دهه شصتی ها

تصاویر و خاطرات نوستالوژیک دهه شصتی / شما هم خاطرات خودتون رو برامون تعریف کنید...

دهه شصتی ها

تصاویر و خاطرات نوستالوژیک دهه شصتی / شما هم خاطرات خودتون رو برامون تعریف کنید...

نوستالژی (Nostalgia)، خاطره‌انگیز یا یادمانه یا دریغ نگاشت را می‌توان به طور خلاصه یک احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا، اشخاص و موقعیت‌های گذشته، تعریف کرد. معنی دیگر نوستالژی دلتنگی شدید برای زادگاه‌است. واژه‌نامه انگلیسی آکسفورد، نوستالژی را شکلی از دلتنگی که ناشی از دوری طولانی از زادگاه‌است، تعریف کرده‌است.
(برگرفته از دانشنامه آزاد ویکی پدیا)

آخرین نظرات
  • ۲۷ آبان ۹۶، ۲۳:۳۶ - علی
    سلام

سیلی خوردن

شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۴، ۰۶:۵۱ ب.ظ

شما هم می توانید عکس ها، خاطرات، و دیگر موارد نوستالژیک خودتون رو برای ما ارسال کنید تا به اسم خودتون در وبلاگ به ثبت برسه. لطفا مطالب خودتون رو به ایمیل من ارسال کنید.

ایمیل دهه شصتی ها: 1360s.blog.ir@gmail.com

نظرات (۱۹۴)

چرا دیگه نظر نمیذارید؟
پاسخ:
سلام
یه مقداری سرم شلوغه
من کلاس اول راهنمایی بودم عمه ام معلم ریاضیمون بود یه بار معلم انشا گفته بود انشا جلسه بعد و تو ورقه بنویسین به خودم بدید منم یادم رفته بود تو دفتر نوشتم زنگ ریاضی یواشکی داشتم تو ورقه مینوشتم که زنگ بد که انشا داریم به معلمم بدم.یهو عمه ام که درس میداد منو دید اومد از دستم گرفت یه سیلی محکم بهم زد از کلاس پرت کرد بیرون .جالب اینکه عمه ام تو کلاس با من خیلی بد بود ولی بیرون کلاس خیلی مهربون.
وقتی کلاس اول بودم یه معلم داشتیم که مشکل روانی داشت وخیلی منو میزد و از ترس جرات نداشتم حرف بزنم یه بار سر کلاس داشت املا میگرفت منم خیلی گنده نوشته بودم ورقو گرفت و پرت کرد تو اشغال و با یه دستش مو ها مو میکشید و با دست دیگش سیلی بهم میزد منم حسابی گریه میکردم اون روز واسم خیلی بد بود
مامانم حتی حالا وقتی داداشماگه جیش کنه اول چند تا سیلی بهش میزنه واگه تکرار کنه میزنه رو باسنش من خیلی دلم براش میسوزه چون مامانم سر هر چیزی اونو با سیلی قرمز میکنه و همیشه جای دستاش روی صورتش هست
من مامانم میگفت سر دستشویی رفتن تو بچگی هر روز منو یه دل سیر میزد به طوری که همیشه جای دستاش رو بدنم بود میگفت برای اینکه دستشویی کردن یاد بگیری یه دست کتک میخوردی بعد میبردمت دستشویی تا اینکه یادت گرفتی
سلام. وقتی بچه بودم یادم نمیاد کتک خورده باشم ولی الان خودم به بچه هام سیلی میزنم. واقعا لازمه، اگه کتک نخورن نمیشه کنترلشون کرد. 
سلام. نمیدونم الان اینجوری هست یا نه ولی زمان ما تو روستا از چون تعداد بچه ها زیاد نبود از کلاس اول تا پنجم تو یه کلاس بودیم و یه معلم داشتیم. یه خانم معلم به همه ما درس میداد
هر روز از درس قبلی میپرسید و اونایی که بلد نبودن به صف میکرد و به هر کدوم چند تا سیلی محکم میزد. از ترس سیلی هایی که فردا ممکنه ازش بخورم شب خوابم نمیبرد
یه روز به خاطر قرمز بودن صورتم مادرم اومد مدرسه و خانم معلم جلوی مادرم چنان سیلی محکمی به من زد که تا چند دقیقه گوشم صوت میکشید. گفت درساشو نمیخونه و همین
خدارو شکر یه سال بیشتر معلم ما نبود
وقتی کلاس چهارم بوذم خانم معلمون گفت جلسه بعد تمرین هارو نگاه میکنم و تو اون روز من مشقمو ننوشتم معلمم تا اینو فهمید با یه دستش دو تا دستمو گرفت با دست دیگش منو میزد و بعد از اون به مامانم زنگ زد اومد مدر سه بعد از اون میدونستم برسیم خونه مامانم منو میکشه هیچی تا رسیدیم خونه مامانم پنج شش تا سیلی ابدار بهم زد و تو اتاقم با خط کش و دمپایی حسابی منو سرخ کرد وتا میتونست با تمام زورش میزد

مامانم میگفت وقتی بچه بودم رفتم سر وسایل ارایش مامانم تا مامانم منو دیده بوده شیلنگ رو برداشته کلی زده بود روی باسنم و کلی کشیده زده بود تو دهنم

یه بار که کلاس دوم بودم یه کیسه سیمان تو حیاطمون بود منم از سر کنجکاوی کیسه رو پاره کردم و حسابی خودمو و همه جا رو کثیف کردم تا مامانم اونجور منو دید گوشمو گرفت ومنو برد توی حموم و حسابی ازش سیلی خوردم
یه بار سر در س نخوندن از مامانم کتک خوردم تا متونست با سیلی های محکم منو تنبیه کرد جوری منو زد که صدای سیلی هاش رفته بود توی کوچه وروز بعدش همه دوستان ازم سوال میکردنذ
لطفا هر روز نظرات رو تو سایت بزارید
من با کتک کلملا مخالف نیستم چون بعضی وقتا باعث اصلاح من هم شده ولی مامان من خیلی زیاد روی میکنه و وقتی وقت تنبیه من فرا میر سه دیگه جرات حرف زدن هم ندارم
همین طور که گفتم من زیاد از مامانم کتک خوردم که بیشتر با سیلی بوده مامانم کلا به کتک زدن خیلی اعتقاد داره و میگه خیلی روی رفتارت تاثیر داره ولی قبول کردن این برای من قابل قبول نیست و خیلی هم با مامانم صحبت کردم که منو نزنه ولی میگه هر مادری حق داره بچشو تنبیه کنه لطفا به من کمک کنید
به نظر من یه شجاعت خاصی میخاد دخترا و خانوما به پسرا و مردا سیلی بزنن٬ طرفشون بدجور خورد میشه خودشون هم یه ابهت خاصی پیدا میکنن؛ بیشتر به خانومای مغرور و سرد میاد سیلی زدن.

البته اینکه به پسر همسن یا بزرگتر از خودشون سیلی بزنن شجاعت میخاد. یه جایی خوندم دخترا معمولا کسی رو میزنن که مطمئن باشن عوضشو نمیتونه دربیاره
نظرات جدید رو بذارین ما هر روز سر میزنیم میبینیم همون قبلیاست
سلام من خیلی وقته میام این صفحه رو میخونم اما هیچوقت نظر نزاشتم
من با کتک زدن بچه مخالفم بنظرم وقتی باید یکی رو کتک زد ک ببینی کارش خیلی بده و بهش آسیب میزنه
مثلا وقتی میبینی ک میره پارتی یا سیگار میکشه و ...
مثلا اون آقا اکبر ک گفته بودن دختر ۱۵سالشونو کتک زدن اونم بخاطر نمره
من خیلی بچم و نمخوام بهشون بی احترامی کنم اما کارشون واقعا زشت بوده
من دخترمو همسن دختر اقا اکبرشما این کارتون غرورشو شکستید  وقتی کتکش زدید و اون بازم نمره کم آورده یعنی شیوه تربیتتون مشکل داره شما میتونین بجای کتک کارای دیگ ای بکنید مثلا گوشیشو برا ی هفته بگیریدیا.....  وقتی کتکش زدید باعث شدید ک اون از اون درس متنفر بشه و وقتی میخونه فقط از ترس کتک خوردن دوباره باشه ریاضی امسال واااقعااا سخت بود من خودم ی بار ی مشکلی برام پیش اومد نتونستم بخونم و نمره امتحانم ۱۳شد اما پدرم کنکم نزد فقط گفت انتظار اینو ازت نداشتم این جمله پدرم واقعا برا من سخت بود خجالت میکشیدم ازش و تا چند روز جلوش ظاهر نمیشدم
ولی دفه بعدی نمرم ۱۹شد 
معدلمم پایان ترم ۱۹/۹۳بود شاگرد اول کلاس بودم
شاید اگ بابای منم مثل شما رفتار میکرد باهام 
من الان ن معدلم انقد خوب بود ن نمره ام بهتر میشد
چون زده میشدم ازون درس حتی اگ میخوندمم فقط حفظ میکردم ک نمرم بد نشه و باز کتک نخورم و در آخرم هیچی یاد نمیگرفتم
من اینحرفارو نزدم ک بی احترامی کنم یا دخالت کنم تو کارتون
گفتم ک مقایسه اش کنید رفتار خودتون و با پدرم
و نمره و پیشرفت منو با دخترتون
بعدش  بدونید ک کدوم روش بهتره

سلام منم زیاد از مامانم سیلی خوردم
اخ اخ  گفتی . 
من 28 سالمه هنوزم بابا سر گیرای الکی بهم سیلی میزنه . جرات ندارم هیچی بگم و چیزی هم نمیگم چون بدتر میکنه
به اندازه موهای سرم تا حالا از بابا سیلی خوردم و میخورم . خسته شدم دیگه
شماهایی که میگین سیلی خوردنو دوس دارین یه بار بابای من بزنه تو صورتتون اون وقت ببینم بازم میگین این حرفو یا نه ؟
سیلی نخوردین نمیدونین چه مزه ای داره برا همین دوس دارین 
بابای من اینقدر محکم میزنه برق از کلت میپره . یکی از اون میخوری دو تا از دیوار  . احساس بدبختی بهت دست میده . 

سلام
من یه بار با خالم رفته بودیم مسافرت 
یه دختر خاله دارم ۱۸ سالشه
منو پسر خالمو دختر خالم رفتیم تو پارک 
منو پسر خالم برای این که یکم دختر خالم رو اذیت کنیم عین دیوونه ها مسخره بازی در می اوردیم و توجه مردم رو به سمت خودمون جلب می کردیم
که یهو دختر خالم عصبانی شد و اومد جلو به هر کدوم یه سیلی جانانه زد بعد رفت خونه
منو پسر خالم هم برای این که رد دستش از رو صورتمون پاک بشه ۳ ساعت بعد اومدیم خونه 
بعدش هم باهم کلی خندیدم !!
من 15 سالمه مامانم خیلی کتکم میزنه از سیلی بگیر یا تو دهنی های محکم بیشترم یا سره درس یا اگه جوابشو بدم .بعضی وقتاام که خیلی عصبی میشه از دستم به بابام میگه بابامم که همیشه با کمربند بهم مفصل کتک میزنه سیاه و کبودم میکنه البته دیگه حاضر جوابی نمیکنم اما سره نمره هنوزم کتک میخورم اخه زوره مگه از ریاضی و زبان بدم میاد البته واسه ترم خرداد مامانم قبل امتحان اینقد باهام تمرین کردو بهم سیلی زد که از ترس اینکه نمرم کم بشه و دیگه کمربند بابامو نخورم تمرین کردمو نمرم خوب شد اما از این درسا متنفرم :(
سلام بر همه 
از خاطراتتون گفتین منم یه کم درد و دل کنم
من یه بابای سخت گیر و کم حوصله دارم . برا هر چیزی که فکرشو بکنین تو خونه قانون گذاشته . خیلی از قانوناش هم واقعا منطقی نیستن و لی خب نمیشه بهشون چیزی بگی . کمترین حرفی رو بی ادبی و بی احترامی  تلقی میکنه . تا حالا خیلی زیاد ازشون سیلی خوردم 
ساعت 10 شب ما باید خونه باشیم و لی هرچند هم بخای مراعات کنی و سرساعت برسی خونه اما ممکنه یه سری وقتا به دلایلی نشه مثلا این ترافیک سرسام اور تهران که دیگه دست ما نیست یا مثلا کارت طول بکشه بیرون و یه نیم ساعتی دیر برسی . بارها این اتفاق برای من افتاده . این مواقع من میدونم سیلی خوردن رو شاخمه. برسم خونه بابام درجواب سلام من میزنه تو گوشم . اون موقع اصلا بهت اجازه نمیده توضیح بدی که به چه دلیل دیر رسیدی خونه . این یه نمونشه که براتون گفتم 
خیلی موارد دیگم هست که خیلی قابل عرض نیست .
از این موضوع ناراحتم ولی دیگه عادت کردم . بابای من خیلی رو ادب و احترام حساسه و اینجور مواقع کمترین حرف یا جوابی که بخای بدی بدتر میشه چون میگه احترام سرت نمیشه .
ولی خب . بی خیال . کاریش نمیشه کردئ این نیز بگذرد 
من یه بار یا نامزدم دعواى بدى کردیم که من از حرفش اینقدر عصبى شدم محکم زدم تو گوشش یهو اونم بعد این که من زدم دستش رفت بالا ولى نزد  بعد اون قسمت قرمز شده بود با دستش هى میمالد دلم سوخت براش
منم موافقم که گاهی باید بچه رو زد.یه دختر ۱۵ ساله دارم. من و مادرش روی نمره هاش خیلی حساسیم چون دوستش داریم و برامون مهمه آینده ش چی میشه. از مهر که فرستادمش مدرسه باهاش اتمام حجت کردم که اگه کم کاری کنه تنبیهش میکنم. بد نبود نمراتش تا اینکه یه بار ریاضی ۱۱ شد. منم ان قد عصبانی شدم که دو تا چک آبدار درست حسابی زدم به یه طرف صورتش. خودمم دلم کباب شد. گفتم اگه تکرار بشه این سری با کمربند می زنمت. فکر کردم دیگه خوب شده ولی بازم نزدیک امتحانای ترمش دو سه تا نمره پایین آورد. منم با کمربندم تا تونستم زدمش. خودمم ناراحت شدم خیلی.ولی چاره چیه؟ بعد ترم هم معدلش نزدیک ۱۹ شد.به عنوان جایزه هم براش کادو خریدم
یه پیشنهادم واسه مدیر وبلاگ دارم که یه پیج هم تو اینستا درست کنن با همین عنوان دهه شصت  و از این موضوعات قرار بدن ممنون
پاسخ:
سلام
ممنون از پیشنهاد خوبتون
سلام مهلاخانم.
چه سیلی های جونداری میزنیدکه بایک دونه سیلی ردانگشتاتون هم میمونه.
سلام مجددبه همه دوستان.
فرشته خانم نوشتن زیادازسیلی زدن وسیلی خوردن خوشتون نیاد.
ولی خب همونطورکه قبلاهم نوشتم واقعادوست دارم ازیک خانم سیلی بخورم.
اتفاقی که تابه حال برام پیش نیومده.
ازمردهاسیلی خوردم زیادهم معلم وناظم هاهم پدرم ولی ازخانم هانه.
تابه حال پیش نیومده.
سلام منم با زدن موافقم البته تا حدودی من خودم یه دختردارم ۱۶ویه پسر ۱۰ساله دخترم رودیگه سیلی نمیزنم چون دیگه بی فایدست با یک سیلی حرف گوش نمیکنه ولی پسرم هنوزسر نمره هاش از من سیلی میخوره وقتی نمره اش از ۱۵کمتر باشه میرم گوششه میکشم ویک سیلی سمت راست ویکی هم سمت چپ طوری هم میزنم که اشکش در میاد ورد انگشتامم روی صورتش میمونه سیلی به قول بعضی اگه درد نداشته باشه که اثری هم نداره 
نوبت دوم نزدیکه اگه کم بشم دوباره از مامانم سیلی پشت دست میخورم
من الان ۱۲سالمه مامانم رو کارنامم خیلی حساسه نوبت اولم که رفت واسه کارنامم وقتی برگشت خونه باسرصدا اومد گوشیمو کشید گفت مگه نگفتم اگه کم بشی کتک میخوری منم گفتم مامان نوبت دوم جبران میکنم اونم تا این حرف رو شنید دستامو با یک دستش گرفت وبا دسته دیگش یه سیلی زد وباز باهمون دستش یه پشت دستم به طرفی کع نزده بود زد پشت دستش خیلی درد گرفت جوری اشکم درامد چون تو دستش انگشتربود
یه بار مهمونی خونه یکی از فامیلا بودیم. اون موقع من چهارم ابتدایی بودم. یکی از پسرعموهام ک همسن منه با داداشم تو هال داشتن شوخی میکردن. داداشم از ما بزرگتره اون موقع دبیرستانی بود. همین طوری با شوخی و خیلی خیلی آروم پسرعموم با گوشه ی کمربندش زد به پای داداشم. اصلا دردم نداشت خیلی آروم بود و از روی شوخی :|| بعدش با بچه های فامیل جمع شدیم تو اتاق ک بازی کنیم... همین طوری ک داشتیم حرف میزدیم یهو زن عموم اومد تو اتاق با ناراحتی و دعوا به پسرعموم گفت واسه چی علی آقا رو زدی ها؟؟ بعدم چندتا سیلی خیلی محکم بهش زد. تاحالا ندیده بودم زن عموم کتک بزنه خیلی بد زد طفلکیو. نمیدونم چندتا فک کنم چهار پنج تا شد. انقد سیلی هایی ک خورد محکم و آبدار بود ک صورتش تا نیم ساعت سرخه سرخ بود
من دوتابچه دارم یه دختر یه پسر پسرم خیلی آرومه بچه خوبیه حرف گوش کنه  ولی یه دختر دارم 14ساله واویلا یعنی زلزله ایه واسه خودش من خودم باکتک مخالفم چون مادرپدرم خیلی استفاده کردن ازاین روش چون خانواده بسیار مذهبی بودیم ولی خودم خیلی دخترمو میزدم گاهی محبوربودم هیچ راهی نداشت ققط باکتک میشد یکم جلوشو گرفت پسرموخیلی شاید چندبار سر درس نخوندن زدمش ولی این وروجک خیلی من واذیت میکرد تقریبا هرروز مجبور بودم گوشمالی بدم بهش البته الان خیلی کم میزنم خودمو خیلی کنترل میکنم چون سنش خیلی حساسه هروقت هم خودم میزنمش سریع عذاب وجدان میگیرم ولی نمیشه هیچ جوری نمیدونم مشکلش چیه من خودم خیلی آرومم هم من هم شوهرم دیگه عاصیم میکنه منم مجبورمیشم کتک بزنم 
پاسخ:
سلام
کی گفته اگر خانواده مذهبی باشه، کتک خوردن و کتک زدن داخلش زیاده؟؟؟
من خودم توی خانواده مذهبی بزرگ شدم. کجای مذهب و دین (اسلام) جواز کتک زدن داده شد؟

باتشکر
سلام. چه بحث جالبی
من یه بار وقتی 3-4 سالم بود با مامانم قهر کرده بودم. موضوع مهمی هم نبود. رفته بودم تو اتاق در رو هم بسته بودم از اونجام بیرون نمیومدم. یه مدت که گذشت دستشوییم گرفت ولی نمیخواستم برم بیرون از اتاق... اول سعی کردم جلوی خودمو بگیرم ولی نتونستم همونجا یه کنار نشستم کارمو کردم D: مامان منم خیلی خیلی روی تمیزی خونه و وسایل خونه حساسه. یه چیزی مثل وسواس :> وقتی مامانم اومد تو اتاقو دید عصبانی شد اومد جلو اول گوشمو محکم گرفت گفت چیکار کردی بچه؟؟؟ بعدم سه تا سیلی آبدار زد بعد از زیر بغلم گرفت منو بلند کرد برد تو دستشویی که بشورتم. داخل دستشویی درو بست شلوارمو که درآورد از پام چهارتا محکم زد تو باسنم خیلی خیلی درد داشت دستاش سنگین بود. از آخرم وقتی منو شست و لباس تنم کرد دستاشو شست دوباره با دستای خیسش یه سیلی دیگه خوابوند تو صورتم گفت دیگه تکرار نشه فهمیدی ؟؟ سرمو انداختم پایین فکرکرد به حرفش گوش نمیدم یه سیلی دیگه به اون طرف زد زود گفتم باشه
خخخخ کتکی خوردم اون روز یادش بخیر
سلام. من یه پسر خاله دارم که یک سال از من بزرگتره و علاقه زیادی به سیلی خوردن داره.
ولی مستقیم روی اینو نداره که به من بگه برای همین میاد با من شرط سیلی میزاره که هرکی برد به اون یکی چند تا سیلی بزنه. همیشه کاری میکنه که ببازه و من هم چند تا سیلی جانانه بهش میزنم.
یه بار ۳ تا سیلی به یه طرف صورتش زدم، طوری صورتش سرخ شد که شب خونه دوستش موند تا مادرش نبینه
سیلی زدن اصلا درست نیست چند سال پیش در یکی از مدارس شهرمون یه دختر بچه ای به خاطر گرفتن نمره۱۷تو دیکته از پدرش سیلی خورده بود همون لحظه باعث فوتش شده بود.زیاد خوشتون نیاد از سیلی خوردن یا زدن.ولی من  بعضا یادم میافته که خدا بهمون رحم میکردما دهه ۶۰ ها که اون همه سیلی از معلما خوردیم و زنده موندیم. 
زمان جنگ ایران و عراق من کلاس دوم بودم یه معلم داشتیم خیلی اذیتمون میکرد یه روز وضعیت قرمز شد ریختیم حیاط بارون هم میبارید دیدیم تو باغچه چند تا کرم خاکی هست برداشتیم گذاشتیم تو پلاستیک با دوستام گفتیم بزاریم رو میز خانم معلم وضعیت که عادی شد رفتیم کلاس و خانم معلم اومد دید و و کلی جیغ و داد زد بعد اینقدر بزرگش کرد مدیر هم اومد و چشمتون روز بد نبینه بالاخره فهمید که کارما چند نفر بوده  صدا کرد پای تخته  من که سرگروه بودم بیشتر کتک خوردم یادم نمیره موهام و گرفته بود و میکشید بعدش چند تا سیلی محکم زد خودشم میگفت وای چه میچسبه بچه بی ادب و زدن بعد از من نوبت به بقیه رسید وقتی رفت خانم معلمون هم لای انگشتامون خودکار گذاشت و محکم فشار دادخانم مدیر هم میگفت تا دلت میخواد بزن که آدم بشن.   
علیرضا مطمئنی حالت خوبه؟یا از خودت بافتی اینارو؟؟؟ مراقب خودت باش تو این سن این حرفارو بزنی یه مقدار خطرناکه!!!خخخ
سلام آقاعلیرضا.
کاش منم توی فامیل یه خانمی داشتم مثل زن دایی شمابتونم ازش بخوام بهم پنجاه تایی سیلی بزنه.
نمیتونم ازکسی بخوام ولی خیلی دلم میخواداین اتفاق بیفته.
من الان ۱۵سالمه و۲سالع که بودم مامانم فوت کرد وتا الان سیلی نخوردم از یگ زن 

ولی خیلی دوست دارم از یک زن ۲۴یا۲۶ساله سیلی بخورم اونم محکم 

ولی میدونم موقعیتش پیش نمیاد

من از بچگی از خواهر بزرگترم سیلی خوردم نا الان. ۳ سال از من بزرگتره
الان ۳۲ سالمه و هردو ازدواج کردیم. وای هنوزم وقتی بحثمون میشه یه سیلی محکم به من میزنه و من اشکم در میاد.

چند تا سیلی آبدار و چسبناک واقعا برا دانش آموزای شیطون و پررو و گستاخ واقعا لازمه.
آقای علیرضا من یکبار از خاله ام سه تا سیلی محکم خوردم تا یکساعت حالم سرجاش نبود بعد چه جوری تو 50تا سیلی خوردی!!!!!!
سلام من علی رضا هستم هفده سالمه میخوام ی خاطره خوبم رو از سیلی خوردنم تعریف کنم من سیلی خوردن رو خیلی دوس دارم فقط از خانمها دوس دارم سیلی بخورم اون دست سنگین. ی بار من برای ی هفته رفتم خونه زن داییم من با پسر داییم معمولا باهمیم و ی روز با هم رفتیم بیرون برای خرید به خاطر اینکه تولد زن داییم بود من برای زن داییم ی دامن کوتاه خوشگل گرفتم و پسر داییم ی کفش پاشنه بلند بعد کادو هارو به زن داییم دادیم زن داییم خوشحال شد و گفت شماهم ی چیز بگید تا من هم برای شما بگیرم پسر داییم گفت من ی اسپیکر میخوام من گفتم که بعدا بهت میگم فرادش منو زن داییم تنها بودیم بعد به زن داییم گفتم که من دوس دارم اون کفش پاشنه بلند با اون دامن کوتاه رو بپوشید و چون من عاشق سیلی خوردن هستم بهم سیلی بزنید زن داییم رو به زور راضی کردم که سیلی بزنه اولش اروم میزد ولی بعد خیلی محکم میزد ی پنجاه تایی سیلی زد خیلی خوشحال شدم اینی که گفتم واقعیه چون عاشق سیلی خوردن هستم بعد به زن داییگ گفتم هر وقت منو دیدی ی چندتایی بهم سیلی بزن
من وقتی بچه بودم مادرم که خیلی حسادت میکرد به زنای فامیل از حرصش منو به سیلی میبست تا ۲۰ سالگیم عادت کرده بودم به اون وضعیت.ولی الان خودم دختر دارم بعضا بیچاره رو خیلی میزنم آخه نزنم نمیشه خیلی سر به هواست.میبینم آدم نمیتونه به اعصابش مسلط بشه.البته تو جمع نمیزنم.ولی مادر من اصلا ملاحظه نمیکرد پیش همه میزد
سحر خانم. اون مادر دوستت دستش سنگین بود؟
امیر علی به من توهین شده منم تو خونه تنبیه شدم کتک خوردن تو یه محیط عمومی خیلی بده  اون کی بود حق نداشت منو بزنه آدم نباید به هر کسی این اجازه رو بده نباید بذاری مردم راحت بهت توهین کنن 
آقا مهرداد شما مازوخیسم داری.
سلام. من تو دبستان با یکی از همکلاسیهام دعوا افتادم و تا میتونستم زدمش، حتی رو صورتش چنگ هم کشیدم
فرداش با مادرش اومد و منو بردن به دفتر. اول خانوم ناظم ۲ تا سیلی به من زد که درجا اشکم دراومد، بعدش مادر دوستم چنان سیلی محکمی به من زد که نتونستم خودمو کنترل کنم و افتادم زمین
هنوز دردش یادم نرفته
مادره از فامیلای مدیر مدرسه بود و چیزی بهش نگفتن. امیدوارم دستش بشکنه
منم یه دخترخاله دارم که خیلی باهم خوبیم. زیاد میره و میاد خونه ی ما. یه بچه ی 1 سال و 8 ماهه داره که بییییینهایت شیطونه!!! اندازه ی یه بچه ی 5_6 ساله ی خییییلی شیطون هست. چندبار داشت شیطونی میکرد تو خونه ی ما این دخترخاله منم اعصابش بهم ریخت بلندشد چندتا سیلی به چپ و راست صورتش زد : (  دلم خیلی براش سوخت. کلا دخترخالم بداخلاقه و دستاشم خیلی خیلی سنگینه. یادمه از همون بچگی همیشه میگفت اگه بچه ی من مثل بچه فلانی بشه فلان جور رفتار کنه چنان کتکی بهش میزنم که خدا میدونه... این شیطون هنوز اول کتک خوردناشه خیلی رحمم میاد من
این یه دختر اگه جای ما بود چیکار میکرد، اون سیلیهایی که ما تو مدرسه خوردیمو اگه خورده بود حتما تا الان خودکشی کرده بود
ببین من حال و حوصله بحث ندارم این اخلاق منه تو اون وضعیت بهت سیلی میزدم بعدم اتاق پرو جای آرایش کردنه مگه حق داشتن بهت شک کنن که داری کار خلاف میکنی بعد این برای فروشگاه بد میشه پس حقت بوده کتک بخوری که یاد بگیری اتاق پرو جای آرایش نیست خودتم گفتی بعد سیلی وسواس نداشتی پس ادب شدی 
جوابمو بذارید لطفا همه دچار سوتفاهم شدن 
پاسخ:
احتمالاً جوابتون قابل تایید نبوده.

پ.ن: دوستان بازدید کننده، توجه داشته باشید که ایشون جواب دادن و سوء تفاهم نداشته باشید.

با تشکر
فرشته خانم به استادت اجازه دادی بهت سیلی بزنه  این رو چطوری تحمل کردی
ازتون خواهش میکنم جوابم بدارید تا این مبینا خانم توجیه شن میدونم بعضی نظرات حذف میشن ولی شما که اصل ماجرا رو قبلا گذاشتین لطف کردین چند بار جواب من رو هم بگذارید  با تشکر 
مبینا خانم من بی تربیتی نکردم فقط  یه فروشنده  بهم شک کرد که چرا میرم تو اتاق پرو تکرار ۱۴ سالم بود فکر کرد شاید مواد مصرف میکنم منو چه به این حرفا با صراحت نگفت ولی منظورشو فمیدم رئیسشون  کلا عقده ای بود با فروشنده ها دعوا میکرد وقتی بحث ما رو دید فهمید که یه موقعیت پیش اومده خودشو خالی کنه و به دیگران توهین کنه اومد زد تو گوشم من فقط از ترس درد سر و پلیس  باز شدن پای بابام بی خیال شدم اون موقع آدم آرومی بودم اگه مثل الان اعصاب نداشتم حتما تلافی میکردم 
توی دبستان خیلی سیلی می زدن به ما ولی تو راهنمایی و دبیرستان بیشتر گوشمو می پیچوندن
من تو درس دانشگاهیم که خیلی هم درس سخت و خفنی بود از استادی خواستم خصوصی برام تدریس کنه بعد از یکی دو جلسه درس و نتونستم خوب تحویلش دهم یکی دو تا سیلی آبدار طوری چسبوند گوشم که داشتم از حال میرفتم بعدش گفت خجالت نمیکشی این همه پول دادی آخرشم هم درس نخونی؟ ولی جلسات بعدش مثل خرخونا خوندم و نمره ام ۱۸ شد.
من دبیرستان بودم یک معلم داشتم همش سیلی میزد منم چند بار ازش سیلی خوردم
در جواب یه دختر، من خودم فروشنده هستم و میدونم دخترای مدرسه ای بعضی وقتها چقدر بی ادب و بد رفتار هستن. اگه منم تو اون شرایط میدیدمت حتما سیلی میزدم
سلام
پاسخ:
علیک السلام
شاید خنده دار باشه من خیلی از سیلی خوردن از دخترا خوشم میاد و لذت می برم
بچه که بودم از دخترای فامیل میخواستم بهم سیلی بزنن یادش بخیر خیلی کیف میداد  بزرگ که شدم دیگه معذب بودم از اینکه ازشون بخوام و هم اینکه دیگه صورتم مثل زمان بچگی سرخ نمیشه شاید بخاطر اینه که اینقدر سیلی خوردم که دیگه پوستم ضد ضربه شده شایدم بخاطر ریشه نمیدونم😆
سلام به همه ( :

من دبیرستانی هستم یه معلم دینی خیلی خوب داریم ک همیشه از کتک زدن بچه هاش تو خاطراتش میگه برامون. برای من اول عجیب بود ک معلم دینی و حافظ قرآن بچه هاشو بزنه ولی مث اینکه راسته : (

چندروز پیش داشت میگفت من صبح ها برای اینکه دخترم وسایل مدرسشو یا خوراکی هاشو فراموش نکنه کیفشو چک میکنم.. یه روز صبح رفته مدرسه و برگشته داد و بیداد کرده ک مامان تو کتاب ریاضیمو برداشتی.گم شده.تقصیر توئه و ازاین حرفا.... میگفت تا شب همش غر زده دیگه آخرشب اعصابمو بهم ریخته یه کتکی خورده. همین جورم ک میگفت دستاشو تکون میداد و میخندید ماهم خندیدیم :|

بنظر من سیلی زدن تا وقتی ک طرف بچست خوبه. بزرگ ک میشی دیگه همه چیت خورد میشه.... اونم نه سر هرچیزی! سر شیطونیا و حرف گوش ندادن و یکم درس. درحد مرگ بعضیا میزنن بنظر من وحشی بازیه. آدم با بچش نباید این کارو کنه...
من یه وسواسی داشتم که فکر میکردم کرم و آرایش چشمم به هم میریزه برای اعتماد به نفس خودم فقط همین که بعد سیلی دیگه وسواس نداشتم 
مبینا  خانم گفتم که ۱۴ سالم بود و اونجا آرایش میکردم دوست دارم بدونم چرا فکر کردی من بچه بودم چند سالته که میگی میزدی تو گوشم سیلی زدن به دختر ۱۴ ساله توسط غریبه تو فروشگاه خیلی زشته اونا فکر مواد و اینجور چیزا بودن منم که خوب نمیتونستم به خانوادم بگم که حال اون زنه جا بیاد الان ۲۲ سالمه اگه به اندازه الان میفهمیدم با یه سیلی جوابشو میدادم ترسیدم اون موقع درد سر بشه قیافش یادم نرفته اگه روز اتفاقی دیدمش سعی میکنم دعوا راه بندازم که جواب سیلی شو بدم فهمیدی مبینا خانم شما ام بودی جواب میگرفتی نظر بدین  
مثل اینکه منظور منو کسی متوجه نشد من بازی نمیکردم من ۱۴ سالم بود فکر میکردن که دارم کار خلافی میکنم مثلا مواد میکشم خخخخ و چون با لباس مدرسه بودم بهم گیر دادن برای فروشگاه بد میشد دیگه مثلا شده بود توی اتاق پرو آرایش کنم مبینا خانم من بچه نبودم که بازی کنم و سیلی زدن به دختری ۱۴ ساله تو جمع توسط یه غریبه خیلی زشته جای انگشت هم زیاد رو صورتم نبود ناراحتی تو قلبم موند وقتی کسی بهم ظلم میکنه اگه جواب بدم که هیچی ندم تا آخر عمرم یادم نمیره 
من همیشه دوس داشتم مثلا به شوهرم سیلی بزنم بیشتر تو شوخی از یه طرفم دوس داشتم بازم از شوهرم سیلی بخورم جفتش خیلی بهم لذت میده ولی زدن یه چیز دیگس!
سیلی طوری محکم بود که رد انگشت هاش روی صورتت بمونه؟؟؟
سلام یه دختر، حتما کاری کردی که باید کتک میخوردی خوب هر چیزی جایی داری بازی که جاش تو فروشگاه نیست.
من بودم دوتا میزدم تو صورتت
در جواب یه دختر
سیلی توی جمع خیلی بده، بیشتر به خاطر خجالت کشیدن جلوی بقیه
منم از خواهرم تو مهمونی کتک خوردم، غرورم نزاشت با دستم صورتمو بگیرم فقط اخم کردم
اون خاطره فروشگاه مال من بود دوست دارم دیگران نظر بدن  برای من واقعا عجیب و غیر قابل پیشبینی بود سیلی محکمی بود سر هیچی بهم شک کرده بودن  من واقعا جا خوردم و خجالت کشیدم از مردم همه منو نگاه میکردن متعجب  بودن صدای سیلی یک دفعه همه جا پیچید همه برگشتن شانس آوردم آشنا در اون جمع نبود احساس بدی بود من حرفی نزدم که باهام لج نکنن البته به خیر گذشت درد سیلی محکم یک طرف ناراحتی روحی یک طرف حتی دستمو روی صورتم نگرفتم حتی یه خانم به فروشنده اعتراض کرد ولی من هیچی نگفتم 
سلام پروین خانم.
بگذریم گفتنش خیلی اصل قضیه روتغییرنمیده.
بله مشتاقم وازخانمهاسیلی نخوردم تابه حال ومیدونم که پیش نمیاد.
پس زندگیمومیکنم.
چه خاطراتى به خدا پناه ببیرید
واقعا اینقدر مشتاقی به سیلی خوردن؟!
تو بچگی کتک نخوردی الان عقده شده؟ در حسرت یه سیلی موندی! چرا؟
سلام پروین خانم
ناراحت نشین که به همسرتون سیلی میزنین.
شایدخودش هم بدش نیاد.
سلام سپیده خانم
دوست شماتنهاکسی نیست که دوست داره سیلی بخوره.
من هم دوست دارم سیلی بخورم البته ازخانمهاولی خب میدونم اتفاق نمیفته.
شماهم خوب کاری میکردین به دوستتون سیلی میزدین چون احتمالاخودش نمیتونسته علاقه ش روبگه.
شمایی که از نامزدتوت سیلی میخورین بقیه ببینن که فقط من اینجوری نیستم. اینقدرام عجیب نیست. منم به همسرم همیشه سیلی میزنم، نه که لذت ببره ولی بعضی وقتها لازمه چندتا سیلی بزنیم
چرا کامنتمو نمیگذارین 
من از  نامزدم چند باری سیلی خوردم، هم دستش سنگینه هم دردناک. یه بار ۳ تا پشت هم به یه طرف صورتم زد، تا چند روز صورتم از درد میسوخت
یه دوست داشتم که همیشه باهم بحثمون میشد یه سیلی بهش میزدم اونم چیزی نمیگفت. بعدا فهمیدم که دوست داره که سیلی بخوره خوب منم بیشتر بهش سیلی میزدم، اینقدر  محکم میزدم که دلم میسوخت واسش ولی خوب خودش دوست داشت
یه بار که رفته بودم تو یه فروشگاهی بعد از مدرسه با لباس مدرسه کودک درونم وادارم کرد که برم توی اتاق پرو ها بعد تر هم یک بار این کار رو انجام دادم مسئول اون جا بهم گفت برای چی میای این جا این جا جای این کار ها نیست دفعه بعد زنگ میزنم پلیس تو همین حین رییسش اومد (یه زن) و فهمید چی شده و یه (سیلی) محکم بهم زد خیلی بهم بر خورد و شکه شدم 
من فقط از بابام سیلی خوردم غیر از اون کسی جرات نمیکنه منو بزنه سیلی که چه عرض کنم با کمربند ولی پدرم را دوست دارم 


تا حالا از سیلی خوردن لذت بوردین؟؟؟؟
جواب بدین لطفا
سلام . لینکی که گذاشتم تنبیه خانم معلم بود  . تایید نشد ؟
پاسخ:
علیکم السلام
معمولاً لینک ها و شماره تلفن ها وبقیه راه های ارتباطی با بقیه بازدید کنندگان تایید نمی‌شوند.
از خواهر نه ولی از خواهرزن خوردم. همسن خودم هستش، از من یه آتو گرفت و یه روز که تو محل کارم تنها بودم اومد پیشم. اول فقط آروم صحبت کرد ولی بعد که دید درست جوابشو نمیدم و لبخند میزنم بلند شد و شروع کرد به داد زدن منم تا خواستم آرومش کنم یه سیلی محکم به من زد. تا به حال چنین سیلی محکمی نخورده بودم فکر کنم تمام دستش نشست روی صورتم. دوباره از من پرسید منم زبونم قفل کرده بود تا بخوام جوابشو بدم دو تا پشت هم با دست چپش زد به صورتم و یه دونم با دست راست منم دستاشو گرفتم و خواهش کردم بس کنه. بعد رفت. اینقدر صورتم سرخ شده بود که میترسیدم برم خونه. الان رابطمون خوبه ولی هنوزم میبینمش میترسم و ازش فاصله میگیرم
من به خواهرم چند باری سیلی زدم چون با من همجوابی میکرد
نه ایمان جان . من ندیدم . اگه شما دیدین تعریف کنین
چرا؟ مگه تعجب داره ادم از خواهرش سیلی بخوره؟ شما تا حالا ندیدین؟
khatere sili khordan az khahar vagean jalebe
ممنون ایمان جان
خاطره سیلی خوردن از خواهر خیلی جالب میشه
اگه خاطره سیلی خوردن از خواهرتون دارین بگین
من وقتی سوم دبیرستان بودم دبیر عربی سر کلاس به من یه سیلی زد، منم غرورم اجازه نداد ساکت بمونم و یه سیلی محکم به صورتش زدم طوری که صداش تو کلاس پیچید . و یک سال از دبیرستان اخراج شدم. 
چه سایت باحالی دارید من 16سالمه و فقط از مادرم سیلی خوردم مادرم عاشق سیلی زدنه من که 16سالمه تاحالا نزدیک پنجاه تا سیلی ازش خوردم و میخوام ی خاطره از سیلی خوردنم براتون بگم ی شب میخواستیم بریم عروسی مادرم رفت تو اتاقش تا ارایش کنه منم رفتم به وسیله هاش دست زدم اونم فهمید که کار منه منو صدا زد منم رفتم پیشش تا رفتم ی سیلی محکم زد گفتم چرا میزنی سه تا دیگه هم سمت راست صورتم زد گفتم چرا وسایلم رو بهم زدی چون که من ناخواسته وسایلش رو دست زده بودم گفتم ببخشید تا اینو گفتم باپشت دست زد تو صورتم خیلی درد گرفت چون تو دستش دوتا انگشتر بود وهم دستش خیلی سنگین بود مادرم گفت دیگه تکرار نشه ها گفتم چشم مامان بعد مادرم گفت که برو اون کفش پاشنه بلندمنو وردار بیار اونیکه پاشنش نازکه گفتم باشه چون من خیلی دوس دارم از مادرم سیلی بخورم رفتم کفششو که تمیز بود کثیف کردم و دادم به مادرم مادر گفت چرا کثیفش کردی ها اومد جلوم و سه تا سیلی محکم زد گفت با همین پاشنه کفشم بزنم تو دهنت گفتم ببخشید حواسم نبود معذرت میخوام گفت دیگه تکرار نشه ها ولی نمیدونم چرا ی سیلی و ی دونه با پشت دستش همون دستی که انگشتر داره زد تو صورتم این بود خاطره من من چون دوس دارم از مادرم سیلی بخورم این کارارو میکنم
سیلی خوردن از خانومای دست سنگین کیا تا حالا خوردن؟
کیا با کتک زدن و تنبیه بدنی موافقن ؟
لطفا همه جواب بدین


فرید و فرشته٬ صحنه رو بیشتر توضیح میدم:
به صدای داد و هوار فهمیدیم دعوا شده. نزدیکتر که شدیم کلی ملت جمع شده بودن دو تا دختر هوارکشان به سمت همدیگه حمله میکردن. جمعیت مانع شده بودن اینا میخاستن جمعیت رو دور بزنن برسن به خدمت همدیگه. بعدش یه پسر (که بعدا با یکی از این دخترا رفتن) اومد به اون یکی دختر یه حرفی زد٬ دختره داد زد سرش یه سیلی خوابوند تو صورتش (صداش واضح اومد ولی خیلی شدید هم نبود که طرف دستش بمونه رو صورتش و اینا) پسره کاری نکرد.

پروین خانم ماشاالله دستتون خیلی سنگینه پس به شوخی زدین شوهرتون قشنگ حسش کرده :)

من خودم از سیلی شوخی و محبت خوشم میاد یادمه یه بار تو ابتدایی یکی از معلمای خانم یکی رو از رو محبت زد جالب بود. یه بار هم با یکی از دوستام سنگ کاغذ قیچی با شرط سیلی بازی میکردیم حال میداد ولی یه چند دور که رفتیم کم کم صورتمون گرم شد دوستم انصراف داد :)
منم یکیو میشناسم که از زنش سیلی میخوره. خیلی عجیبه ولی انگار مشکلی نداره. توی جمع یا مهمونی هر جا بحثشون بشه یه سیلی از زنش میخوره
زیادی بزرگش نکنین. یه چند تا سیلی که این همه شکایت نداره. نه همسرم منو نمیزنه. تازه من به شوخی زدم نه تو دعوا
آیهان ماشاالله صحنه ای که تو دیدی بزن بزن بوده؟زن حق نداره شوهرش و بزنه تمام.
ایهان اون پسره که از دختر سیلی خورد چیکار کرد؟ دردش گرفت؟ 
فرشته و مهناز٬ سیلی زدن زن به شوهر تعجب نداره خود من شنیدم زن به شوهرش سیلی بزنه. سیلی زدن دختر به پسر تو خیابون رو هم دیدم خودم:
دو تا دختر دعواشون شده بود دوست پسر یکی از اینا اومد به اون یکی یه حرفی زد٬ دختره داد زد سرش یه سیلی خوابوند تو صورتش. ملت هم جمع شده بودن نگاه میکردن بعد سیلی پسره با دوست دخترش رفتن اون یکی دختر هم با مادرش میگشتن تو خیابون. اولین بار بود یه همچین صحنه ای میدیدم خیلی جالب بود واسم
پروین خانم شما اهل کجایید؟؟؟مگه زنم شوهرش و میزنه!!!؟متاسفم.
کیا با کتک زدن و تنبیه بدنی موافقن ؟
پروین خانوم به کس دیگه ای هم سیلی زدین؟ وقتی به همسرتون سیلی میزنین شما رو نمیزنه؟
پروین خانم شما جدی به شوهرتون سیلی زدی یا جدی؟
پروین باز هم از سیلی زدنات برامون تعریف کن
باید سنگین باشه، صورتشون که سرخ میشه. چند بار هم به همسرم سیلی زدم، اونم گفت که دستت خیلی سنگینه
پروین خانم شما دستتون سنگینه؟
من به بچه هام سیلی میزنم. نه زیاد محکم ولی طوری میزنم که دردشو احساس کنن. دو یا سه تا پشت هم به یه طرف صورت میزنم. سیلی اگه درد نداشته باشه اثری نداره. بعضی وقتی واقعا لازمه
علیرضا بازهم ازسیلی خوردنت بگو
سنگین و سوزناک. به قول خودش ، چک آتشین
علیرضا خواهرت دستش سنگینه؟
خواهر بزرگم معلم هستش، همیشه با من ریاضی کار میکرد و فقط کافی بود بهونه دستش بدم تا منو بزنه. دستامو مگه میداشت و پشت هم میزد تو صورتم. خیلی درد داشت. یه بارم تو مدرسه دعوام شد اومدم خونه ۱۰-۱۲ تا چک‌ جانانه به من زد، یادمه زیر چشمم کبود شده بود
من و دوستم  کلاس سوم بودیم چون قدمون بلند بودآخرین نیمکت مینشستیم یع بارمعلمومون که روش به تخته بود من یواشکی پفک از کیفم در آوردم و گذاشتم زیر میز و با دوستم میخوردیم که یهو خانم معلمه دید و اومد سراغمون فکر کنم اون موقع پنجاه سالش میشد آنچنان کتکی بهمون زد که من الان ۳۸ سالمه یادمه نرفته.صدای سیلی هایی که میزد هنوز تو گوشمه جالب اینکه به خانواده هم نمیگفتیم الان نمیشه معلم به شاگرد تذکر کوچیک هم بده پدر مادرا حجوم میبرن به مدرسه که چرا بچمونو زدی‌ .
من یه بار تو خیابون با دوستم داشتم راه میرفتم و با هم می گفتیمو می خندیدیم 
یه دفعه همین طوری دم در خونشون به شوخی یه تیکه بد بهش انداختم که مامان باباش در خونه رو باز کردن و اومدن سمت من باباش دو تا سیلی بهم زد مامانش هم یه دونه سیلی بهم زد و گفت دیگه با پسر من نگرد 
البته بعدش دوستم اومد ازم کلی معذرت خواست
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام
کسی خاطره تعریف نمیکنه؟خاطرات واقعی بگید.*******************
تا با کسی شرط سیلی گذاشتین؟ خیلی خوبه، البته اگه برنده بشین
من یک بار کلاس پنجم بودم بایکی از دوستام دعوا گرفتم مدیر مدرسه ما ی خانم جوان بود که همیسه ارایش غلیظ داشت و مدیر مدرسه وقتی فهمید من دعواگرفتم اومد طرف من ی سیلی محکم بهم زد درد داشت بهم گفت بازم دعوا گرفتی ها ؟ دست چپشو روی شونه ام گذاشت و با دست راست 6تا سیلی محکم زد منو برد دفتر و این موضوع رو برای خانواده ام تعریف کرد وخانواده ام اومد مدرسه مادرم با خالم بود که اومد مدرسه تا مادرم منو دید 2تا سیلی محکم به من زد خالم بهم گفت خیلی پررو هستی خالم چون پسری نداشت بادست راست 3تا سیلی محکم زد خانم مدیرگفت این پسر خیلی تو مدرسه دعوا میگیره مادرم گفت هر وقت بازم دعوا گرفت ده تا سیلی محکم با دست راست ده تا سیلی محکم بادست چپ بزنید تا ادم شه از اون موضوع ی هفته نگذشت که دوباره ناخواسته دعوا گرفتم خانم مدیر هم به حرف مادرم گوش کرد و ده تا بادست چپ ده تا بادست راست سیلی زد بعد زنگ زد به مادرم قضیه رو تعریف کرد وقتی رسیدم خونه مادرم پنج تا سیلی محکم زد توگوشم این بود خاطره کلاس پنجم من البته عجیب بود و باورنکردنی
سلام به همگی. من راهنمایی که بودم برای درس ریاضی پیش معلمم کلاس خصوصی میرفتم. چند جلسه که گذشت و دید که من خوب به درسم اهمیت نمیدم بهم گفت تو کلاس بعدی اگه سوال پرسیدم بلد نبودی برا هر سوال یه سیلی میخوری،  منم وسایلمو جمع کردم و با لبخند داشتم میرفتم که .... یه صدای محکم تو گوشم پیچید بعدش سوزش صورتم، اشکم دراومد. گفت من شوخی ندارم باتو، جلسه بعدی آماده باش.
منم دیگه کلاس خصوصی نرفتم پیشش
سلام خاهشن خاطرات واقعی تعریف کنید گروه لاین تشکیل بدید جالبه،منم عمم گوشمو میکشید
چرا نظرمو نمیزارین؟
نرگس جون چه داداش بی رحم و بدی دارین اه حالم بهم خورد اصلا مامان و بابات جرات دارن همچین کاری باهات بکنن که اون کرده من تا حالا یه سیلی هم از مامان و بابام نخوردم اونوقت داداش شما ..............
خدا صبر بده والا
ما همه این دوره ها رو پشت سر گذاشتمیم یه وقتایی احساساتمون پای این مساعل رو باز می کنند ولی ما بایدجلوی احساسات رو بگیرم چون ما چیزی نیستیم که در گذشته بودیم ماباید  بفکر فردایی بهتر باشیم منم مثل بعضی ها گذشته خیلی بدی داشتم اصلا دوران بچگی سختی داشتم  یا اصلا نداشتم من الان 21 سالمه دارم رشته جغرافیامیخونم حقیقتش این فشارا به من فشار میارن طی این دوسالاول دانشگاه یه چیزی رو فهمیدم اونچیزیکه دنبالشم که اینده روبسازه و ازاین فشارا من رورها کنه (خودمم)خودمم که فقط میتونم به خودم کمک کنم  پس به درون خودتون نگاه کنید و زندگی تون رو تغیر بدیدبدید
بعضی وقتا ادم علاقه داره چیزای بنویسه که ارومش کنه خیلی از نوشته های اینجا از خیالات طرف مثل مال من سرزنشم نکنید من حالا دارم راستشو می گم
ممنون از راهنماییتون دیروز ازش معذرت خواستم گفت قهر نکرده فقط توقه نداشت بهش بر خورده می خوام خاطرات سیلی خوردن 18 سالگیمو تعریف کنم یک پسر عمه داریم اسمش شاهین الهی خیر نبینه خیلی باهم جور بودیم اشکان راضی نبود یک روز بی خبر امد خونه البته با خانوادش کلی زر زد که اشکان تو عرض مراقبت از داداشت نداری دیروز دیدم داداشت تو <> داره قلیون می کشه عکساهم نشون داد حالا خودش منو وسوسه کرده بود ها اشکان خوابوند تو دهنشو گفت دیگه تو کارای ما دخالت نکنه بعد از رفتن اونا دوستا سیلی بهم زد ماشینم ازم تا 5 ماه گرفت ولی شاهین واقعا نامردی کرد ازش توقه نداشتم
یهدختر، محسن و مینا لطفا اگه بازم خاطره داشتید بگید
تو مدرسه که تا دلتون بخواد بهم سیلی زدن معلما. مامانم که همیشه دست به سیلی زدنش خوب بوده، همچین میزد تو صورتم که یه طرف صورتم سرخ میشد جای انگشتاش میموند. تا سال آخر دبیرستان به من سیلی میزد. الانم که عشقم به من سیلی میزنه، تازه دستشم از مامانم سنگین تره. گوشم سووووت میکشه وقتی میزنه
چی کار میتونستم کنم مجبور بودم بسوزم و بسازم
وا اردو خانوم چطور نمردى براى السؤال غلط ٥تا سیلى واقعا عذاب الهیه رو هم منشد ٣٠تا سیلى متمردو اگه میزد بهت مامان بى رحمت
یه بار قرار بود خواهرم ازم درس بپرسه منم نخوندم وقتی اومد ازم بپرسه بلد نبودم و چند تا سیلی آبدار نوش جان کردم وگفت اگه کمتر از ۱۸بشم کتکم میزنه که من ۱۱شدم بعد بهم گفت کهبه ازای هرسول ۴تاسیلی که ۲۸تا سیلی آبدار نوش جان کردم که وقتی صبح بلند شدم هنوز رد کشیده هاش روی صورتم بود
سلام وب جالبی دارید منم از مامانم و داداشم سیلی زیاد خوردم 
مامانم معلمه البته از اون اون معلمای بداخلاق
یه بار امتحان ریاضی داشتم مامانم داشت برام توضیح میداد بعد بهم چندتا سوال داد که حل کنم گفت اگه اشتباه حل کنم برای هرسوال ۵تاسیلی میخوری م ۶تا از سوالارو اشتباه حل کردم التماسش کردم که به هم سیلی نزنه بعد به داداشم گفت ۳۰ضربه باکمربند به هم بزنه کلا سیاه وکبود شدم بعد داداشم بهم گفت اگه کمتر از ۱۸بشم سیاه و کبودم میکنه که من ۱۵ شدم و سیاه و کبود شدم

سه روز پیش با داداشم دعوام شد 20 سالمه اشکان 25 سالش زد تو صورتم ناخداگاه از دستم در رفت و جواب سیلی شو دادم هیچی بهم نگفت فقط از خونه رفت بیرون از اون موقه تا حالا جلوی چشمش افتابی نشدم هرقت می ره اداره می رم بیرون وقتایی که خوابه غذا میخ ورم اونم کاری به کارم نداره خواهش می کنم یک پیشنهاد بدیدن این 6 روز دارم دیونه می شم از رابطمون
پاسخ:
فقط یه معذرت خواهی ساده. اولش سخته ولی درست میشه. معجزه می کنه
موفق باشید
یاعلی
یه بار مامانوبابام رفته بودن مسافرت من وداداشم خونه تنها بودیم داداشم رفت نون خریدمنم توی خونه داشتم آهنگ گوش میدادم باصدای بلند که یه دفعه داداشم و پسر خالم جلوم ظاهر شدن داداشم ۴-۵تاسیلی آبدار بهم زدو گفت برو گمشو داخل اتاق بعد که پسر خالم رفت داداشم باسیخ داغ وفلک و کمربند اومد وسیاه و کبودم کرد بعدمنو داخل حموم حبس کرد تاروز بعدکه مامانوبابام  اومدن منو آورد بیرون
لطفاً یه پست هم بذارین در مورد سیلی زدن دوستان سیلی زن خاطرات خودشون رو روایت کنن :)
پاسخ:
همین دو سه تا پست هم که در مورد فلک و کتک و سیلی داریم، خودش خیلیه. می ترسم آخرش اینایی که میان نظر میدن، کار دستمون بدن
الان دیگه نه. ولی بچه بودم همیشه منو میزد به خاطر شیطنت زیاد. دستش که سنگین هستش. هر وقت میزد یه چند تایی بود، هیچوقت یه دونه نمیزد
حنانه مامانت خیلی دستش سنگینه ؟ بازم ازش چک خوردی؟
وقتی دبیرستان بود به خاطر بی نظمی تو مدرسه به مامانم زنگ زدن. وقتی اومد تو اتاق مدیر جلوی معلما دوتا سیلی به من زد که هنوزم احساس میکنم گوشم سوت میکشه. یه دفعه هم با خالم دعوام شد اونم یه سیلی محکم بهم زد که منم جوابشو با سیلی دادم، صورتش قرمز شد اشکش دراومد. فکر نمیکردم اینقدر دستم سنگین باشه

علی مامانت خیلی دستش سنگینه؟ دردت گرفت خیلی؟
من که تا الان ۱۵ سالمه تا الان ۸ بار سیلی از مامانم خوردم
دستاش خیلی سنگینه.....اخرین سیلی هم که خوردم همین دیشب بود 
قرار بود درس بخونم و مامانم قبلش بهم گفت اگه بپرسم و بلد نباشی دو تا کشیده می خوابونم زیر گوشت .منم نخوندم شب ازم پرسید و بلد نبودم صورتمو با دستش گرفت بعد ول کرد و پشت سر هم دو تا سیلی بهم زد به طوری که جای انگشتای دستش رو صورتم موند بعد یکی دیگه سمت چپم زد و گوشمو محکم کشید گفت اگه یک بار دیگه بپرسم ‌و بلد نباشی  از این محکم تر می زنمت

حالا شرح حال بچه های امروزی، معلم دختر پسر عموم تو مدرسه بهش یه سیلی آروم زد، اونم اومد خونه با گریه به مامانش گفت، مامانه هم رفت مدرسه سر کلاس دوتا پشت هم محکم زد تو صورت خانوم معلمه، تازه نزدیک بود مدیرو هم بزنه. با کلی خواهش و التماس آرومش کردن. خونه که اومد یه چند تا سیلی هم به شوهرش زد که چرا اجازه میدی با بچه تو اینجوری رفتار کنن. به این میگن یه مادر ایدآل.
حالا ما تو مدرسه کتک میخوردیم ترس اینو داشتیم که تو خونه هم کتک بخوریم...
خاطرات بسیار خوبی بود
منم ابتدایی که بودم سیلی زیاد خوردم. از معلم کلتس اول زیاد، هر سوال غلط یه سیلی. اما بیشترینش از معلم کلاس پنجم که یه خانم بود. کمتر از سی سالش بود. نمیدونم چرا دلم میخواست ازش سیلی بخورم و همیشه بهانه دستش میدادم تا منو بزنه.  اونم دستش سنگین ، وقتی میزد جای انگشتاش میموند روی صورتم
من از پسردایی ایم دو سال بزرگتر بودم و خونه دایی رفتم تا بهش ریاضی یاد بدم ولی اون مدام بازیگوشی میکرد و به درس گوش نمیکرد  تا اینکه رفت دستگاه سگاشو اورد و گفت بیا بازی کنیم اولش گفتم نه بیا درس ت بخون  ولی کم کم منم خوشم اومد شروع به بازی کردم یک نیم ساعت گذاشت یکدفعه زن دایی ایم اومد تو اتاق سه کشیده محکم به پسر دایی زد و بعدش هم سه تا کشیده محکمم بمن زد و گفت یکبار دیگه شیطنت کنید با کمربند میام
سراغتون    دیگه تا سرشب شروع به درس دادن به پسردایی ایم کرد  وقتی از خونه دایی ایم داشتم میرفتم   زن دایی ایم  بهم گفت ببخشید پسرم زدمت ولی از تو انتظار نداشتم......منم گفتم زن دایی اشکالی نداره لازم بود ازتون سیلی بخورم......ولی خدایش دستش خیلی سنگین بود
با سلام خدمت آقای احمد جاویدی معلم شهر کرمان
من اگه جای اولیا  شاگردانتان بودم شکایتی علیه میکردم که دیگه جرات نکنی دست روی دانش آموزان بلند کنی
سلام،من هفده سالمه یه داداش دارم (مجری تلوزیون حالا اسم و فامیلیش بمونه لهم می کنه خخخ)
من عاشق داداشمم و وقتی می بینم بقیه انقد از دعواهاشون میگن واقعا جای تعجب داره برام واقعا... 
ولی بذارین یه خاطره از کتک خوردنمو تعریف کنم که اولین و آخرین بارم بود, از همین یه ماه پیش! 
بابا بزرگ مادری من من تو شمال ویلا داره و واسه هرکدوممون(خونواده ما و داییم و خالم  )یه اتاق هست جمعا دوازده نفریم با مامان بزرگ و بابابزرگم چهارده نفر 
وقتی میریم اونجا یه هفته ای می مونیم... 
یه ماه پیش که اونجا بودیم داداشم (سی سالشه و متاهل)بهم گفت که اون ور حیاط(باغ حالا )نرم چون یه ورش بازه و پسرا می تونن بیان(چسبیده به سالن ورزشیس)
من و دخترخالم فوتبال بازی می کردیم که اون زد و رفت اون ور و حدود جاهایی که داداش حامد گفته بود نرو(نرو که چه عرض کنم کللللی تهدید )
من که رفتم توپ رو بیارم یکی از پسرا اومد سمتم گفت توپ مال ماس!!!!!! به خدا راست میگم ها همه چی دست  تو دست هم کپپپپی فیلما, من باهاش لفظی درگیر شدم که برگشت فحش داد 
من از دور داداش رو دیدم ولی ترسیدم صداش بزنم تا اینکه خودش دید  دوید اومد سمتمون یعنی چه بلایییییییی که سر اون پسره آورد اولین بارم بود می دیدم داداشم داره کمربند میکشه بیرون واسه زدن!!!!!! انقد زد اون بخت برگشته رو که نمی تونس از جاش پاشه بره خونشون!! 
اومد سمت من گوشمو گرفت برد اتاق(تا اون روز نزده بود ولی خداییش می ترسم ازش در عین حال عاشق داداشمم و هست )لال شده بودم تا برسیم اتاق گریم گرفت 
برد اتاق و درو بست کمربند هم دستش بود عقب عقب راه می رفتم که گفت کتک نیست بخوری زمین تنبیهه وایسا(هنوزم نفهمیدم یعنی چی خخخ )فشارم داد به دیوار حدود ده تایی زد من پاستوریزه هم  فقط داد می زدم ببخشید غلط کردم 
بعد از تموم شدنش تا یه ساعت از ترس می لرزیدم اولین بازم بود اون وضعععی کتک می خوردم انشاالله که آخرین بارم هم بود چون گفته اگه باز هم بری اونجا ده برابرشو میخوری(خخخ صدتا مگه داریم؟؟! حالا یه تهدیدی کرده دیگه )راسی اون روز(شبش )برنامه داشت تو برنامه فقط تپق میزد قشنگ معلوم بوذ اعصابش داغووونه خودشم به مهمون برنامه گفت اومدنی کم مونده بود تصادف کنم واسه همین استرس دارم!!!! 
داداش هیشکی نمی تونه حدس بزنه تو رو به قرآن اگه یه روز اتفاقی چشمت افتاد به این کامنت دعوام نکنی یه بار دعوام کردی سر لو دادن اسمت تو نت این دفعه رو ببخش جو برم داشت تعریف کنم 

پاسخ:
اینجوری که شما تعریف کردی، تابلو شد که داداشتون کیه!
سحر خانوم مادر شما واقعا بى رحم هستند ٤تا سیلى محکم جلو بقیه ٣تا پشت سر هم تو طرف راست بلافاصله یکى تو طرف چپ تو ٥سالگى جلو دوست مامانت  اونم بى دلیل چون جلو ش ورجه ورجه مى کری.  بعد اگه گریه مى کردى بازم سیلى میزد تو گوشت  خیلى درد داشت تصورش هم درد داره لطفا بازم از سیل خوردنات که مامانت زده بگو  اخه تو ده هشتادى هستى مثل من 
ت
من یه دختر ١٣ساله ام  تا حالا کسى بهم سیلى نزده .تا سال پیش نمىدونستم سیلى چیه ولى امسال  یکى از همکلاسى هام زد تو گوشم منم گریه کردم بعد قهر کردم تا بقیه اومدن التماس تا ببخشمش .من بخشیدمش ولى اگه کسی منو بزنه میرم کلانترى من با روش تربیتى جدید موافقم  مامانم خیلى مهربونه بابامم همینطور لطفا شما خاطره بزارید از سیلى خوردن از مامان و بابا من واقعا ماماناى شما خیلى خشن بودن براى هر سوال غلط یه سیلى خیلى عجیبه 
ح
کیا سیلی خوردن از زن دست سنگین ؟
من که توبچگی ازمادرم فقط کتک میخوردم البته خیلی کم گاهی اوقات یه سیلی یاتودهنی میزد.یباردخترم که یه کارخیلی خطرناکی انجام دادولازم بودتنبیه بشه منم توجمع چندتاسیلی محکم بهش زدم اون موقع 14سالش بودواین اولین واخرین باری بودکه کتک خوردازمن چون اون روزواقعالازم بود
کتک نخوردم ولی خودم بچه هاموزیادکتک زدم یعنی چاره ای نداشتم حرف حساب که حالیشون نمیشه یه دختردارم 16ساله ویه پسر14ساله پسرم زیادکتک نخورده دوسه بارسرکارنامه اش دوتاسیلی خوردازمن ..ولی دخترم تادلتون بخادکتک خورده چون بسیارلجبازوشیطونه یادمه یه باردیراومدخونه من هرچی ازش پرسیدم دخترم کجابودی باکی بودی اص
لاجواب ندادتازه باپررویی گفت به خودم مربوطه منم دیگه ازکوره دررفتم بردمش تواتاق یه کتک مفصل بهش زدم ولی تاثیرش شایدبه 24ساعت نکشیدوتنبیه نشدکه هیچ تازه بیشترلج کردنمیدونم بایدبااین وروجک چکارکنم تادرست بشه
من یکبار حدود 15ساله م بود دزدکی داشتم با دوستام سیگار میکشیدیم یک دفعه خاله م پیداش شد تا اومدم به خودم بیام یک سیلی محکم بهم زد و بهم گفت بیا بریم خونه مون ، رفتم خونه شون دوتا سیلی محکم دیگه بهم زد و بعد رفتش یک کابل اورد بهم گفت دستات باز کن هر چی التماس کردم فایده نداشت به هر دستم ده تا ضربه زد بعدش کلی گریه کردم و بعد شروع کرد به نصیحت کردن و بعدش ازش خواهش کردم به پدرو مادرم نگه ولی دمش گرم نگفت     ولی اگه اون کتکو نمیخوردم شاید به سرنوشت شومی دچار میشدم
سلام . منم از دست خواهرم زیاد کتک میخوردم . ازم هفت سال بزرگتر بود و جای مادرمو داشت . اما خداوکیلی سیلی هاش محکم بود . یه بار شب امتحان بود گفتم که بلدم و نخوندم اونم مثله همیشه تهدید کرد که زیر 18 چنان کتکی بهم میزنه . منم کاملا اماده رفتم سر امتحان . چشام گرد شده بود . خلاصه امتحانو شدم 14 اونم به زور تقلب . خواهر منم حساس اومد مدرسه امتحانو گرفت 😦 بعدم از معلممون اجازه گرفت و با سیلی و پس گردنی بردم خونه . بدترین کتک عمرم بود واقعا . همیشه سیلی میزد و با چند تا لگد و فحش تمومش میکرد اما ول کن نبود اخرش با التماس هایی که کردم با دمپاییش چند تا زد تو صورتم و پشتم بعدشم انداختم تو اتاق بعد از اون سیلی های ابدار 
سلام منم یه ده شصتیم.منم میخوام از سیلی که خوردم بگم.سیلی زیادخوردم ولی همش یادم رفت بجز یکیش.سیلی که عشقم بهم زد.سیلی که خوردم بخاطر کاربی شرمی نبود که کردم...بخاطر حاضرجوابیم نبود...
بخاطر پررویی و خیلی چیزای دیگه نبود
سیلی که خوردم واسه این بود که عشقم دروعای کسی دیگه رو به حرف راست زنش ترجیح داد. سیلی که تاابد فراموشم نمیشه. تاابد نمیبخشمت
سلام مدیر وبلاگ فعایلت نداری دیگه؟
پاسخ:
سلام. ما هنوز پرچممون بالاست :)
سلام
چرا من 2 بار پیش روانشناس رفتم ولی راه حل واضحی به من ارائه ندادند. من تا وقتی که به اینترنت دسترسی نداشتم فکر می کردم که فقط من این طوری هستم بعدا که اینترنت توی ایران اومد، توی اینترنت با این نوع حس آشنا شدم و متوجه شدم بعضی از آدم ها این طوری هستند و این یک حسی هست که یک درصد کمی از آدم ها به نوع های مختلفی دارند.
سلام
من وقتی کلاس پنجم دبستان که بودم یه معلم مرد داشتیم که عشق سیلی زدن بود. خیلی از بچه ها ازش سیلی خوردن ولی من هیچ وقت ازش سیلی نخوردم. وقتی بچه ها رو سیلی می زد یه حس خیلی خاصی که آمیخته با ترس بود به من دست میداد. بعدا که وارد دوره راهنمایی شدم یه ناظم داشتیم که بچه ها رو سیلی میزد. سال اول راهنمایی من ازش سیلی نخوردم ولی از سال دوم راهنمایی به بعد همون حس خاص دوره دبستان توی من پدیدار شد و من یه علاقه خاصی به سیلی خوردن از ناظممون پیدا کردم و از روی عمد کارهایی انجام میدادم که ناظمون به من سیلی بزنه. این حس تا حالا با من مونده.
پاسخ:
علیکم السلام
دوست عزیز جسارتا به روانشناس مراجعه نکردین؟
سلام. من 14 سالم بیشتر نیست... ولی خب..
مهمون داشتیم. منم اونجا پنج سالم بیشتر نبود. مهمونمون یه خانوم بود با دخترش. منم هروقت کار بدی میکردم یا رو اعصاب بودم از مامانم کتک یا سیلی میخوردم. بیشتر سیلی میزد. ولی خب جور دیگم کم کتک نخوردم. خلاصه... اینا نشسته بودن رو تراس خونه و داشتن حرف میزدن. من و دختر اون دوست مامانمم داشتیم گرگ بازی میکردیم. اون ازمن بزرگ تر بود. میخواست منو بگیره ک من خودمو انداختم رو تراس و به مامانم پناه آوردم. همون طوری داشتم جلوی مامانم ک نشسته بود اینو اونور میرفتم و میخندیدم ک یهو با دستای باریک و سنگینش سه تا سیلی آبدار رو زد به سمت راست صورتم بعدم بدون فاصله یکی دیگه به اونوری ک نزده بود زد. اوففف خیلی درد گرفت ولی عادت داشتم ^-^ گریه میکردم باز سیلی میخوردم پس دیگه رفتم زود پیش دختر خانومه گفتم بیا یه بازیه دیگه...

چه دورانی بود ((:

خاطره زیاده.. این یادم اومد ک گفتم.

کلا سیلی بهتره از فلک و شیلنگ و این چیزا.. خودمم بچمو سیلی میزنم فقط درآینده :> کلا سیلی خوردنو دوس دارم.... شاید واسه اینه ک بی نهایت شیطونم و بی نهایتم کتکشو خوردم ((: عادی شده...

اینم بگم ک هنوزم ازاین سیلی های الکی و واقعی میخورم. واسه درس نخوندن. به ازای هرسوال یه سیلی ((: ولی خوبه.... مامانه
من از دست خواهرم هم تنبیه شدم. هم شلاق به کف دستهام زده، هم سیلی به صورتم زده، و هم گوشم رو کشیده.
درسم خوب بود ولی خب موقع کتک خوردن ربطی نداشت خوبD:
مدیر مدرسه مون سید بود ولی جدی وحشی بود الان براتون لیست سلاحاشون رو مینویسم خخخخ (ولی واقعیه)
مدیر: خط کش چوبی و فلزی , شلنگ , پوست کابل فشار قوی(از شلنگ بدتره)
ناظم1: مرد بود شلنگ , پوست کابل فشار قوی
دوتا ناظم دیگه هم داشتیم زن بودن خط کش به دست بودن ولی دلشون نمیومد بزنن کلن مهربون تر بودن
حالا یبار مریض بودم از معلم اجازه گرفتم برم خونه داشتم از دره مدرسه می رفتم که مدیر منو دید فکر کرد دارم فرار میکنم گفت وایسا ببینم منم اسکل فکر کردم کارم داره اومد چک اولو بزنه جاخالی دادم در رفتم تا خونه دویدم با اون حاله مریض روز پنچشنبه بود بدترین روز تعطیلم بود همش فکر میکردم شنبه دم در منتظره خفتم کنه ولی خدا رو شکر یادش رفته بود شایدم با معلمم صحبت کرده بود ?-:
ولی جدا از شوخی و خاطره بودنش هرکی عقده داره مرض داره و به ناحق میزنه مثلن همین مدیر ما که مریض بودم با اینکه اجازه هم گرفته بودم بدون اینکه به خودش زحمت بده بپرسه اینجا چیکار میکنی اول میخواست بزنه الهی به حق همون خدای بچه ها یکی از خودش گنده تر بزنتش:)))
محکم زدن و انگشتهاشون بلند و کشیده بود و روی صورتم که فرود اومد، صورتم رو سوزاند و بعدش درد شروع شد. بعد از مدتی هم صورتم داغ شد.
اگر عقل الانم رو اون زمان داشتم، یه شلنگ یا خط کش چوبی تهیه میکردم و ازشون میخواستم ازم درس بپرسن و اگه بلد نشم تنبیهم کنند.
فرشاد خالت محکم زدت ؟ دستش سنگین بود ؟
یه بار تازه میرفتم دوم ایتدایی، توی خیابان لوس بازی کردم خاله ام که اون موقع 29 ساله اشون بود یه سیلی محکم خوابوندن دم گوشم. اگه عقل الان رو داشتم، دستشونو میبوسیدم و ازشون معذرت میخواستم.
آقا دیشب داشتم مشق مینوشم به سوال رو نفهمیدم رفتم پیش مامانم گفتم این رو توضیح میدی گفت بشین توضیح بدم 
همینطور که داشت توضیح میداد من واسه خودم داشتم یه   کاغذی رو زمین بود رو می خوندم یهو به سیلی زد کباب شدم گفتم چرا میزنی یکی دیگه زد  گفت اومدی پیش من که کمکت کنم بعد اصلا گوش نمیدی 
رفتم خودم تنهایی حل کنم داشتم تو اتاقم حل میکردم آمد گفت  برات توضیح میدم ولی اگر حواست جای دیگه باشه کشتمت گفت فهمیدی گفتم اره یه پشت دست زد اونوری که نزده بود گفت فهمیدی گفتم اره (له شدیم آقا له)
کیا از زن سیلی خوردن؟ دستشون سنگین بوده؟
دوران دانشگاه یه استاد داشتیم خیلی سخت گیر بود یه بار قرار بود امتحان بگیره قرار گذاشتیم سر کلاس نریم تا بره ببینه نیستیم کلاس تشکیل نشه رفته بود کلاس دیده بود کسی نیست منم که نماینده کلاس بودم بهم زنگ زد گفت چه خبره تو این کلاس همتونو حذف میکنم بیا اتاقم کارت دارم یه لحظه هول شدم گفتم استاد من دانشگاه نیستم دودیقه بعد از بدبختی دید منو رو پله ها از خجالت و ترس نمیدونستم چکار میکنم گفت بیا اتاقم کارت دارم وقتی رفتم تو گفت درو ببند کسی نیاد با خطکش دو تا سیلی زد بهم با چه شدتی تا خواستم چیزی بگم گفت خفه شو تازه اگه پسر بودی همین جا با مشت و لگد لهت میکردم هیچی دیگه پایان ترم یه سوالاتی داد که ورقه مونده بود دستمون که چی بنویسیم هممون افتادیم.
خانوم ناظما یا خانوم معلما دستشون سنگینه؟
مرسی از دعوتتون.یه بار مامانم خونه نبود یه ضبط بزرگی داشتیم با این باندایه بزرگ اومدم یه نوار توش گذاشتم صداشو زدم بالا و دور خونه میچرخیدمو بلند بلند آواز میخوندم .همینجور که چشامو بسته بودمو میخوندم یه سیلی خوابید تو گوشم چشامو باز کردم دیدم مامانمه
تا اومدم حر ف بزنم یه سیلی دیگه زد اونور صورتمو گفت چه خبره خونه رو گذاشتی رو سربعدم رفت صداشو کم کرد.
سیلی هاشو خیلی محکم میزد آدم صورتش قرمز میشد
من سیلی زدتو خوشم میاد .میام خاطره میگم اینجا.
پاسخ:
تشریف بیارید. خوشحال می شویم
بازم اگه خاطره از سیلی خوردن دارین، از زن دست سنگین، یا خانوم معلم های یا خانم ناظم هایی که دستشان سنگین بوده، اگه دارید بزارید
منم یه بار داشتم با تلویزیون خونه ور میرفتم و میخواستم آب بریزم پشتش همینجور که داشتم نگاه میکردم کجا میتونم آبو بفرستم توو سیستم داخلیش یه سیلی خوابید تو گوشم مامانم بود .خیلی درد داشت تا یکی دوماه نزدیک تلویزیونم نمیرفتم خخخخخ
یه باررفته بودیم مهمونی برامون کوفته درست کرده بودن منم اصلا
کوفته دوست نداشتم سر سفره گفتم من کوفته نمیخورم کوفته غذای فقراست همه خندیدن و حزفمو به شوخی گرفتن صاحب خونه ناراحت نشه.من دوباره تکرار کردم و پدرم دید صاحبخونه حالش گرفت من و از سر سفره بلند کرد با زدن چند تا پس گردنی برد بیرون داخل ماشین گذاشت و تو ماشین چند تا سیلی زد و گوشمو پیچوندو گفت یه ساعت اینجا زندونی میشی الان بزرگ شدم فامیل تعریف میکنن میخندن و من ناراحت میشم
  • مهرداد ملکی
  • منم سیلی خوردنو دوس دارم چندباری هم از مامانم سیلی های جوندارو خوبی خوردم کف دستش شتررررق میخوره تو صورتم
    امسال میرم اول دبیرستان ولی هنوز یه کشیده هایی میزنه بهم که لپام قرمز میشه
    منم زیاد سیلی خوردم توو جمع - یه بار مهمونی رفتیم من و پسرعموم رفتیم توو انباریشون شروع کردیم با هر چی دم دستمون بود آتیش روشن کردیم که هم گرممون بشه هم از دیدن آتیش بازی و اینا خیلی خوشمون میومد - آتیش شعله ور شد و نصف وسیله های انباری رو همینجوری پرت میکردیم که نسوزن فقط- به زور تونستیم خاموشش کنیم
    اومدیم بیرون مامانم اول به من دو تا کشیده ی محکم زد و رفت سراغ پسرعموم اونم یه سیلی خوابوند زیر گوشش
    واییی سیلی خوردن خیلی بده مخصوصا که تو جمع باشی یه بار دختر عمه ام اومده بود خونه ما رفتیم زیر زمین بازی کنیم کل زیر زمین و زیرو کردیم مادرم اومد دید چه کردیم خیلی عصبانی شد و بدون معطلی چند تا سیلی جانانه بهم زد طوری که از بینیم خون اومد و دختر عمه ام گوشه ای ماتم گرفته من و نگا میکرد .بهم گفت یه ساعت بهت فرصت میدم مرتب کنی بعدش من و اون تو زندانی کرد و گفت یه ساعت دیگه میام مرتب نکنی میزنمت اینبار با کمربند.  
    سیلی خوردن سبک ترین تنبیه بود. تنبیه اصلی همیشه چوب و فلک بود.
    دهه شصت و هفتاد به مدرسه رفتم از اول تا دیپلم در این دوره تحصیلی منه بیچاره بیش از حد سیلی خوردم یه خاطره جالب براتون تعریف میکنم.من کلاس سوم بودم که یه معلم بد اخلاق و خشن داشتم که تنبهش فقط سیلی زدن بود البته گوشم میکشید ولی اکثرا سیلی میزد چندین بار منو زده بود یه بار که درس ریاضی و میپرسید من بلد نبودم اومد جلو بینی منو گرفت و محکم که فشار میداد چند تا سیلی خیلی محکم بهم زد اشتباه نکنم شش یا هفت تایی زد و منو گوشه کلاس هول داد گفتذاونجا وایمیستی من دفترتو ببینم در بین تمرینا من یکی و ناقص نوشته بودم همون شد بهانه ای برای زدن دوباره.بهم گفت دفترتو بیا بگیر رفتم جلوی میزش تمرینی که ناقص بود و نشونم داد و دفتر و کوبید روسرم منم که به هق هق افتاده بودم و التماس میکردمیهو دو دستی لوپم و کشید و گفت تو کی آدم میشی و یه سیلی محکم زد تو دهنم و گفت برو گم شو بشین سر جات .منم خجالت زده از دوستام اومدم نشستم و چند روز از این ماجرا گذشت ما شب چله بود خونه یکی از فامیلا دعوت بودیم رسیدیم به محله فامیلمون که از ماشین پیاده میشدیم دیدیم صدای جیغ و دعوای زن و مردی میاد و یهو دیدم خانم معلم ما پا برهنه از خونه اش اومد بیرون و شوهرشم پشت سرش باور کنید سیلی هایی که به من زده بود همون مدلی شوهرش جلوی چشمم بهش زد و هولش داد به حیاط و گفت برو گم شو خونه عوضی کثافت .خانم معلم هم که منو دیده بود خیلی ضایع شد.بعدش ما رفتیم تو و مامانم گفت که معلم منه  و...این خاطره رو گفتم که انسانها اگر قوی هم نباشند که در مقابل قدرت و زورگویی دیگران باستند کسی هست که جواب ظالمان و میده.
    پاسخ:
    جالب بود.
    شبیه کلید اسرار بود.
  • یک دختر ...
  • وقتی کلاس سوم بودم کل عید رفتم پیش مامانم.بیشترین زمانی که پیشش بودم همون موقع بود.معلومه دیگه یه جای غریبه با یه آدم غریبه با...بگزریم فقط اینو میگم که تابستونش وقتی قرار شد برای یه هفته دوباره برم پیشش زدم زیر گریه.واقعا دلم نمیخاست برم ولی هرچی به بابا التماس کردن اصلا گوش نداد بهم فقط میگفت مامانی گناه داره دلش تنگ شده.بعدم برام بلیط گرفت.

    من دیگه شب و روز گریه میکردم و التماس ولی هیشکی گوش نمیداد.چند روز مونده بود به رفتنم بابا هی میومد و میگفت پس چمدونت کو ولی من کاری نمی کردم شب آخر خودش اومد وسایلمو جمع کرد منم تمام مدت گریه کردمو بابا هم تمام مدت از خوبیا و جاهای جالب اونجا و خوشگذشتن با مامان گفت که مثلا من راضی شم.

    تصمیم گرفتم فردایی قبل از اینکه بابا بیاد خونه و منو ببره فرودگاه از خونه برم بیرون و وقتی برگردم که هواپیما رفته باشه ولی صبح که پاشدم دیدم بابا خونه مونده تا منو به موقع برسونه.تو ماشین دیگه گریه نمیکردم فقط قهر بودم باهاش و اخم کرده بودم.بابا هی میگفت با بابایی قهری؟دلت میاد قهر کنی؟میخوای این شکلی بری از پیشم؟میدونی اگه اینجوری بری تا برگردی تمام مدت بابایی غصه میخوره؟ منم تو دلم گفتم چه بهتر.

    وقتی رسیدیم بابا یه لحظه از کنارم رفت و تنها شدم و یهو دیدم دارم میدویم و رفتم یه گوشه قایم شدم میدونستم بابا هر وقت پیدام کنه منو میکشه ولی اصلا اشکال نداشت برام. فقط میخواستم نرم.بد از بلندگوها اسممو چندبار صدا زدن ولی من گوش ندادم از ترس داشتم میمردما ولی همونجا نشستم.از یکی پرسیدم ساعت چنده؟ چون میدونستم بلیطم برای سه  ونیمه خانومه گفت 4 هی فک میکردم یعنی هواپیما رفته یا نه می ترسیدم نرفته باشه و برم پیش بابا و بابا منو سوار کنه دوباره.

    یه کم دیگه صبر کردم ولی دیگه خیلی ترسیدم. رفتم همونجایی که اول نشسته بودم و دیدم بابایی نیست.فهمیدم که واقعا گم شدم رفتم به یکی از آدمای فرودگاه گفتم بابامو گم کردم اونم منو برد اطلاعات بعد اونا چند بار بابا رو صدا زدن و بابا اومد.خیلی عصبانی بود.وقتی منو دید فقط همون یه بار یه سیلی زد تو صورتم.هیچوقت دیگه بابا منو سیلی نزد.آدمای اونجا خیلی دعواش کردن و گفتن خوب بچست دیگه گم میشه...آخه نمی دونستن که من خودم فرار کرده بودم.منم زدم زیر گریه و رفتم بغلش گفتم ببخشید.بعد بابا دستم و گرفتو دنبال خودش کشید .می دونستم برسیم خونه بابا کلی منو تنبیه میکنه ولی همینکه داشتیم میرفتیم خونه خوشحال بودم.من هرچی صداش میکردم حتی یه کلمه هم حرف نمیزد تا اینکه کنار یه تاکسی فرودگاه وایساد و چمدونمو گذاشت صندوق عقبشو منو سوار کرد. نمی دونستم چرا سوار ماشین خودمون نشدیم.بعد بابا به راننده آدرس و پول داد و خودش رفت.یعنی سوار نشد.منم خیلی ترسیدم جیغ زدم، صداش کردم ولی دیگه رفته بود.راننده گفت کوچولو چرا گریه میکنی؟نترس بابات گفته ببرمت خونه بابابزرگت الان میرسیم.اما من کل راه فقط گریه کردم چون فک کردم بابا دیگه منو نمیخواد.

    من دو روز خونه بابابزرگم بودمو تو اون دو روز بابا نه اومد نه بهم زنگ زد و من مطمئن شده بودم که دیگه منو نمیخواد و منو دور انداخته ولی بابابزرگ مامان بزرگم هی میگفتن که نه بابایی عصبانیه آروم که شد میاد ولی من باور نمی کردمو فقط گریه میکردمو اصلا غذا نمی خوردم.

    تا اینکه بابایی بلاخره اومد دنبالم.اون روزا بدترین و وحشتناکترین روزای عمرم بود و داشتم راس راسی از غصه میمردم.بعد فهمیدم اینکارو کرده بود چون می دونست عصبانیتش زود تموم نمیشه و چون همونطور عصبانی منوسیلی زده بود میترسید اگه جلوی چشمش باشم راس راسی منو بکشه.

    این بدترین تنبیه عمرم بود.

    پاسخ:
    خاطره خیلی جالبی بود
    ممنون
    آره منم موافقم - چوب و فلک واقعا برا دخترا تنبیه وحشتناکیه ...
    ما همین سیلی خوردنم طاقت نمیاریم بعضی وقت ها چه برسه ...:)
    ابه نظر من چوب و فلک باید فقط بر روی پسر بچه ها انجام بشه . نظر شما چیه مریم خانم ؟
  • احمد جاویدی
  • اسلام به همه دوستان.من معلم  ریاضی دوره ی راهنمایی یا همون متوسطه اول  مدارس پسرانه هستم و تو کرمان درس میدم.چوب و فلک اونجوری که شما فکر می کنید نیست .تنبیه خوبیه واسه پسرها.من هر روز شاگردام رو فلک می کنم و محکم هم به کف پاهاشون می زنم.من از رو دلسوزی فلکشون می کنم نه واسه لذت.به همین خاطر گاهی اوقات از این که کف پاهاشون قرمز و زخمی میشن ناراحت میشم اما خب کسی رو بی دلیل فلک نمی کنم.به نظرم صبا خانم و مریم خانم نظرات خوبی دارن و خوب پاسخ میدن.واسه همین من تعداد ضربات چوب و فلک هام رو اعلام می کنم تا نظراتشون رو در این مورد بدونم.البته این رو هم بگم که کاملا اولیا از کارم راضی هستن و اجازه ی این کار رو دادن..واسه نمره ی زیر 15  بیست ضربه با ترکه فلک می کنم.واسه زیر 10  شصت ضربه با کمربند سر صف.واسه بی ادبی 70 ضربه با شلاق مخصوص فلک.واسه بلند بودن ناخن ها 20 ضربه با شلنگ.واسه بی اجازه حرف زدن 15 ضربه با خط کش اهنی فلکشون می کنم.واسه دیر اومدن هم ناظم 20 ضربه فلکشون می کنه با ترکه.خلاصه این که هر رور بساط چوب و فلک داریم.به نظرم پسربچه ها باید به روش چوب و فلک تنبیه بشن چون تنبیه خوبی واسه پسراست.لطفا نظراتتوون رو بگید.ممنون.                                                                                       
    پاسخ:
    سلام آقا معلم
    اگه واقعا تنبیه خوبی هست چرا هر روز بساط چوب و فلک دارید؟ چرا تمومی نداره؟
    با تشکر
  • علی ارامی
  • اسلام صبا خانم.من یک پدر 40 ساله هستم و شغلم کشاورزی هست.یه پسر 13 ساله دارم که خیلی دوستش دارم با همه ی شیطنت هاش.چندهفته  پیش یه نمره زیر 10 از درس ریاضی گرفت.من خیلی عصبانی شدم و تو زیر زمین خونه مون پاهای برهنه اش رو به فلک بستم و تا جایی که می تونستم با ترکه به کف پاهاش زدم و وقتی که دیدم دیگه نمی تونه فلک شدن رو تحمل کنه و ممکنه از کف پاهاش خون بیاد پاهاش رو باز کردم و فلک رو تموم کردم.متاسفانه یا خوشبختانه این چوب و فلک خیلی روی پسرم تاثیر مثبت داشت و بعد از اون فلک نمراتش به بالای 18 رسید.به نظرم به خاطر چوب و فلکه که درسش خوب شده چون بهش گفتم اگه درس نخونه با چوب و فلک پاهاش رو تنبیه می کنم.نمی دونم با این که اثر مثبت داشته  کارم درست بوده یا نه.به نظر شما باید از پسرم عذر خواهی کنم که فلکش کردم یا این که به این تنبیه ادامه بدم؟ممنون.دوست دارم نظر مریم خانم رو هم بدونم و هم چنین بقیه رو.
    همه خاطره هاشون قشنگه ...

    من توو ابتدایی خیلی شطرنج دوست داشتم بیشتر وقتا با پدرم بازی میکردم و ...
    یه بار که نشستیم پاش به وسطاش که رسید دیدم خیلی سخت شده و همیشه از باختن بدم میومد ( خیلی وقتا میزاشتن الکی ببرم ولی میفهمیدم بعدا ) خلاصه پدرم یه لحظه رفت و بهم گفت دست نزنی تا برگردم منم خیلی شیطون بودم  دو تا از مهره ها رو جابه جا کردم پدرم برگشت و سریع فهمید و یه توو دهنی  محکم زد بهم .
    دیگه از اونموقع جرات نکردم از این تقلبا انجام بدم
    //////////////
    یه بارم امتحان داشتم قرار بود مادرم ازم بپرسه منم نخونده بودم کلا
    غروبش  گفت بیام بپرسم بلد نباشی کتکت میزنم هااا...رفتیم توو اتاق که بپرسه ...اولی رو پرسید بلد نبودم یه سیلی آروم  زد .کلی ترسیده بودم ...
    دومی رو پرسید باز بلد نبودم شلپ یه سیلی دیگه خوابوند اونوره صورتم
    سومی رو پرسید و همینجور زل زده بود تو چشام دید بلد نیستم گوشمو گرفت بلند کرد برد گوشه ی اتاق خم شد جلو صورتم میگفت نمیخونی اره ...یه سیلی ! دفه ی اخرت باشه ها ...یه سیلی دیگه !
    اشکم دراومده بود توو همون خیسی صورتم چند تا دیگه پشت سر هم میزد به دو طرفه صورتم ...یعنی کتکی خوردم که نگووو.
    کلاس سوم ابتدایی بودم .هنوز درد سیلی زدناش توو گوشمه.
    بعضی وقتا میزد توو دهنم ، لبم سر میشد
    مادرا مخصوصا اون زمان همشون دست به توو گوشی زدنشون خوب بود - خیلی تحت فشار بودن ( یه بار مادر خودش جلو من بهش کشیده زد ...)
    زمان ما  تو ابتدایی معلم ها بدجور میزدنت
     من خودم از اول ابتدایی تا سوم ابتدایی سیلی و کشیدن گوشها، با خط کش ضربه زدن روی دست و زدن تسبیح روی سر و صورت رو تجربه کردم
    یعنی من بیشترین درد رو از سوم ابتدایی دارم آخه بخاطر یه جدول ضرب باید دوتا سیلی وده تا ضربه با تسبیح به سر و صورت و دستم مجازات میشدم ...سیلی هاشون خدایی درد داشت
    زمان ما منو تو یه مدرسه ای ثبت نام کردن و طبیعتن من اولش احساس غربت میکردم و وقتی ثلث دوم تموم شد من تازه داشتم با بچه ها مچ میشدم و شلوغ بازی در میاوردیم . یکی از این شلوغ بازیها این بود که بچه ها میرفتن رو طاقچه پنجره و میپریدن و من هم خواستم باهاشون همراه باشم که رفتم بالای لبه و وقتی پریدم بین زمین و آسمون بودم که معلم اومد تو و به من نگاه کرد و تند اومد جلو یک سیلی بهم زد من خشکم زده بود و بعد بهم گفت برو واستا کنار سطل آشغال :)))) منم رفتم و تا آخر اون زنگ من کنار سطل آشغال بودم و سرمم پایین بود از خجالت …
    سلام به همه
    یه دختر ،عجب خاطره ای بوده اون حلواهه!:) کلی خندم گرفت وقتی خوندمش
    منم بخاطر نمره ی دیکته م سیلی خوردم از مامانم
    اومد جلو بزنه داشتم عقب عقب میرفتم یه دفه خوابوند زیر گوشم - از اون سیلی های چسبناک بود هاااا
    .......

    آقا محسن خاطرت خیلی قشنگ بود ....منم یه بار همین بلا سرم اومد مامانم گفت چند تا ظرف شیشه ای جای ترشی از توو آشپزخونه بیارم
    کلاس چهارم پنجم بودم و اونموقع هر چی گشتم پیدا نکردم اونم داد و بیدادش شروع شد و پاشد اومد همونجور که داشتم میگشتم گوشمو کشید و یه سیلی محکم زد بهم.اونموقعا صورتم تپل بود سرخ سرخ میشد ...معمولا بعد از کتک میرفتم میخوابیدم وقتی بیدار میشدم یادم رفته بود دوباره روز از نو ...

    واییی ماشالا این خاطره ها مگه تمومی داره ...خیلی برا خودمون دلم میسوزه ...
    چه خوب که موضوع سیلی خوردن رو جدا کردین ...
    .........
    آره سعی میکنم هر روز یا هر دو روز یه خاطره تعریف کنم اگه به ذهنم برسه

    مدرسه ی قبلی که بودم چون بچه هاش خیلی شیطون بودن و پدرمادرا هم نظارتشون خلاصه میشد به چند ساعت اخر شب خیلی کار ما سخت شده بود - مخصوصا اینکه بعضیاشون مهد هم نرفته بودن که یه چیزایی رو یاد بگیرن ...یعنی توو یک ثانیه رو سروکله ی هم بودن !
    خلاصه آمار تنبیه کردنشونو ندارم ولی روزی نبود که ازم سیلی نخورن .
    من خودمم کم تنبیه نشدم و میدونم بعضی جاها فقط با یه ذره تندی و اخم کار پیش نمیره و بدتر از نرمی آدم استفاده میکنن...
    یه بار دوتا از بچه های دخترمون با هم درگیر شده بودن و کلی حرف بد این وسط رد و بدل شده بود وقتی ما رسیدیم دیدیم یکی شون داره اون یکی رو با حالت مسخره پیش بچه ها نشون میده ( یه کم لکنت داشت اون یکی ) خلاصه من اون لحظه نمیدونم چطور خودمو رسوندم به اونی که مسخره میکرد و گوششو محکم گرفتمو کشیدم طوری که آآخ و اوخش بلند شد گفتم بیا بیرون کارت دارم
    خیلی شیطون بود هی تکون میخورد منم محکم تر میکشیدمو تا بیرون بردمش.عادت ندارم جلو جمع سیلی بزنم میگم شاید به شخصیت شون بربخوره و خاطره ی خوبی نشه ولی وقتی بردمش بیرون کلاس
    یه کشیده زدم طرفه چپ صورتشو گفتم به چه حقی با فلانی بد حرف میزدی ! یه دونه دیگه زدم همون طرفو گفتم همه ی شما ماله همین شهر و همین مدرسه این ،نبینم بخوای خودتو دست بالا بگیری - یه بار دیگه  تکرار بشه سیلی محکم میخوری !
    شیطنت توو چشاش موج میزد انگار نه انگار تنبیه شده...
    یا شاید انقدر تنبیه شده که اصلا عین خیالش نبود .
     
    آآآآآآخی - آره منم اینجوری سیلی خوردم ...
    - اون روز غذامو نمیخوردم ...بدم میومد از غذاهایی که گوشت تووش بود سر سفره بودم هر چی میگفت بخور نمیتونستم و میریختمش اینور اونور ...اومد نشست جلوم هر لقمه ای که کامل نمیخوردم یه سیلی میزد
    فکر کنم 6 تا سیلی خوردم:)
    هنوز از اون غذاها بدم میاد ...بخاطرشون یه تووگوشی های خوردم که یادم نمیره
    سلام خاطراتتون قشنگ بود . منم سیلی زیاد خوردم همشو از مامانم واستون تعریف میکنم کلا یکی از دلایلش این بود که اگه یه چیزیو اگه میگفت واسش بیاریم یکم دیر میوردیم یا پیداش نمیکردیم داد میزد چی شد ؟ پیداش نکردی ؟ اگه میگفتی نیست . میگفت اگه نشونت دادم کتک میخوریا ! بعدش میومد گوشمو میگرفت میبرد با خودش وقتی نشون میداد میگفت این چیه بعدشم یدونه سیلی محکم میزد خیلی اینطوری خوردم دستشم خیلی سنگینه مامانم
    من دهه ۶۰ مقطع ابتدایی میرفتم  ولی یادمه سیلی ها و گذاشتن خودکار لای انگشتا دردش بیشتر از فلک بود
    یه معلم پنجم ابتدایی داشتیم خانم احدی چند بار به من سیلی زد یادم نمیره خیلی درد داشت درسو میپرسید به ازای هر غلط یه سیلی میزد .تو درس ریاضی اگه بلد نمیشدیم لای انگشتامون خودکار بیک میذاشت و فشار میداد طوری که بجه ها جیغ میزدن ولی نه پدر مادرا اعتراض میکردن نه دانش آموزان.
    اتفاقا پدرمادرا اون موقع طرف معلم و میگرفتن میگفتن کارش درسته.من از شعر خوندن و حفظ کردن خوشم نمیامد یه بار منو صدا کرد من نتونستم شعر و بخونم هر دفعه که غلط میخوندم داد میزد و درستش و خودش میخوند آخر سر بهم گفت فکر میکنی به همین راحتی ولت میکنم تا کتک نخوری نمیزارم بشینی من یه بچه ۱۰ ساله اونم یه زن ۳۵ ساله وای چقدر میترسیدم اومد جلو دوتا گوشمو یه جا کشید بعد شروع کردن به سیلی زدن اصلا ول کن نبود به حدی زد که شروع کردم به گریه کردن والتماس.
    جالب اینکه زنگ آخر هم ریاضی داشتیم دوباره صدا کرد ریاضی بپرسه این دفعه بهم گفت بلد نباشی خودکار لای انگشتت میزارم.خدا رو شکر همرو تونستم جواب بدم. درسته کتک خوردن خوب نیست ولی تو محیط مدرسه لازمه تنبیه شدن...
    یه بار دیگه  م مامانم حلوا درست کرده بود گذاشته بود رو زمین.من و داداشم تو خونه بازی میکردیم اومدیم تو آشپزخونه پامو گذاشتم رو حلوا!
    مامانم منو داداشمو دو تا کشیده زد و فرستاد بیرون ...
    یه بارم ریاضی 15 شدم برگه مو آوردم نشون بدم گفت بشین ببینم !گفت
    به ازایه هر سوال غلط یه سیلی  میخوری ...
    منم همون اول صورتمو گرفته بودم با دست یه دونه زد دید دستمو گرفتم جلوم عصبی شد دو تا دستمامو گرفت با اون یکی سه چهارتا کشیده ی محکم زد توو صورتم - به هق هق افتاده بودم چجوری...
    خودش معلم بود خیلی بدجور میزد ...

    یادمه یک بار از ناظمم کتک خوردم .
    سال پنجم دبستان بودم برف میومد،منو چندتا دیگه از دوستام دزدکی توی حیاط موندیم بعدم تو برفا بدو بدو میکردیم که ناظم ما رو پیدا کرد ونفری دوتا تووگوشی زد بهمون ...
     سیلی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من اولین باره اینجا میام - چه بحث های جالبی گذاشتین !
    یادش بخیر یه چک های ابداری میخوردیم اونموقع !
    الان که فکر میکنم می بینم واقعا اون زمان تربیت ها زمین تا آسمون بود با الان ...
    الان با یه بچه ای بدم حرف بزنی دیگه تا دو روز باهات قهره چه برسه تنبیه و ...
    منم زیاد سیلی خوردم - مخصوصا از مادرم
    بچه که بودم عشق توو کوچه رفتن و بازی های هیجانی و ...
    دوچرخه نداشتم ولی یه چوبی رو میفرستادم زیر یه  تایر لاستیکی و حرکتش میدادم مثلا میشد دوچرخه م :)خودمم باهاش حرکت میکردم
    یه بار اومدم از مدرسه دیدم مامانم خونه نیست منم از خدا خواسته رفتم بیرونو تا شب نیومدم چوب و لاستیکمم برده بودمو خلاصه خیلی خوش گذشت :)شب اومدم خونه و دیدم در بسته !در زدم .
    توو سه ثانیه مامانم پرید بیرونو تا چشمم خورد بهم دو تا کشیده ی خیلی محکم پشت سر هم زد توو گوشم ...آآاخ آآآخ یه دردی داشت که نگو...تمومه لدت بیرون کوووفتم شد - محکم گوشمو کشید فرستادم توو خونه ..پشت سرم میومد و فقط پس گردنی میزد
    اصلا نمیدونم اون شب چند تا چک دیگه نوش جان کردم ولی صبح که پاشدم جای انگشتاش رو صورتم مونده بود هنوز ...
    یه چوب نازکی ام داشتیم با اونم میزد هر از گاهی ولی بیشتر سیلی میزد ...خودمم دوست داشتم خاطره م یه جا نوشته بشه - ممنون بخاظر این بلاگ پر از خاطره

    عکسی که از سیلی گذاشتین هم خیلی حس آدمو زنده میکنه ...
    واقعا ممنون بابت انتخاب هاتون ....
    پاسخ:
    خواهش می کنم. شما لطف دارید
    وایییییییییییی مرسی فکر نمیکردم پیگیری کنید پیشنهادمو
    ......
    ممنونم -
    اکثر دخترا و پسرا اونموقعا تجربه ی سیلی خوردنو دارن
    منم زیاد خاطره دارم ...
    سعی میکنم هر بار یه دونه رو بنویسم ...
    توو مدرسه ی ابتدایی ما همه خانوم بودن و مدیرش یه مدیر خشن و بددهنی بود - ما کلاس اول که رفتیم مدرسه جو خیلی پراسترسی بود میدیدم بچه های چهارمو پنجم کتک های ناجوری میخورن کلی ترسیده بودیم ...اونموقع یه جوری بود که حتی به بعضی از ارشدایه مدرسه میگفتن کوچیکترارو بزنن در حضور کل بچه ها ...
    یه بار  کلاس دوم که بودم  مدادمو یه کلاس پنجمی گرفت و شکست دنبالش کردم ازش بگیرم چون کوچیک تر بودم وایسادو گفت مثلا میخوای چیکار کنی گفتم مدادمو بده ! گفت نمیدم !رفتم جلو از دستش بگیرم یه سیلی زد توو گوشم خیلی درد داشت  ...اومدم پیش مدیر دستم رو صورتم بود گفتم فلانی منو زده گفت خوب کاری کرده اونا بزرگتر از تو هستن برو سر کلاست شلوغم نکن ...
    گفتم فردا مادرمو میارم اون باید مدادمو پس بده ...خلاصه چشمتون روز بد نبینه از پشت میزش اومد کنارو گفت تو غلط میکنی دختره ی بی ادب الانم باید یه کشیده بخوری تا حالت جا بیاد...منم قبلش یه سیلی خورده بودم دیگه گفتم نهایتا یه دونه م میزنه و میرم - بردم توو انباریه مدرسه و اول یکی با پشت دستش زد توو صورتم خیلی دردم گرفت بعد اونطرفو سه بار پشت سر هم  توو گوشم زد و یه پس گردنیه محکم...
    هنوز یادم نمیره مقنعه م داشت درمیومد -   بعدا فهمیدم اون دختره دختره یکی از معلما بوده و اون دوره هم که تبعیض بیداد میکرد .
    پاسخ:
    خواهش می‌کنم. کلا ما مدیر پیگیری هستیم. و پیشنهادات سازنده رو با کمال میل می پذیریم

    ای وای.
    منم یه بار کلاس اول یا دوم دبستان یه لگد محکم از یه کلاس پنجمی بی شعور خوردم. هنوز دردش تو ذهنمه. خدا ازش نگذره خیلی درد گرفت مخصوصا چون من اصلا بی تقصیر بودم. فقط داشتم از وسط حیاط رد میشدم که برم آبخوری. اینا هم زنگ تفریح بود و داشتن با هم بازی می گردن. نمی‌دونم چی شد که یه دفعه پام درد گرفت. وقتی به خودم اومدم دیدم از یه کلاس پنجمی گنده‌بک لگد خوردم. از اینکه نمی تونستم از خودم دفاع کنم خیلی بدم اومد :(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی