنن و اونا هم نامردی نمی کردن و مثل معلم محکم می زدن!!
    یله مدیر وبلاگ. ولی متاسفانه این معلم دینی که سه سال تو راهنمایی معلممون بود خیلی اهل فلک کردن بود و روزی نبود که بچه ها رو فلک نکنه. به نظرم مشکل داشت.چون پسر های خوشگل رو بیش تر فلک می کرد. یه بار هم کل کلاس رو فلک کرد چون یه نفر درس بلد نبود.فقط هم با پاهامون کار داشت !!
    پاسخ:
    خدا میدونه چقدر از بچه ها رو دین گریز کرده بوده. دین رو بجز از راه محبت و دوستی نمیشه منتشر کرد.
    بله اقا مهران . یه قسمت دیگه مونده که مربوط هست به اثار روحی و روانی چوب و فلک ..
    اقا مهران.نه.فیس بوک و تلگرام ندارم . اما یه وبلاگ دارم که با دوستام راه انداختم.بازدید کننده کمی داره . واسه همین ترجیحا کارهام رو تو همین وبلاگ قشنگ و پربازدید انجام میدم.به نظرم اینجوری بهتره..  این ادرس وبلاگمون هست    www.falakkhatere.blogsky.com
    یعنی هنوز ادامه داره؟
    پاسخ:
    بله ادامه داره
  • هاشم قاسم زاده
  • سلام به مدیر وبلاگ.خیلی ممنون بابت صبر و انتظارتون.این چند روزه سرم شلوغ بوده .شرمنده ! در اسرع وقت ادامه ی پایان نامه رو می ذارم.خیلی متشکر.
    شما تو فیس بوک هم هستین؟ یا وبلاگ دارین؟
  • هاشم قاسم زاده
  • درسته.بد تر از اون این که اون پسر هایی رو که نتونستن راه برن رو دوباره به فلک بستن و 10 تا ضربه دیگه فلکشون کردن.
    جالبه کاملا شبیه چوب و فلک های زمان ماست.
    این تصاویر دهه شصت عادی بود حتی برای همسایه ها
  • هاشم قاسم زاده
  • بله . من هم بچه بودم زیاد فلک شدم.خیلی روی من تاثیر منفی داشته.نتیجه اش این شد که از خانم ها خوشم نمیاد و هنوز مجرد هستم چون خانم معلم سال سوم و چهارم و پنجم ابتدایی خیلی خیلی شدید فلکم می کردن..کف پاهام الان خیلی کم حس دارن .. 
    پاسخ:
    آقای قاسم زاده ما بی صبرانه منتظر ادامه پایان نامه شما هستیم.
    باتشکر از زحمات شما
  • هاشم قاسم زاده
  • بله.چون روی یکی از دیوار ها دیدم که نوشته بود شهرداری کرمان.توی این کلیپ چند تا پسر 13 ساله رو که به نظرم دیر اومده بودن مدرسه سر صف به شدت فلک می کنن.فلک کردنشون هم مثل زمان ما بود . پاهای برهنه شون رو به فلک می بستن و با ترکه می زدن به کف پاهاشون.خیلی محکم می زدن و صدای ترکه ها تو حیاط می پیچید. ظاهرا یکی از همسایه ها که پنجره خونشون به سمت حیاط مدرسه بوده از فلک شدن این پسر ها فیلم گرفته.هر کدومشون رو 30 ضربه فلک کردن و بعد هم با همون پاهای فلک شده دور حیاط مدرسه مجبورشون کردن که راه برن البته خیلی واسشون سخت بود و یه عده شون نتونستن راه برن..
    آقای قاسم زاده خودتون هم تو مدرسه فلک شدین؟ اگه آره آیا از این آسیبها براتون پیش اومد؟
    دوستون دارم... موفق باشید همیشه.

    در اولین فرصت چند عکس نوستالژیک برایتان ارسال خواهم کرد.
    پاسخ:
    ما هم شما رو دوست داریم :)

    خیلی ممنون از شما
    سلام آقای هشم زاده
    مطمئن هستین که اون کلیپ واسه مدارس ایرانه؟
    چه جوری فلک میکردن و با چی میزدن؟ در حد چوب و فلک های زمان ما بود؟
  • هاشم قاسم زاده
  • سلام اقا مهران.متاسفانه من اون کلیپ رو الان ندارم.تو گوشی یکی از دوستانم دیدم.شرمنده.اما اگه هر جزییاتی و سوالی راجع به اون کلیپ و این که توش چه جوری فلک می کنن و هر سوال دیگه ای رو جواب میدم..بازم ممنون.
    آقای هاشم قاسم زاده میشه اون کبیپ فلک تو کرمان رو بزارین ما هم ببینیم.
    سلام.خانم معلم ما موقع فلک کردن ما می خندید در حالی که ما  از درد داشتیم جون می دادیم.فقط هم فلک می کرد. 11 سال بیش تر نداشتیم.
    یادمه یه بار معلم دینی یکی از بچه هارو بخاطور نمره امتحانش داشت فلک میکرد اونم موقع التماس و گریه میگفتم:
    آقا ببخشید آقا نمی دونم

    تو اون وضعیت ترس و استرس هر وقت که میگفت نمیدونم همه بچه های کلاس میخندیدن
    حتی معلمون هم میخندید ولی فلکو متوقف نکرد و حسابی فلکش کرد
    پاسخ:
    وا
    از معلم دینی دیگه بعیده.
    عجب آدمایی پیدا میشن واقعا. حیف این دین که به دست همچی معلم هایی تبلیغ میشه!
  • هاشم قاسم زاده
  • سلام به همه ی دوستان.ممنون که نظر می دید.در جواب اقا سهراب باید بگم که چوب و فلک نسبت به دهه شصت ملایم تر شده اما موارد شدید رو هم دیدم که اسیب جدی به کف پاهای بچه ها رسیده بود اما در کل شدن ضربات چوب و فلک از دهه شصت کم تر شده اما تعداد ضربات در همون مقدار قبلی باقی مونده.راجع به چوب و فلک در ترکیه باید بگم که بله . وجود داره .از یکی از دوستان شنیدم که دختر ها رو هم فلک می کنن اما به نظر من پسر ها رو خیلی شدید تر فلک می کنن .البته اون جا چوب و فلک بیش تر تو روستا ها هست تا شهر.راجع به پرسش اخرتون باید بگم بله.در کرمان هم وجود داره .حتی کلیپ فلک شدن یک پسر 15 ساله رو دیدم که احتمالا مربوط به کرمان هست..ممنون از همه ی شما دوستان.
    واقعا تنبیه وحشیانه ای بود. دخترای دهه شصتی خیلی شانس آرودن که تو مدرسه هاشون فلک نبود.
    یهنی چوب و فلک اینمه تاثیرات مخرب داشته اونوقت مارو با این روش تنبیه میکردن؟
    یعنی اون معلمها و ناظمهای احمق اینو نمیدونستن؟
    چه شانسی آوردم که این آسیبها شامل حال من نشد.
    چه خبره اینقدر شلوغش کردین؟ ما این همه فلک شدیم هیچیمون نشد
    بچه ای که درس نمیخونه باید فلک بشه. به نظر من راهش همینه
    کاش این تحقیق بیست سال زودتر انجام میشد تا ما دهه شصتیارو اینقدر فلک نکنن. به ما میگفتن که فلک هیچ ضرری نداره. خودمون باور کرده بودیم. برای همین با کوچکترین خطایی به شدت فلک میشدیم. کسی هم به دادمون نمیرسید.
    من رکورد دار فلک شدن تو مدرسه ام. اونم فلک های وحشتناک
    ولی هیچ کدوم از این مشکلاتو الان ندارم
    مطلب جالبی بود. اصلا تا حالا به چوب و فلک از این زاویه نگاه نکرده بودم.
    همیشه فکر میکردم که چوب و فلک یه روش بی خطره برای همین ما دهه شصتیا و همچنین بچه های قبل از مارو با فلک تنبیه میکردن.
    چوب و فلک های مدرسمون فقط یه خاطره بد از دوران کودکیم بود ولی ایم مقاله باعث شد دوباره بهش فکر کنم. خوشبختانه این مشکلاتی که اینجا نوشته برای من پیش نیومده. امیدوارم برای بقیه همکلاسیهام هم همینجور بوده باشه.
    آقای قاسم زاده یعنی الان به همون شدتی که مارو تو دهه شصت فلک میکردن فلک میکنن یا اینکه ملایم تر شده؟
    دوم اینکه مطمئن هستین که تو مدارس ترکیه فلک هست؟
    توی کامنتهای کطلب چوب و فلک نوشته تو کرمان حتی تو مقطع دبیرستان فلک میکنن. درسته آیا؟
  • هاشم قاسم زاده
  • سلام به همه. به زودی بخش اسیب های روانی چوب و فلک رو هم تو وبلاگ می ذارم.یه چیزی عرض کنم خدمت دوستان که میگن چوب و فلک این اسیب های جسمی رو روی ما نداشته.اول بگم که از این موضوع خیلی خوشحالم که دوستانم دچار این اسیب ها نشدن.دوم بگم که من توی همه ی بخش ها از کلمات  ((می تونه)) و ((احتمال داره)) و ((ممکنه)) استفاده کردم. یعنی نمیشه با قطعیت گفت که اگر پسری فلک شده حتما دچار بلوغ زود رس میشه یا این  که همه ی بچه ها زیر چوب و فلک بیهوش میشن یا هم چین چیزایی..این که چنین اتفاق هایی بیفته به عوامل زیادی بستگی داره و شاید این عوامل برای شما پیش نیومده.بنابر این دچار این مشکلات نشدید که خب خیلی خوبه..دوستانی هم که میگن چوب و فلک وجود نداره تا حدودی درست میگن.کم تر از یک درصد مدارس از چوب و فلک استفاده می کنن و این یک درصد هم با اجازه و اطلاع اولیای دانش اموز ها بوده واسه همین رسانه ای نمیشه و کسی خبر دار نمیشه.باز هم تشکر می کنم از همه ی دوستان و ازشون می خوام که هر سوالی راجع به فلک دارن حتما تو قسمت نظرات بپرسن..ممنون از همه ..
    سلام میکنم خدمت همه دوستان ، وقت همگی به خیر و شادی
    ممنون از مدیر وبلاگ و جناب آقای قاسم زاده واسه گذاشتن بخشهایی از پایان نامه در وبسایت ، تشکر ...


    پاسخ:
    سلام
    خواهش می کنم.
    منم از شما و آقای قاسم زاده تشکر می کنم.

    موفق باشید
    یاعلی
    مطلب مفیدی بود
    ببینین چه بلاهایی سر ما دهه شصتیا می آوردن
    در مورد تاثیرات روانی چوب و فلک هم بنویسین
    مثلا فلک شدن سر صف و اینکه چه تاثیری تو اعتماد به نفس و روحیه بچه داره
    تو مدرسه ما هیچ وقت کسی زیر فلک بی هوش نشد
    تازه خیلی هم شدید فلکمون میکردن
    مدارس ترکیه هنوز چوب و فلک داره و جالبه که دخترارو هم فلک میکنن و فقط برای پسرا نیست ولی تو ایران فکر نکنم شاید تو روستاها
    بعید میدونم الان هم تو مدارس چوب و فلک باشه چون تو دهه هفتاد کم کم بساط فلک بستن جمع شد. مگر اینکه دوباره شروع به استفاده از فلک کرده باشن
    آقا جواد اگه اینجور باشه که شما میگین الان همه دهه شصتیا باید مشکل داشته باشن. تازه قدیمترا که خیلی بیشتر و شدیدتر از دهه شصت فلک میکردن اصلا باید نسل منقرض میشد.
    سلام.نمی دونم اونایی که فلک می شدن و هیچ آسیبی ندیدن چه طور فلک می شدن.اما من که دچار بیشتر مشکلاتی که اسم برده شده شدم.مثل مازوخیسم و آسیب به بیضه و چشم.
    کشورهای عربی و پاکستان چوب و فلک دارن ولی فکر نکنم تو ترکیه و ایران الان فلک کنن بچه هارو
    منکه هیچ وقت دچار این مشکلات مثل سادیسم و مازوخیسم نشدم ولی به نظرم بعضی از معلمایی که مارو فلک میکردن سادیسمی بودن
    راستش اینکه چقدر طول میکشیده رو نمیدونم. شاید بیست دقیقه
    طرز فلک کردن هم که گفتن نداره. کفشو جورابو درمیاوردیم و دراز میکشیدم
    بعد پاهامونو میبستن به فلک و شروع به زدن میکردن
    مثل همین عکس اول سیاه و سفیده بالای صفحه
    چیه براتون جالبه که بدونین تو مدرسه سر پسرا چه بلایی می آوردن؟
    سلام! اون عکسایی که دخترا دارن پسرا رو فلک می کنن خیلی جالبه !!!! نظر شما چیه ؟؟!!
    آها.بعد این 50 ضربه چه قدر طول می کشیده؟؟اگه برامون طرز فلک کردنشون رو بگید ممنون میشم.
    سلام
    نهایتش 40 50 تا
    چه عکسایی! اینا هیچ جا پیدا نمیشن.دم شما گرم.خسته نباشید.ضمنا" مطالبتون کاملا درسته.برادر من وقتی بچه بود و فلک می شد دچار بیشتر این مشکلات می شد مثل بلوغ زود رس.
    سلام آقا نوید.منظورتون از چوب و فلک شدید و مفصل،چند ضربه بوده؟؟
    من تو مدرسه فلک شدم که بعضی هاش هم خیلی شدید و مفصل بود ولی هیچ وقت همچین مشکلاتی برام پیش نیومده و آسیب ندیدم فقط تا چند روز میلنگیدم
    اصلا فکرشم نمیکردم که هنوزم بچه هارو فلک میکنن البته تو ایران.
    بعضی ها حتی وقتی میشنون که تو دهه شصت چوب و فلک وجود داشته تعجب میکنن
    میشه ازتون خواهش کنم به وبلاگ من هم که تازه راه انداختم سر بزنین و نظرتونو بگین
    http://daheh60.blog.ir
  • هاشم قاسم زاده
  • بله.در مدارس شهر اصفهان،کاشان،کرمان و بخشی از ملارد استان تهران در مدارس پسرانه وجود داره.
    آقای هاشم قاسم زاده جدی میگین؟
    خودتون دیدین؟
    تو چه شهرایی؟
  • هاشم قاسم زاده
  • سلام.بله.هنوزم در بعضی مدارس استفاده می شه.بخش دوم پایان نامه رو واسه مدیر وبلاگ فرستادم.ولی هنوز تو وبلاگ قرار داده نشده....
    وای چه جالب
    چه مطلب جالبی رو برای پایان نامه انتخاب کردین
    وجود همچین تحقیقاتی باعث میشه که دیگه در آینده از این روشها استفاده نشه
    یعنی هنوزم تو ایران استفاده میشه؟ واقعا؟
    آره موافقم
    یادمه منم ترجیه میدادم هر روز تو یه اتاق یا حتی سرکلاس فلک بشم ولی سر صف تو حیاط فلک نشم.
    مطلب خوییه ادامه بدین
    پاسخ:
    ادامه داره

    با تشکر از شما
    سلام.آقا خسته نباشید.خیلی وبلاگ خوبی دارید.بهتون تبریک میگم.من موافق این بحث هستم.ادامه بدید.من هر روز به وبلاگتون سر می زنم.واقعا دم شما گرم.موضوعی رو مطرح کردید که هیچ جایی مطرح نشده.احسنت....
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از اینکه نظرتون رو برامون نوشتین. ما هم به نوبه خودمون از آقای دکتر قاسم زاده تشکر می‌کنیم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی