دهه شصتی ها

تصاویر و خاطرات نوستالوژیک دهه شصتی / شما هم خاطرات خودتون رو برامون تعریف کنید...

دهه شصتی ها

تصاویر و خاطرات نوستالوژیک دهه شصتی / شما هم خاطرات خودتون رو برامون تعریف کنید...

نوستالژی (Nostalgia)، خاطره‌انگیز یا یادمانه یا دریغ نگاشت را می‌توان به طور خلاصه یک احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا، اشخاص و موقعیت‌های گذشته، تعریف کرد. معنی دیگر نوستالژی دلتنگی شدید برای زادگاه‌است. واژه‌نامه انگلیسی آکسفورد، نوستالژی را شکلی از دلتنگی که ناشی از دوری طولانی از زادگاه‌است، تعریف کرده‌است.
(برگرفته از دانشنامه آزاد ویکی پدیا)

آخرین نظرات
  • ۲۷ آذر ۰۰، ۰۹:۳۴ - S
    سلام

یه کوله پشتی پر از نوستالژی

دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۵۶ ب.ظ

سلام خسته نباشید.


 واقعا ممنونم که ما رو به سالها پیش بردید. من نزدیک سه سال هست ساکن استرالیا هستم. خیلی بهم چسبید. چند وقتی بود، دنبال آهنگ های زمان بچگی می‌رفتم و لذت می‌بردم.


ضمنا آدامس شیک تکی، و یه نوع دیگه شش تایی، یا دوازده تایی. آدامسی که طعم نعناع و دارچین داشت و اربیت، و آدامس سکه ای، و آدامس پلو و اون پودر صورتی که توش شانسی داشت ترش بود.عموما انگشتر بود.


فانیفکس و هانیسمک داخل شیر. آدامس شوک. آدامس ترقه ای. مجله رشد. پیک شادی. حلقه دور کمر چرخاندن. آدامس موزی و توت فرنگی. صفحات کتاب بشکل لوله لوله؛ یعنی بسمت داخل کتاب لوله کرده. یا با مداد در حاشیه خارجی کتاب مینوشتیم علوم و وقتی ورق میزدیم حرکت میکرد و طناب بازی.


من خودم جوهر سر ماژیک ها رو درمیاوردم و نوک مداد رو بطور کامل ازداخل مداد خارج میکردم -با شکستن چوب بیرون مداد- و داخل ماژیک میزاشتم میشد مداد نوکی. و از ابتکارات دیگه بستن قرقره به وسط تل سر دخترونه و گذاشتن تل از زیر چانه و درکل ساخت گوشی دکتر برای معاینه بود.

راستی بسکتبال دستی، یعنی داخل محفظه شیشه ای، یکی شبیه همون که همسایتون فوتبالش رو داشت و بشما نمیداند!! (اشاره به این لینک) پسر داییم داشت و ما آرزو داشتیم بازی کنیم. تفنگ آبی و خوردن آب از سرش. مداد که سرش عروسک روی فنر داشت و با نوشتن حرکت میکرد. شکلات هوبی و کاکائو بشکل ماهی داخل فویل طلایی و قرمز.

قرقوروت های یک ریالی. تفنگ ساچمه ای پولی سر کوچه. و عکس شاه یا صدام. نون خشکی. مداد داخل پنکه کردن و صداش. و انعکاس صدای خود در پنکه. کرسی رو یادتون رفته! آتش زدن پفک نمکی مینو و ترس از شنیدن اینکه از نفته!

بازی با کاغذ تاکردن، بنام شاه و دزد. بازی گانیه و زووو. سوراخ کردن پاکن با نوک اتود. کباب بازی. لاک زدن به پسته و ساخت ناخن مصنوعی. ساخت عروسک با دستکش که شبیه پسر خاله بود؛ هنوزم بلدم. ساخت ساعت برای درس ریاضی و استفاده پاکن درپشت برای چرخاندن عقربه ها. درست کردن کیک تولد بااستفاده از یک کبریت و یک تیتاب، یا کیک مدرسه! و مکیدن شهد ته گل مریم. پسرها گروگانگیری. مگس در شیشه مایونز و آتش زدن آن. تابلو بعنوان کادو روز معلم. گیره روسری زنانه. اون موقع مد بود اپل مانتو دیگه الان نیست اصلا. و قیجی تاشو. و دراوردن سیم دفتر سیمی. وای خدایا کتابهایی که دوخته میشدن.

من اولین کتاب داستانم هنوزم دارم، دوخته پدر خدابیامرزمه. اتیکت کتاب درسیهای اون موقع که نام نام خانوادگی و کلاس و مدرسه داشت و جلد اماده کتابها. دفتر کاهی. مداد تاشو که میشد خم کرد رنگ چوب بود. ساخت قایق با کاغذ و موشک.

بازی شغلها روی کاغذ تاخورده و بازی و حرکت به بیرون و داخل. اسم فامیل. و ورقه های رنگی مخصوص رنگی کردن تلویزیون. یا ابی یا قرمز و محافظ کامپیوترها. ورقه ای خاص. چرتکه بغالی ترازو بغالی...


واقعا یادش بخیر...

 

خاطره ارسالی از خانم معصومه واحد زاده

لطفا برای حمایت از ما در این سایت ثبت نام کنید: ثبت نام

شما هم می توانید عکس ها، خاطرات، و دیگر موارد نوستالژیک خودتون رو برای ما ارسال کنید تا به اسم خودتون در وبلاگ به ثبت برسه. لطفا مطالب خودتون رو به ایمیل من ارسال کنید.

ایمیل دهه شصتی ها: 1360s.blog.ir@gmail.com

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.